به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک به نقل از ریسک نیوز، فرهاد محرمی، تحلیلگر صنعت بیمه در یادداشتی در خصوص خاموشی دیجیتال در ایران و سرنوشت شبکه فروش بیمه و راهکارهای مواجهه با این ریسک نوشت:

پایانِ رویای دهکده جهانی؟
بیش از ۴۰ روز از آغاز بزرگترین خاموشی دیجیتال در تاریخ کشور میگذرد؛ بیش از ۹۸۰ ساعت قطع ارتباط با اینترنت بینالملل که خسارتی بالغ بر ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کلان کشور و هسته اقتصاد دیجیتال وارد کرده است. اما در میان این بحران، یک واقعیت استراتژیک، خود را به رخ کشید: «زیرساختهای داخلی زنده ماندند».
با وجود قطع دسترسی به شبکههای جهانی، سامانههای Core Insurance (هسته بیمهگری)، تراکنشهای بانکی و پرتالهای صدور بیمه به فعالیت خود ادامه دادند و حتی پرداخت خسارتها در ایام جنگ تسهیل شد. اکنون که به نظر میرسد دسترسی عمومی به اینترنت بینالملل در سطح یک درصد محدود مانده است، مدیران و شبکه فروش صنعت بیمه باید بپذیرند که منتظر ماندن برای بازگشت به شرایط گذشته، یک خطای استراتژیک است. ما وارد عصر «زیستبوم جزیرهای» شدهایم.
۱. پارادوکسِ «اینترنت پرو» و چالشِ B2C
اخیراً طرحهایی تحت عنوان «اینترنت پرو» برای کسبوکارها و «اینترنت سفید» برای فعالان اقتصادی (مانند اتاقهای تعاون و بازرگانی در ساعات مشخص کاری) فعال شده است تا از نیاز به فیلترشکن بینیاز شوند و مراودات تجاری خود را حفظ کنند.
اما برای یک استارتاپ بیمهای (Insurtech) یا یک نماینده فروش، این یک «تلهی استراتژیک» است. شرکت بیمه ممکن است با دریافت اینترنت طبقاتی بتواند ارتباطات سرورها (API) و عملیات اتکایی خود را با خارج حفظ کند، اما مشکل اینجاست که «مشتریِ نهایی» به اینترنت آزاد دسترسی ندارد. شما نمیتوانید در پلتفرمهایی بازاریابی کنید که مشتری شما دیگر در آنها حضور ندارد. اینترنت پرو، مشکل عملیاتی بنگاه (B2B) را حل میکند، اما مشکل ریزش تقاضا و ارتباط با مصرفکننده (B2C) را خیر.
۲. پیامرسانهای بومی؛ اجبار یا فرصت جدید بازار؟
با فیلترینگ و مسدود شدن کامل واتساپ، تلگرام و اینستاگرام، کوچ اجباری کاربران و نهادهای خدماتی به سمت پیامرسانهای داخلی (بله، روبیکا و ایتا) به یک واقعیت گریزناپذیر تبدیل شده است.
نگاهی به اخبار روزهای اخیر نشان میدهد که نهادهای حاکمیتی و خدماتی به سرعت در حال تغییر زمین بازی هستند؛ به عنوان مثال، سازمان بیمه سلامت ایران سرویس جدید خود برای استعلام پوشش بیمهای و نسخه الکترونیک را بر بستر پیامرسان «بله» راهاندازی کرده است. همچنین، ثبت درخواست جبران خسارت برای تاکسیهای آسیبدیده در جنگ اخیر نیز منحصراً از طریق همین پیامرسان انجام میشود.
این تجربه و شواهد بازار، یک سیگنال واضح برای شبکه فروش بیمه است: سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، قیفهای فروش و خدمات پشتیبانی باید به سرعت با API های پیامرسانهای بومی یکپارچه شوند. مقاومت در برابر این تغییر، به معنای از دست دادن سهم بازار است.
۳. معماری تابآوری؛ از آنلاینِ مطلق تا هیبرید (Hybrid)
صنعت بیمه باید از شوک ۴۰ روز گذشته درس بگیرد. استارتاپهای بیمهای و شبکههای فروش بزرگ که تمام تخممرغهای خود را در سبد «دیجیتالِ بینالمللی» گذاشته بودند، در این مدت فلج شدند. استراتژی بقا در سال ۱۴۰۵، حرکت به سمت مدلهای «هیبرید» (ترکیب آفلاین و شبکه ملی اطلاعات) است:
توسعه مینیاپها (Mini-Apps): به جای توسعه اپلیکیشنهای مستقل که نیازمند دانلود از استورهای بینالمللی هستند، باید خدمات صدور و خسارت را در قالب «مینیاپ» در دل سوپراپلیکیشنهای داخلی (مانند بله و روبیکا) پیادهسازی کرد.
بازگشت به بازاریابی پیامکی و تلفنی هوشمند: در تاریکیِ شبکههای اجتماعی، ارزش دادههای پایگاه مشتریان (Data Mining) و ارتباط مستقیم مبتنی بر شبکههای مخابراتی داخلی، دهها برابر شده است.
سخن آخر:
بیقطعیتی در زیرساختهای ارتباطی، دیگر یک «ریسک احتمالی» نیست، بلکه یک «هزینه جاری» در اقتصاد ایران است. مدیران و نمایندگانی که سریعتر سوگِ از دست دادن شبکههای جهانی را پشت سر بگذارند و معماری کسبوکار خود را بر بستر «اینترنت ملی» و «پیامرسانهای بومی» بازطراحی کنند، فاتحانِ این زیستبومِ جدید و محدود خواهند بود. انعطافپذیری، امروز تنها مزیت رقابتیِ واقعی است.