⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

در کجای این تعلیق ممتد ایستاده‌ایم؟

مینا حاجی، سردبیر ماهنامه عصر تراکنش / ۱۴۰۴ سال عجیبی بود؛ عجیب و فرساینده. تا همین چند سال پیش، پاندمی و مرگ‌ومیر گسترده ناشی از یک ویروس یا بیماری لاعلاج برایم چیزی از جنس تاریخ بود؛ روایتی که در کتاب‌ها خوانده و دیده بودم. فکرش را هم نمی‌کردم در زندگی‌ام تجربه پاندمی یک ویروس کشنده و […]

مینا حاجی، سردبیر ماهنامه عصر تراکنش / ۱۴۰۴ سال عجیبی بود؛ عجیب و فرساینده. تا همین چند سال پیش، پاندمی و مرگ‌ومیر گسترده ناشی از یک ویروس یا بیماری لاعلاج برایم چیزی از جنس تاریخ بود؛ روایتی که در کتاب‌ها خوانده و دیده بودم. فکرش را هم نمی‌کردم در زندگی‌ام تجربه پاندمی یک ویروس کشنده و قرنطینه را از سر بگذرانم. جنگ هم برایم از همین جنس بود؛ برای منی که در سال‌های پس از جنگ به دنیا آمده بودم، جنگ هم روایتی بود در کتاب‌ها و خاطره‌ها، نه تجربه‌ای زیسته.

اما حالا در سال ۱۴۰۴، یک «غیرقابل‌تصور» دیگر را در زندگی‌ام لمس کردم. در سال‌های گذشته، معمولاً سال را با جمله‌هایی مثل «سال سختی بود» به پایان می‌رساندیم؛ اما ۱۴۰۴ فقط سخت نبود، یک تعلیق ممتد بود. سایه جنگ بر کشور، بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها را در وضعیت تعلیق نگه می‌دارد و پرداختن به ساختن آینده را واهی جلوه می‌دهد. و تعلیق، مثل پیمانه زهری است که گاه پیمانه‌اش از خود زهر کشنده‌تر است.

با وجود تمام این حرف‌ها، در ۱۴۰۴ هم‌زمان با تهدیدهای جدی، فرصت‌های جدی هم شکوفا شدند؛ هرچند تهدیدها بیش از فرصت‌ها به چشم می‌آیند. تهدیدها در یک قدمی زندگی روزمره ما هستند و فرصت‌ها چند قدم آن‌طرف‌تر و از جنس آینده. در سال ۱۴۰۴، کسب‌وکارهای مالی کشور هم زیر فشار ریسک‌های پیچیده‌تری رفتند؛ ریسک‌هایی که آنها هم مانند من تا پیش از این تجربه نکرده بودند؛ از بحران‌های امنیتی و حفظ زیرساخت گرفته تا نگهداشت سرمایه انسانی و چالش‌های سیاست‌گذاری.

اما واقعیت این است که درست در همین فضای پرخطر، فرصت‌هایی هم شکل گرفت که شاید در شرایط عادی سال‌ها طول می‌کشید تا به آنها برسیم. تناقض همین‌جاست: در دل یک سال پراضطراب و معلق، مسیرهای تازه‌ای نیز برای بازطراحی آینده در فضای کسب‌وکار گشوده شد.


گفت‌وگو؛ تنها پادزهر تعلیق


سال گذشته هم در یادداشتم برای ویژه‌نامه پایان سال نوشتم «۱۴۰۳ سال عجیبی بود». اما راستش را بخواهید، خودم هم از تکرار این عبارت «سال عجیب» خسته‌ام. مدام از خودم می‌پرسم: پس کی قرار است از این سال‌های عجیب و سخت عبور کنیم؟ کی قرار است با آرامش به زندگی، کار و کسب‌وکارمان برسیم؟ کی قرار است دنبال معنای واقعی زندگی برویم؟ کی قرار است آینده را با حوصله و دقت بسازیم؟ شاید پاسخ «هیچ‌وقت» باشد. وقتی این را می‌نویسم، حس ناراحتی همراه با ناامیدی دارم. اما در میان همین غرولندهای ذهنی، یک چیز کمی آرامم کرد؛ گفت‌وگو.

وقتی برای جمع‌بندی سال ۱۴۰۴ میزگرد هلدینگ‌های فناوری اطلاعات بانک‌ها را برگزار کردم و روبه‌روی مدیران عامل دو هلدینگ بزرگ نشستم، انتظار داشتم گلایه کنند و از بن‌بست بگویند. اما عجیب بود؛ هیچ‌کدام غر نمی‌زدند. حتی می‌گفتند از دل همین بحران‌ها فرصت‌هایی بیرون آمده که باید آنها را دید و از نیمه پر لیوان گفت. امید داشتند و از امکان‌های تازه‌ای که همین سال پیش روی کسب‌وکارها گذاشته بود حرف می‌زدند. منِ خسته، لحظه‌ای با خودم گفتم شاید همین رویکرد درست باشد؛ شاید راه زنده ماندن در روزها و سال‌های تعلیق همین است که وسط تاریکی هم همچنان دنبال مسیر بگردی.


مرور سال، فراتر از غرزدن


فکر می‌کنم غرزدن‌های من تا همین‌جا کافی باشد. این سطرها را در روزهایی می‌نویسم که تیم تحریریه و خودم درگیر کارهای پایانی ویژه‌نامه‌ای هستیم که حالا شما در دست دارید. وقتی اندکی از حجم کار کم می‌شود، می‌نشینم و مثل عادتی آزاردهنده، دوباره سال را مرور می‌کنم؛ ورق زدن شماره‌ها، نگاه کردن به تیترها، مرور گفت‌وگوها و یادداشت‌ها.

به‌عنوان سردبیر ماهنامه عصر تراکنش همیشه تلاش کرده‌ام فقط گزارشگر اتفاق‌ها نباشم؛ نقش من این بوده که از دل این اتفاق‌ها خط روایت بسازم و به مخاطب نشان بدهم این صنعت دقیقاً در کجای تاریخ ایستاده است. برای همین، وقتی یادداشت‌های خودم را در این سال کنار هم گذاشتم، از «بفرمایید مالیات!» و وضعیت مبهم TSPها تا روایت رشد پلتفرم‌های آنلاین طلا، از درس‌های بحران و امنیت سایبری تا دغدغه زیرساخت و SCF، از آینده صنعت بانکی و پرداخت تا سرنوشت پرداخت‌یاری و پرسش همیشگی «چرا قانون‌گذار از نوآوری می‌ترسد؟»، به یک نتیجه رسیدم: سال ۱۴۰۴ برای صنعت مالی ایران، سال «تاب‌آوری اجباری» بود؛ سالی که در آن هم رگولاتورها و هم کسب‌وکارها ناچار شدند واقعیت را بی‌پرده ببینند و بپذیرند که آینده را نه با شعار، بلکه با تصمیم‌های سخت، زیرساخت درست و گفت‌وگوی واقعی می‌توان ساخت.


دیگر نمی‌شود خود را به خواب زد


دیگر آن روزهایی که فعالان و مدیران صنعت باید خودشان را تکه‌پاره می‌کردند تا به گروهی توضیح دهند کدام بخش‌های زیرساخت فرسوده یا ناکافی است، گذشته است. دیگر از آینده حرف نمی‌زدیم؛ در خودِ آینده ایستاده بودیم و بابت بی‌توجهی به هشدارها، ضربه‌های سنگینی خوردیم. حالا دیگر کسی نمی‌تواند خود را به خواب بزند و بگوید همه‌چیز گل‌وبلبل است. هرکس مسئولیتی دارد، باید به‌جای شعار، به فکر راهکارهای اساسی باشد.

این ویژه‌نامه حاصل همین نگاه است؛ نگاه منِ سردبیر که تلاش کرده‌ام در میان تمام این به‌هم‌ریختگی‌ها، تکه‌های پراکنده یک سال فرسایشی را کنار هم بگذارم و تصویری قابل‌فهم از صنعت مالی کشور بسازم. شاید «سال‌های عجیب» هنوز تمام نشده باشند، اما دست‌کم می‌توانیم دقیق‌تر بفهمیم در کدام نقطه ایستاده‌ایم؛ و همین فهم، شاید نخستین قدم برای عبور باشد.

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو