ویژهنامه پایان سال «عصر تراکنش» در زمانی پیش روی مخاطبان قرار گرفت که مرزی باریک میان کلمات و واقعیت شکل گرفته بود. این ۹ میزگرد تخصصی در بهمنماه ۱۴۰۴ و درست در آخرین روزهای پیش از آغاز جنگ در استودیو راهکار ضبط شده بودند. در همان روزها، بیش از ۲۰ مدیر ارشد صنعت مالی گرد هم آمده بودند تا نهتنها یک سال پرچالش را بازخوانی کنند، بلکه نقشهراهی برای عبور از طوفانهای ۱۴۰۵ ترسیم کنند. از اعلام پایان مدلهای سنتی پرداخت تا انقلاب شفافیت در بازار طلا، این گزارش روایتگر بلوغ اجباری فینتک در میانه بحران بود؛ جایی که فناوری دیگر یک انتخاب لوکس بهشمار نمیرفت و به تنها پناهگاه اقتصاد برای حفظ بهرهوری و تابآوری زیرساختها تبدیل شده بود.
در مطلب پیشرو، چکیده نگاه مدیرانی مرور میشود که کوشیده بودند با جایگزینی اعتبار بهجای پول نقد، نبض تولید را در سختترین شرایط زنده نگه دارند.
دگردیسی پرداختیاری؛ از درگاه تا بازوی مالی
در این میزگرد مدیران ارشد پرداختیاری بر پایان مدلهای سنتی درآمدزایی تأکید کردند. مهدی عبادی، مدیرعامل وندار، با صراحت اعلام کرد که «پرداختیاری در معنای فعلی دیگر وجود ندارد». به گفته او، درگاه پرداخت به خدمتی فرعی و کمدرآمد بدل شده و شرکتهای هوشمند باید خود را در قالب تسهیلگر تبادل مالی و ارائهدهنده خدمات گستردهتری چون بومهای API، بانکداری شرکتی و ارکستراسیون پرداخت بازتعریف کنند.
در ادامه مهدی مرادیان، مدیرعامل جیبیمو، نیز با تأکید بر همین تحول گفت: «پرداختیارهایی که در ارائه سرویسهای تخصصی و پلتفرمی تحول نکنند، از بازار حذف خواهند شد.» او آینده این صنعت را در تجمیع سرویسهای مالی و ایجاد تمایز در بخشهای خاص بازار دانست و هشدار داد که شرکتهای کوچک و تکمحصولی، ظرف چند سال آینده امکان بقا نخواهند داشت.
همچنین محمدمهدی فاطمیان، مدیرعامل زیبال، ضمن اشاره به اینکه تعداد کاربران درگاههای خرد هنوز بالاست، قوانین فعلی بانک مرکزی را عامل ازبینرفتن «ارزش پیشنهادی اولیه پرداختیاری» دانست.
او تأکید کرد که برای حفظ حیات این صنعت باید به سمت ساخت راهکارهای جامع (Total Solution) رفت؛ راهکارهایی که مجموعهای از نیازهای مالی، بانکی و پرداختی مشتری را پوشش دهند و از وابستگی صرف به کارمزدهای تراکنش رهایی یابند.
سال ۱۴۰۵؛ سالِ اعتبار و تأمین مالی زنجیرهای (SCF)
فعالان حوزه تأمین مالی زنجیره تأمین معتقدند که اقتصاد ایران دیگر توان ادامه مسیر سنتی و پولمحور را ندارد و ناگزیر است به سمت مدلی حرکت کند که در آن اعتبار جایگزین نقدینگی شود و گردش مالی بر پایه داده، تحلیل و اعتماد عملیاتی شکل بگیرد.
فرهنگ شریفی، مدیرعامل باروک، تصریح کرد که به دلیل قفل شدن منابع بانکی در داراییهای غیرمولد، حرکت به سمت مدلهای اعتبارمحور دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. شریفی هشدار داد که اگر این تغییر رخ ندهد، نه تنها زنجیرههای تأمین کوچک و متوسط تابآوری خود را از دست میدهند، بلکه بانکها نیز با فشار فزایندهای در حوزه ریسک نکول مواجه خواهند شد.
در همین راستا محمدرسول کاظمی، مدیرعامل تجارت شایان، پیشبینی کرد که در سالهای پیش رو، صنعت SCF از انحصار بانکها خارج شده و بازیگران جدیدی مانند لیزینگها و بازار سرمایه نقش پررنگی در تأمین مالی زنجیرهها ایفا خواهند کرد. آنها بر این باورند که سال ۱۴۰۵، زمان جهش این صنعت با تکیه بر دادههای هوشمند خواهد بود.
اقتصاد روی تردمیل؛ مأموریت بهرهوری در رکود
اقتصاددانان در این میزگرد به واکاوی شکاف میان رشد اسمی و واقعی پرداختند.
دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان، تبیین کرد که رشد واقعی اقتصاد نزدیک به صفر است و آنچه مردم حس میکنند، رشد «بادکنکی» ناشی از تورم است که تنها حجم عددها را بزرگ میکند.
نیلی هشدار داد که اگرچه بخش مالی در ظاهر فعالتر شده، اما این فعالیت بیشتر محصول بیثباتی و آربیتراژ است، نه ارزشآفرینی پایدار. با این حال، او معتقد است در سطح خرد هنوز ظرفیت بزرگی برای کاهش ناکارایی و بهبود تخصیص منابع وجود دارد؛ جایی که فینتکها میتوانند نقشآفرین باشند.
دکتر فرشاد فاطمی، اقتصاددان، با تأیید این چارچوب تحلیلی، مسئله «سقوط سرمایهگذاری» را کلید فهم اقتصاد ۱۴۰۴ دانست. به باور او، بخش واقعی اقتصاد از سالها قبل وارد فاز فرسایش ظرفیت شده و چون سرمایهگذاری حتی از استهلاک هم کمتر است، موتور رشد تقریباً خاموش مانده. در چنین شرایطی صنعت مالی نمیتواند موتور تولید باشد و بیشتر کارکرد دفاعی پیدا میکند: تبدیل به پناهگاه مردم در برابر تورم، از تب طلا و رمزارز گرفته تا موجهای مقطعی بورس.
در پایان دکتر سیدولیاله فاطمیاردکانی، بنیانگذار گروه توسن، زاویهای فناورانه به بحث افزود و تأکید کرد که در اقتصادی نزدیک به بازی جمع صفر، فناوری و هوش مصنوعی تبدیل به تنها ابزار نجات میشوند. او توضیح داد که وقتی رشد مولد وجود ندارد، تنها راه افزایش رفاه، ارتقای بهرهوری و کاهش اتلاف است؛ از نظام سلامت گرفته تا سیستم مالی و تصمیمگیری دولت. به باور او، اقتصاد ایران به اندازهای ناکاراست که هر اصلاح کوچک میتواند اثر بزرگ بگذارد. او تأکید کرد که در چنین شرایطی فینتکها و کسبوکارهای مبتنی بر داده فرصتی کمنظیر برای اثرگذاری دارند؛ اگر رگولاتوری صبور، منعطف و غیرایدئولوژیک مسیر آزمون و خطا را باز کند.
چالش بقا و تغییر پارادایم در شرکتهای PSP
مدیران صنعت پرداخت از فرسودگی زیرساختها در سایه تورم سخن گفتند.احسان ترکمن، مدیرعامل سپ، با تأکید بر فشار هزینهها و تورم افسارگسیخته در ۱۴۰۴، هشدار داد که اگر نظام کارمزد اصلاح نشود و هماهنگی صنعت برای کاهش هزینهها (از جمله هزینه هنگفت رول کاغذی و تجهیزات پایانهها) شکل نگیرد، پایداری شبکه پرداخت با خطر جدی روبهرو خواهد شد. او همچنین گفت رقابت ناسالم و مناقصههای قیمتی باعث شده شرکتها برای افزایش سهم بازار، سودآوری را قربانی کنند.
ترکمن راه نجات PSPها را در سرمایهگذاری روی فناوریهای نو، همکاری با فینتکها و خلق خطوط جدید درآمدی مانند BNPL و کیف پول دانست.
آرش لرستانی، مدیرعامل فنآوا کارت، از تغییر پارادایم در ساختار تصمیمگیری و مدل کسبوکار این شرکت خبر داد. او گفت در فنآوا کارت، برای بازگشت به سودآوری و پایداری بلندمدت، برخی خطوط کسبوکار فاقد توجیه اقتصادی بهطور آگاهانه متوقف شدند تا تمرکز شرکت از عملیات سنگین به سمت فناوری و محصول برود. لرستانی با اشاره به وابستگی درآمد PSPها به بانکهای سهامدار و کارمزدهای محدود شاپرک، تصریح کرد که مدل فعلی نمیتواند شرکتها را مستقل و سودآور نگه دارد و بنابراین باید به سمت مدلهای پلتفرمی، بانکداری شرکتی و فایننس تعبیهشده حرکت کرد.
همچنین محمد آجدانی، مدیرعامل پرداخت الکترونیک پاسارگاد، نیز از تغییر اساسی در راهبرد این شرکت گفت؛ تغییری از نصب انبوه پایانهها به سمت نصب هدفمند و تمرکز بر سودآوری واقعی. او توضیح داد که در رویکرد جدید، حتی کاهش آگاهانه سهم بازار در بخش کارتخوانها پذیرفته شد تا منابع به حوزههای سوددهتری چون درگاههای اینترنتی و هوشمندسازی فرایندها منتقل شود.
آجدانی افزود استفاده از هوش مصنوعی در کشف تقلب، دیجیتالیسازی جذب پذیرندگان و طراحی سامانههای دادهمحور به افزایش بهرهوری کمک کرده است.
انقلاب پلتفرمهای آنلاین در بازار سنتی طلا
پلتفرمهای طلای آنلاین با جذب سرمایههای خرد، شفافیت بیسابقهای در این بازار ایجاد کردهاند. مصطفی اکرمیآرانی، مدیرعامل میلی، سال ۱۴۰۴ را نقطهعطفی در تاریخ بازار طلای ایران دانست؛ سالی که بهگفته او، پلتفرم میلی با عبور از مرز ۲۰ میلیون کاربر توانست نقدینگیهای خرد جامعه را به دارایی امنی در مقابل تورم و بیثباتی اقتصادی تبدیل کند.
اکرمی تأکید میکند که بیش از نیمی از کاربران این پلتفرم دارای طلا با وزن کمتر از یک گرماند، نشانهای از آنکه کسبوکارهای دیجیتال طلا توانستهاند راهی برای مردم عادی جهت حفظ ارزش پولهای کوچکشان بیابند.
مصطفی افزونی، رئیس هیئتمدیره طلاین، سال گذشته را «سال رشد زیر سایه بحران» خواند. او معتقد است پلتفرمهای طلا توانستهاند با اجبار به صدور فاکتور رسمی و شفافسازی قیمتها، انقلابی در نظام سنتی معاملات طلا ایجاد کنند.
افزونی با انتقاد از توقف یکساله صدور مجوزها از سوی رگولاتور، گفت این تصمیم عملاً جلوی ورود بازیگران جدید را گرفته و رشد طبیعی اکوسیستم را متوقف کرده است. وی پیشنهاد میکند از طلای ذخیرهشده در بانکها بهعنوان پشتوانه برای رونق بازار سنتی استفاده شود تا هم اشتغالزایی و هم گردش تولید در صنف طلا افزایش یابد.
او آینده سال ۱۴۰۵ را وابسته به باز شدن مسیر صدور مجوزها و استفاده چابک از هوش مصنوعی میداند؛ اگر چنین اتفاقاتی رخ دهد، به باور او، صنعت طلا شاهد ورود بانکها و فینتکهای بزرگ و شکلگیری مدلهای نوین سرمایهگذاری خواهد بود.
مهدی فدایی، مدیرعامل طلاسی، در نقطه مقابل رکود و چالشها، از رشد زیرساختی این حوزه سخن گفت. به باور او، پلتفرمهای آنلاین طلا توانستهاند بازار سنتی را مجبور کنند شبانهروزی و شفاف کار کند. اکنون تأمینکنندگان طلا برای اولینبار نرخهای خریدوفروش خود را در اپلیکیشنها نمایش میدهند و فاکتور رسمی صادر میکنند.
فدایی گفت فعالیت طلاسی سبب شد بورس کالا نیز ساعات کاری خود را تا عصر افزایش دهد و حتی تحویل طلای خرد از ۳۰ سوت تا چند ده گرم را در فهرست محصولات رسمی خود بگنجاند.
او تأکید کرد که راه توسعه از مسیر همکاری بهجای تقابل با نهادهای سنتی و حاکمیتی میگذرد و با رفع محدودیتها، سال ۱۴۰۵ میتواند سال ظهور ایدههایی چون وامدادن مبتنی بر طلا، بیمه طلایی و ترکیب هوش مصنوعی با مدلهای سرمایهگذاری باشد.
بانکداری در عصر بحران؛ اولویتِ تابآوری بر نوآوری
معاونان فناوری بانکها بر اهمیت پایداری خدمات در شرایط جنگ و تحریم تأکید کردند.
سیدمحمدحسین محمودی، معاون فناوری اطلاعات بانک ملت، تمرکز اصلی سال ۱۴۰۴ را تابآوری و اعتماد دیجیتال معرفی کرد. بهگفته او، بحرانها نشان دادند تابآوری دیگر یک گزینه نیست، بلکه شرط بقا است.
محمودی با نگاهی انتقادی به ساختارهای سنتی، معتقد است که بانکها در پاسخ به نیاز نسل جوان ضعفهای جدی داشتهاند و اگر میخواهند سهم اعتماد را حفظ کنند، باید زبان نسل جدید را بفهمند. او بحرانهای اخیر را «آزمایش واقعی تابآوری» میداند و میگوید تجربه جنگ نشان داد اگر دادهها و سرویسها تفکیک نشوند و وابستگیهای پنهان (مانند پیامک، OTP و برق دیتاسنترها) نقشهبرداری نگردد، تابآوری فقط روی کاغذ باقی میماند. به باور او، تابآوری یعنی طراحی سناریوهای واقعی برای روزهای بحرانی؛ برنامهای که بانک ملت اکنون در تمام لایههای سرویس، دیتا، و سایت پشتیبان بهصورت عملی پیش میبرد.
او توضیح داد که لایه دیتا باید بهطور کامل از لایه سرویس جدا شود تا در مواقع بحران، اعتماد مشتری و امنیت اطلاعات آسیب نبیند.
مجید جعفریان، معاون فناوری اطلاعات بانک اقتصاد نوین، معتقد است مدلهای قدیمی فناوری دیگر پاسخگو نیستند و بانکها باید به سمت ساختارهای چابک و مفهوم «بانکداری بهعنوان سرویس» حرکت کنند.
جعفریان از توسعه بانکداری باز و سرمایهگذاری در فینتکها، رمزارز و احراز هویت دیجیتال سخن گفت و تأکید کرد بزرگترین چالش بانکها در تابآوری، فرسودگی زیرساختها و ریسک زنجیره تأمین تجهیزات حیاتی است؛ موضوعی که در بحران جنگ ۱۲ روزه اهمیتش بیشتر آشکار شد.
همچنین سیدجواد سجادی، معاون فناوری اطلاعات بانک تجارت خاطرنشان کرد که سال ۱۴۰۴ زمان بهرهبرداری از زیرساختهای جدید نرمافزاری و تمرکز بر اعتبار زنجیرهای بوده است.
او در حوزه هوش مصنوعی هشدار داد که سرمایهگذاریهای پراکنده و بدون هماهنگی میتواند منجر به حرکت تردمیلی و هزینههای بیثمر شود.
همافزایی هلدینگهای فناور؛ اتحاد رقبا در دل تهدید
سال ۱۴۰۴ برای هلدینگهای بانکی سال نزدیکی در برابر چالشهای امنیتی بود.
صابر امامی، مدیرعامل گروه دادهپردازی پارسیان، با نگاهی راهبردی به سال ۱۴۰۴ آن را سال «بحرانِ سازنده» توصیف کرد؛ سالی که اگرچه با حملات سایبری، فشارهای زیرساختی و محدودیت منابع همراه بود، اما اکوسیستم فناوری بانکی را از رخوت خارج کرد. به باور او، این سال دو لایه داشت: در سطح اول، تهدیدهایی که بقا و پایداری را به اولویت نخست تبدیل کردند؛ و در سطح دوم، فرصتهایی که از دل همین تهدیدها زاده شدند.
امامی تأکید کرد که بحرانها مسیرهای تازه کسبوکار را روشن کردند و موجب شدند هلدینگها به این جمعبندی برسند که «هیچکس بهتنهایی از پس این میدان برنمیآید». او شکلگیری «خط اعتماد» میان بازیگران خصوصی و حتی میان رقبا را مهمترین دستاورد ۱۴۰۴ دانست.
مسعود وکیلینیا، مدیرعامل ارتباط فردا، سال ۱۴۰۴ را حتی دشوارتر از پیشبینیها دانست و مفهوم «تابآوری» را کلیدواژه سال معرفی کرد. او توضیح داد که حملات سایبری گسترده و نااطمینانیهای بیرونی، جهت سرمایهگذاری را به سمت امنیت و پایداری برد و ناخواسته از تمرکز بر نوآوری کاست. به گفته او، وقتی بقای سرویس در اولویت قرار میگیرد، ریسکپذیری کاهش مییابد و سازمانها محتاطتر میشوند.
او با اشاره به بلوغ نئوبانکها تأکید کرد که هلدینگها باید با استقلال از بانک مادر، به سمت تنوع در سبد درآمدی و سرمایهگذاری در هوش مصنوعی حرکت کنند.
وکیلینیا و امامی معتقدند همافزایی شکلگرفته در این سال، زیربنای مستحکمی برای تحولات سال ۱۴۰۵ خواهد بود.
بیم و امید در زیستبوم معتمدان مالیاتی (TSP)
فعالان این حوزه نسبت به آینده شرکتهای معتمد با توجه به تعرفههای جدید هشدار دادند.
یوسف پناهی، مدیرعامل تیس، با اشاره به تورم سالانه ۵۰ تا ۶۰ درصدی گفت اگرچه هزینههای شرکتها هر سال افزایش یافته، اما کارمزدهای معتمدان مالیاتی نهتنها تعدیل نشده بلکه با کاهشهای سنگین روبهرو بوده و ادامه فعالیت با این مدل در سال ۱۴۰۵ عملاً برای بسیاری از شرکتها نگرانکننده است.
محمدرضا روشناس، مدیرعامل شرکت پردازش هوشمند معتمد کسبوکار (تیران)، بر خطر از دست رفتن فرصت ورود به بازار مؤدیان خرد تأکید کرد و گفت اگر شرکتهای TSP امسال برای توسعه خدمات ارزشافزوده و محصولات جدید اقدام نکنند، در سال ۱۴۰۵ عملاً شانسی برای حضور مؤثر در این بازار بزرگ نخواهند داشت.
امیر کشورزاد، مدیرعامل کیسان، امیر کشورزاد، مدیرعامل کیسان، ریشه بخش مهمی از بحران فعلی را در «نگاه اشتباه رگولاتور» دانست و گفت رگولاتور باید شرکتهای معتمد را بازوی فناوری و شریک اجرایی سیاست مالیاتی ببیند، نه فقط پیمانکارانی که وظیفه صدور صورتحساب را برعهده دارند.
او گفت مادامی که این نگاه اصلاح نشود، تعارضها، مدلهای کارمزدی ناکارا و بیثباتی سیاستها ادامه خواهد داشت.
علیاکبر ارسنجانی، مدیرعامل معتمد اول سام، معتقد است بحران فعلی نتیجه نبود یک نقشهراه شفاف، رگولاتور چابک و ساختار مشخص حکمرانی در حوزه TSPهاست.
او گفت بازار مالیاتی هنوز بکر و دارای ظرفیت رشد است، اما بدون رگولاتور فناورانهای که بتواند فرایندها را هدایت و منظم کند، این صنعت بهجای رشد، دچار فرسایش خواهد شد.
امیر یزدانی، مدیرعامل ریما، از زاویه دیگری هشدار داد: مهمترین تهدید فعلی، افزایش بیسابقه عدمقطعیت در سیاستهاست؛ از تغییرات لحظهای تعرفه تا نوسان مقررات و سردرگمی رگولاتور.
او گفت این بیثباتی باعث شده شرکتها نتوانند حتی تا سه ماه آینده برنامهریزی کنند، چه برسد به سال بعد.
یزدانی تأکید کرد که برای نجات این صنعت، رگولاتور باید مسیر مشخصی تعریف کند و نقش TSPها را در زنجیره ارزش مالیاتی روشن سازد.
بلوغ لندتک؛ مدیریت ریسک در میان تضاد رشد و بقا
صنعت لندتک با وجود چالشهای تأمین مالی، بر مدیریت دقیق ریسک متمرکز شده است. امید ترابی، مدیرعامل دیجیپی، تضاد اصلی سال ۱۴۰۴ را «کشمکش میان بقا و رشد» دانست.
او تأکید کرد که رشد بدون انضباط ریسک، سقوط حتمی است. به باور او، برخلاف کسبوکارهای اینترنتی که میتوانند ابتدا رشد کنند و سپس بهینهسازی انجام دهند، در لندتک این منطق خطرناک است.
ترابی توضیح داد که مدیران لندتک باید همزمان میان چهار محور ریسک، نکول، هزینه پول و رقابت تعادل برقرار کنند. او همچنین بر ضرورت آزادسازی نرخ سود بانکی و طراحی صحیح سناریوهای آینده (Scenario Planning) برای عبور از سال ۱۴۰۵ تأکید کرد.
روحاله پرنیان، مدیرعامل سابق جیاسام پی، تأکید کرد که بزرگترین ریسک پیشِروی لندتکها، نبود یک سیستم شفاف و مشترک اعتبارسنجی است؛ مسئلهای که تابآوری تمام مدلهای اعتباری را تهدید میکند. او هشدار داد اگر تا ۱۴۰۵ پیشرفت معناداری در اعتبارسنجی نداشته باشیم، صنعت دچار حسرت و عقبماندگی خواهد شد.
محمدمهدی مؤمنی، مدیرعامل ازکیوام، صنعت لندتک را موتور تغذیهکننده نظام بانکی معرفی کرد.
او گفت نقش اصلی شرکتهای لندتک، هدایت منابع بانکی به سمت مشتریان باکیفیت، ایجاد مکانیزمهای مصرف قانونی و کاهش ریسک بانکهاست. مؤمنی لندتک را مکمل نظام مالی کشور دانست، نه رقیب آن.
او هشدار داد که سیاستگذار باید قوانین توسعهمحور و مبتنی بر شناخت واقعی ذینفعان تصویب کند، نه مقرراتی که فقط برای حذف ریسک و محدودسازی تدوین میشوند. به باور او، نگاه احتیاطی بیش از حد میتواند مانع بلوغ صنعت در ۱۴۰۵ شود.
علیرضا شفیعی، مدیرعامل کیپا، سال ۱۴۰۴ را نقطه روشن شدن مرزها میان وام سنتی و مدلهای نوین BNPL (خرید اقساطی بدون تضمین) دانست.
او توضیح داد که هم کاربران و هم بانکها اکنون درک دقیقتری از تفاوت این مدلها دارند. شفیعی آینده صنعت را در توسعه مدلهای مشارکتی میان بانکها و لندتکها و رشد BNPL بنگاهبهبنگاه (B2B) میبیند؛ مدلی که به گفته او پتانسیل تبدیلشدن به موتور اصلی رشد صنعت در سه سال آینده را دارد.
او همچنین بر ضرورت توزیع ریسک میان کسبوکارهای مختلف و ایجاد اکوسیستمهای تأمین مالی چندلایه تأکید کرد.
امیرحسین داودیان، معاون مدیرعامل بانک تجارت، نگاهی کلانتر به لندتکها داشت و آنها را ابزار کمنظیر در تنزیل درآمدهای آتی خانوارها در اقتصاد تورمی ایران توصیف کرد. بهگفته او، لندتکها توانستهاند بخشی از رفاه ازدسترفته مردم را بازآفرینی کنند، اما برای تداوم این نقش باید به تنوعبخشی در منابع تأمین مالی و ایجاد ابزارهای نوینی مانند وثیقه دیجیتال و توکنایزیشن داراییها دست بزنند.
داودیان تأکید کرد پایداری واقعی لندتک زمانی محقق میشود که علاوه بر بانکها، بازار سرمایه نیز بهصورت فعال در تأمین مالی آنها مشارکت کند.








