در نشست تخصصی «استفاده از ابزارهای نوین در تأمین مالی» که دوشنبه ۴ خردادماه ۱۴۰۵ در اتاق بازرگانی تهران برگزار شد، بر ضرورت گذر از نظام سنتیِ واممحور و حرکت به سمت ابزارهای مدرن تاکید شد. آنچه در این گزارش میخوانید، ۱۰ راهکار عملیاتی و نکته کلیدی است که از میان صحبتهای خبرگان بانکی و اقتصادی حاضر در این نشست استخراج شده است. این نکات به بنگاهها کمک میکند نقدینگی خود را هوشمندانهتر مدیریت کرده و از فرصتهای تأمین مالی نوین به بهترین شکل استفاده کنند.
در سالهای اخیر نیاز به نقدینگی برای بنگاههای اقتصادی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. به عنوان مثال، اگر در سال گذشته برای تأمین ارز مورد نیاز یک واحد تولیدی، حدود ۳۸۶۰ هزار میلیارد تومان مورد نیاز بوده، امسال این رقم به ۸۸۲۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این افزایش، صرفاً به دلیل رشد قیمت ارز نیست؛ بلکه افزایش قیمت مواد اولیه در بازارهای جهانی و همچنین بالا رفتن هزینههای دستمزد و عملیاتی، این نیاز را تشدید کرده است.
با وجود اینکه بانک مرکزی اقداماتی برای کنترل ترازنامه و نقدینگی انجام داده و شاهد رشد حدود ۵۰ تا ۶۰ درصدی نقدینگی نسبت به سال گذشته هستیم، اما این میزان هنوز نتوانسته پاسخگوی نیاز فزاینده بنگاههای تولیدی باشد. بزرگترین چالش بنگاهداری در ایران، مسئله نقدینگی است و در سال جاری این چالش از همیشه سختتر و جدیتر احساس میشود. در چنین شرایطی، اتکا به روشهای سنتی تأمین مالی دیگر کافی نیست و استفاده از ابزارهای نوین، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقا و رشد است.
راهکار اول؛ استفاده از ظرفیت اوراق گام
اوراق گام صرفاً یک ابزار پرداخت نیست، بلکه ابزاری برای خرید زمان و مدیریت شکاف نقدینگی است. در شرایطی که نیاز به نقدینگی برای خرید مواد اولیه بیش از دو برابر شده، اوراق گام به بنگاه اجازه میدهد بدون نیاز به دریافت وام نقدی، تعهد خود را به تأمینکننده منتقل کند.
چالشها و راهکارهای اجرایی مربوط با اوراق گام:
| چالش | راهکار اجرایی |
|---|---|
| استفاده از ظرفیت صدور اوراق گام صرفاً جهت تأمین ارز شرکتهای واردکننده اقلام سلامتمحور و نهادهای دامی | امکان استفاده از ظرفیت صدور اوراق گام جهت تأمین اعتباری ارز سایر بخشهای حیاتی و استراتژیک اقتصادی |
| عدم مساعدت لازم از سوی دستگاههای اجرایی جهت پذیرش اوراق گام بهمنظور تسویه دیون بنگاههای اقتصادی | صدور دستورات لازم توسط نهادهای بالادست بهمنظور ترغیب دستگاههای اجرایی جهت قبول اوراق گام |
| امکانپذیری توثیق اوراق گام صرفاً از حلقه دوم زنجیره | امکانپذیری توثیق اوراق گام از حلقه اول زنجیره و انجام اصلاحات لازم در سامانه مربوطه |
| وجود محدودیت ۵۰ درصدی برای هر متقاضی جهت انتقال اوراق به بازار سرمایه | امکانپذیر کردن ۱۰۰ درصدی انتقال به بازار سرمایه همانند دستورالعمل ابتدایی انتشار اوراق مزبور |
این اوراق به دلیل ماهیت ضمانتشده توسط بانک، اعتبار بالایی در زنجیره دارد و تأمینکننده میتواند آن را برای خرید نهادههای خود به حلقههای قبلی منتقل کرده یا در بازار سرمایه نقد کند. این ابزار به ویژه برای صنایعی که چرخه تولید طولانی دارند، حکم اکسیژن را در فضای منقبض بانکی ایفا میکند.
راهکار دوم؛ بهکارگیری تأمین مالی زنجیرهای (SCF)
تأمین مالی زنجیرهای (SCF) نگاه بانک را از داراییهای فیزیکی به جریان تجاری تغییر میدهد:
- در روش سنتی: بانک از شما سند ملکی میخواهد، پروسه ۳ ماه طول میکشد و سرمایه ممکن است صرف هزینههای غیرتولیدی شود.
- در روش SCF: ملاک، فاکتور خرید تایید شده در سامانه است. وثیقه، خودِ کالا یا اعتبار زنجیره است. سرعت پرداخت به دلیل حذف ارزیابیهای سنگین، تا ۷۰ درصد افزایش مییابد.
راهکار سوم؛ بهرهگیری از اسناد تعهدی
در محیطی که قیمت نهادهها ممکن است با جهشهای ۵۰۰ تا ۶۰۰ درصدی مواجه شود، نگهداری نقدینگی ریسک از دست رفتن ارزش را دارد و عدم دسترسی به آن باعث توقف تولید میشود.
ابزارهای تعهدی مانند برات الکترونیک و اعتبار اسنادی (LC) داخلی به بنگاه اجازه میدهند قراردادهای خرید خود را با قیمت امروز نهایی کرده و پرداخت را به آینده موکول کنند. این کار به معنای تثبیت قیمت تمامشده کالا در زمان حال و استفاده از نقدینگی موجود برای مخارج غیرقابل اجتناب است. این ابزارها عملاً ریسک نوسانات ارزی و قیمتی را برای تولیدکننده به حداقل میرسانند.
راهکار چهارم؛ تنزیل در بازار ثانویه
یکی از بزرگترین تصورات اشتباه، حبس کردن اسناد اعتباری تا زمان سررسید است.
ابزارهایی مانند اوراق گام و برات الکترونیک دارای بازار ثانویه فعالی در فرابورس هستند. بنگاههایی که با کسری نقدینگی آنی مواجه میشوند، میتوانند این اسناد را با نرخهای رقابتی تنزیل کرده و به وجه نقد تبدیل کنند.
این قابلیت نقدشوندگی بالا، اسناد تعهدی را به یک دارایی شبهنقد تبدیل کرده است که به مدیر مالی اجازه میدهد چرخه نقدینگی شرکت را به دقت مدیریت کرده و از توقف عملیات به دلیل کمبود ریال جلوگیری کند.
راهکار پنجم؛ بهرهبرداری از کارت رفاهی
تأمین مالی نباید صرفاً به سمت عرضه محدود شود. مدل نوین استفاده از کارتهای رفاهی متصل به اوراق گام، راهکاری برای تحریک تقاضا و تضمین فروش است. در این مدل، اعتبار مستقیماً به مصرفکننده نهایی داده میشود تا کالای تولیدی داخل زنجیره را خریداری کند.
وجه حاصل از این خرید، به صورت اعتباری در زنجیره تولید حرکت کرده و در نهایت نقدینگی را به واحد تولیدی بازمیگرداند. این فرآیند مانع از رسوب کالا در انبارها شده و از انجماد نقدینگی در کالای ساختهشده جلوگیری میکند، مشکلی که بسیاری از صنایع در دوران رکود با آن دست به گریبان هستند.
راهکار ششم؛ استفاده از فاکتورینگ
تصویب شیوهنامه جدید فاکتورینگ توسط بانک مرکزی، تغییری در تأمین مالی پیمانکاران و تأمینکنندگان طرف حساب با نهادهای بزرگ و دولتی است. در این روش، بنگاه مطالبات ناشی از صورتوضعیتها یا فاکتورهای تأیید شده خود را به یک نهاد مالی (فاکتور) واگذار میکند و در مقابل، بخش عمدهای از مبلغ را به سرعت دریافت میکند.
مزیت بزرگ فاکتورینگ این است که به عنوان وام در ترازنامه ثبت نمیشود و نسبتهای مالی شرکت را تخریب نمیکند، در حالی که جریان وجه نقد عملیاتی را به شدت بهبود میبخشد.
راهکار هفتم؛ افزایش تنوع ابزارهای نوین
در حالی که در بازارهای پیشرفته دنیا بیش از ۱۳۴ نوع ابزار متنوع در حوزه SCF تعریف شده است، در اقتصاد ایران ما هنوز در ابتدای راه با ۵ تا ۶ ابزار اصلی هستیم.
بخش خصوصی و اتاقهای بازرگانی باید فعالانه از نهادهای ناظر و شبکه بانکی مطالبه کنند تا ابزارهایی همچون فاکتورینگ معکوس، تأمین مالی موجودی انبار و ابزارهای مشتقه زنجیره تأمین را بومیسازی و اجرایی کنند.
تنوع ابزارها به معنای وجود راهکارهای اختصاصی برای صنایع مختلف (از کشاورزی تا پتروشیمی) است که هر کدام نیازهای زمانی و ریسکهای متفاوتی دارند.
راهکار هشتم؛ بهرهگیری از مشوقهای بانکی
بانک مرکزی برای کنترل تورم، سقفهای سختی برای رشد ترازنامه بانکها (تخصیص وام نقدی) تعیین کرده است. با این حال، ابزارهای زنجیرهای و تعهدی از این محدودیتها مستثنی شده یا دارای مشوقهای ویژهای هستند.
بنگاههای باهوش باید بانکهای عامل خود را ترغیب کنند که بهجای تلاش برای دریافت وام نقدی محدود، از خطوط اعتباری تعهدی استفاده کنند. این کار نه تنها برای بنگاه راهگشاست، بلکه برای بانک نیز به دلیل عدم درگیری منابع نقدی و دریافت کارمزد، جذابیت بالایی دارد و احتمال تصویب پرونده اعتباری را افزایش میدهد.
راهکار نهم؛ نوسازی واحد مالی
برای استفاده از ظرفیت ۱۴۳ همتی بازار SCF، واحد مالی شرکت شما باید این تغییرات را اعمال کند:
- تبدیل دفتر خزانهداری به واحد مدیریت اعتبار.
- تنظیم بودجه سالانه بر اساس «تقویم سررسید اسناد تعهدی» به جای جریان نقدی محض.
- آموزش تیم بازرگانی برای پذیرش و ارائه اسناد اعتباری به جای چک نقدی
راهکار دهم؛ مدیریت اعتبار زنجیره
در اقتصادی که حتی ۱۰ درصد افزایش هزینههای پیشبینینشده میتواند یک پروژه بزرگ را به تعطیلی بکشاند، مدیریت اعتبار در کل زنجیره اهمیت حیاتی دارد.
شرکتهای بزرگ باید چتر اعتباری خود را بر سر تأمینکنندگان کوچکتر بگسترانند. وقتی یک شرکت بزرگ از اعتبار خود برای تضمین خرید تأمینکنندگان خرد استفاده میکند، کل زنجیره تقویت میشود. این کار باعث میشود که کوچکترین حلقه زنجیره هم بتواند با هزینه پایین تأمین مالی شود و در نتیجه، کل زنجیره در برابر تکانههای ارزی و کمبود نقدینگی مصون بماند.
این نشست با حضور علیرضا کیانی، رئیس کمیسیون بازار پول و سرمایه اتاق تهران؛ اسماعیل محمدجانی، مدیر اداره تأمین مالی تولید بانک مرکزی؛ بیژن قزلبیگلو، معاون اعتباری بانک رفاه کارگران؛ کوروش شمس، مشاور ارشد بازار سرمایه و تأمین مالی از طریق ابزارهای نوین و جمعی از فعالان اقتصادی و مدیران مالی برگزار شد.
در این نشست، اسماعیل محمدجانی به تشریح اسناد بالادستی از جمله ماده ۱۰ برنامه هفتم توسعه و دستورالعملهای جدید بانک مرکزی در حوزه ابزارهای تعهدی پرداخت و علیرضا کیانی، چالشهای ریالی بنگاهها در مواجهه با جهشهای ارزی را واکاوی کرد. بیژن قزلبیگلو ظرفیتهای شبکه بانکی در پذیرش اوراق گام و برات الکترونیک را تشریح کرد و در ادامه، کوروش شمس به تبیین نقش بازار سرمایه در نقدپذیری ابزارهای نوین پرداخت و راهکارهای عملیاتی جهت تنزیل اسناد تعهدی و اتصال زنجیرههای تولید به ابزارهای متنوع بازار ثانویه را برای حاضران تشریح کرد.


