⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

بانک‌های ایرانی در بوته آزمون جنگ

بانک‌های ایرانی در بوته آزمون جنگ
تصورش را بکنید؛ صدای آژیر، لرزش دیوارها از موج انفجار، و در همان حال مشتری‌ای که جلوی دستگاه خودپرداز ایستاده و می‌خواهد مطمئن شود پول خرید امشبش از کارت خارج می‌شود. جنگ که می‌شود، همه نگاه‌ها اول به آسمان است و بعد به کارت بانکی توی جیب. چون اگر سیستم بانکی از کار بیفتد، امنیت […]

تصورش را بکنید؛ صدای آژیر، لرزش دیوارها از موج انفجار، و در همان حال مشتری‌ای که جلوی دستگاه خودپرداز ایستاده و می‌خواهد مطمئن شود پول خرید امشبش از کارت خارج می‌شود. جنگ که می‌شود، همه نگاه‌ها اول به آسمان است و بعد به کارت بانکی توی جیب. چون اگر سیستم بانکی از کار بیفتد، امنیت اقتصادی مردم پیش از هر چیز دیگری فرو می‌ریزد.

در جنگ ۴۰ روزه رمضان، شبکه بانکی ایران آزمونی را پشت سر گذاشت که شاید هیچ‌گاه در تاریخ بانکداری کشور مشابهش رخ نداده بود؛ آزمونی که ترکیبی بود از حملات سایبری بی‌سابقه، اصابت موشک به ساختمان‌های بانکی، و هراس روانی که می‌توانست ظرف چند ساعت صف‌های طولانی مقابل شعب را به خیابان‌ها بکشاند. اما آنچه در عمل رخ داد، روایتی است از تاب‌آوری، پیش‌بینی و مدیریت بحرانی که حالا می‌توان با قطعیت گفت: «سیستم بانکی ایران در این آزمون نمره قبولی گرفت.»


سایبری‌ترین جنگ، آرام‌ترین پرداخت‌ها


از نخستین ساعات آغاز جنگ، دشمن تمام توان خود را روی یک نقطه متمرکز کرده بود: «فلج‌سازی سامانه‌های پرداخت آنلاین.» حجم حملات به لایه‌های زیرساخت سوئیچ ملی و بانک‌های تجاری به حدی بود که در تاریخ حملات سایبری علیه ایران بی‌سابقه خوانده شد. اما این بار ماجرا فرق می‌کرد. فایروال‌های بومی و سامانه‌های هشدار سریع که حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌های داخلی بود، توانستند پیش از آنکه سیستم‌ها فلج شوند، حملات را مهار کنند.

نتیجه این دفاع سایبری را می‌شود در یک عدد خلاصه کرد: ۵ میلیارد تراکنش خرید. درست خوانده‌اید؛ درست در همان روزهایی که اخبار حمله و ضدحمله صدر رسانه‌ها را پر کرده بود، مردم ایران ۵ میلیارد بار کارت‌هایشان را روی دستگاه‌های کارتخوان کشیدند، از کیوسک‌ها خرید کردند و پرداخت‌های اینترنتی‌شان را انجام دادند. تازه این همه ماجرا نیست؛ ۹۰۰ میلیون تراکنش انتقال وجه هم از مسیر ساتنا، پایا، پل و کارت به کارت ثبت شد. یعنی هر ایرانی در طول این ۴۰ روز، به طور میانگین روزی ۱.۷ بار از خدمات بانکی استفاده کرده است؛ آماری که در زمان صلح هم برای یک سیستم بانکی قابل دفاع است، چه برسد به روزهای جنگ.

بانک مرکزی اما پیش از شروع بحران، سناریوی قطع همزمان اینترنت، برق و اختلال در شبکه شتاب را پیش‌بینی کرده و لایه‌های امنیتی متعددی طراحی کرده بود. وقتی دو بانک بزرگ کشور هدف قرار گرفتند، ظرف کمتر از ۲۴ ساعت سامانه‌های جایگزین فعال شدند و خدمات از مسیرهای موازی به جریان افتاد. این یعنی سیستم بانکی یاد گرفته بود که نباید تمام تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد گذاشت.


وقتی بانک‌ها زیر آتش ماندند


جنگ رمضان فقط در فضای سایبری نبود. موشکی که به یکی از ساختمان‌های بانک سپه در تهران اصابت کرد، نشان داد دشمن به دنبال وارد کردن خسارت فیزیکی هم هست. همزمان، سامانه‌های بانک ملی و بانک سپه با اختلالات موقتی روبه‌رو شدند. اما نکته اینجاست که میانگین زمان بازیابی خدمات در این بانک‌ها کمتر از ۶ ساعت بود؛ عددی که در شرایط جنگی، یک رکورد محسوب می‌شود.

شعبه بانک تجارت واقع در محدوده خیابان ۱۵ خرداد که در حمله هوایی ۱۰ اسفند‌ماه تخریب شد.

چطور چنین چیزی ممکن شد؟ پاسخ در یک برنامه‌ریزی عملیاتی دقیق نهفته بود: تیم‌های عملیاتی شیفتی در واحدهای ستادی و فناوری اطلاعات به صورت ۲۴ ساعته فعال بودند. بانک‌ها موظف شده بودند حداقل ۲۰ درصد از نیروهای پشتیبان خود را در تمام ساعات شبانه‌روز پای کار نگه دارند. نتیجه این شد که بعد از هر حادثه، ظرف حداکثر ۲۴ ساعت سامانه‌های جایگزین و شعبه‌های سیار فعال می‌شدند.

حضور فیزیکی شعب هم بسته به منطقه، بین ۳۰ تا ۱۰۰ درصد حفظ شد. ساعت کاری شعب هم با شرایط جنگی تنظیم شد: از ۷:۳۰ صبح تا ۱۳:۳۰ برای روزهای شنبه تا چهارشنبه، و تا ۱۲:۳۰ پنج‌شنبه‌ها. این یعنی حتی وقتی شهر زیر هشدار بود، کارمند بانک پشت باجه نشسته بود و کار مردم را راه می‌انداخت.


هراس بانکی؛ بحرانی که خنثی شد


بدترین سناریوی قابل تصور در هر جنگی، هجوم مردم به بانک‌ها برای تخلیه حساب‌هاست؛ پدیده‌ای که اقتصاددان‌ها به آن «هراس بانکی» می‌گویند و می‌تواند ظرف ۴۸ ساعت یک سیستم اقتصادی را از پای درآورد. بانک مرکزی اما پیش از آنکه مردم به خیابان‌ها بریزند، بسته عملیاتی خود را رو کرد.

شعبه بانک کشاورزی در اسکله شهید رجایی که در حملات هوایی آسیب دید.

اول: افزایش سقف‌ها. سقف برداشت نقدی از خودپردازها به ۵۰۰ هزار تومان در شبانه‌روز رسید و سقف تراکنش غیرحضوری با رمز دوم ثابت از ۵ میلیون ریال به ۱۰ میلیون ریال افزایش یافت. این یعنی مردم می‌توانستند بدون مراجعه به شعبه، نیازهای روزمره خود را پوشش دهند.

دوم: اسکناس‌های یک میلیون تومانی. از ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ این اسکناس‌ها در شعب منتخب توزیع شد تا نیاز به حمل حجم بالای اسکناس کاهش یابد و کمبود نقدینگی در جامعه جبران شود.

سوم: تمدید خودکار کارت‌های تاریخ‌گذشته. یکی از دغدغه‌های اصلی مردم در اسفندماه، انقضای کارت‌های بانکی بود. بانک مرکزی با یک دستور ساده اما هوشمندانه، تمام کارت‌های منقضی شده را سه ماه تمدید کرد و یکی از بالقوه‌ترین منابع بحران اعتماد را از پیش پا برداشت.


حمایت از مردم و بنگاه‌ها؛ تصمیمی که ورشکستگی‌های زنجیره‌ای را متوقف کرد


در شرایط جنگی، اگر بانک‌ها بخواهند طبق روال عادی جریمه دیرکرد دریافت کنند و محدودیت‌های اعتباری را اعمال کنند، نتیجه‌اش چیزی جز موج ورشکستگی‌های زنجیره‌ای نخواهد بود. بانک مرکزی این واقعیت را به خوبی درک کرده بود. به همین دلیل بسته جامع حمایتی را ابلاغ کرد: بخشودگی کامل جریمه دیرکرد وام‌های خرد زیر ۷۰۰ میلیون تومان، تعلیق محرومیت‌های قانونی چک‌های برگشتی برای دوره اضطرار، و برداشتن محدودیت اعطای تسهیلات برای بنگاه‌هایی که اقساطشان عقب افتاده بود.

این تصمیم‌ها شاید در نگاه اول فنی به نظر برسند، اما معنای واقعی‌شان این بود: بنگاه‌های تولیدی می‌توانند نفس بکشند، کسب‌و‌کارهای خرد تعطیل نشوند و چرخ اقتصاد کشور از حرکت نایستد.


چرا این تاب‌آوری مهم بود؟


تداوم خدمات بانکی در جنگ رمضان سه دستاورد راهبردی داشت که هر کدام به تنهایی ارزش تحلیل دارد:

نخست: پیشگیری از شکل‌گیری بازار سیاه پول. وقتی مردم مطمئن شدند کارت بانکی‌شان در هر شرایطی کار می‌کند، دیگر نیازی نداشتند پولشان را از بانک خارج کنند و به طلا یا ارز تبدیل کنند. نتیجه این اعتماد را می‌شد در بازار دید؛ بازار طلا و ارز خالی از خریدار بود و حتی بسیاری از مردم تمایل داشتند طلا و ارز خود را به ریال تبدیل کنند. به همین دلیل نرخ طلا و ارز در این مدت نه تنها افزایش نیافت که کاهش هم پیدا کرد.

دوم: تداوم زنجیره تأمین. با حفظ عملیات پایانه‌های فروش و درگاه‌های پرداخت آنلاین، کسب‌و‌کارهای خرد و متوسط توانستند به حیات اقتصادی خود ادامه دهند. ۵ میلیارد تراکنش خرید یعنی سوپرمارکت‌ها، داروخانه‌ها، نانوایی‌ها و فروشگاه‌های آنلاین در طول جنگ تعطیل نشدند.

سوم و شاید مهم‌ترین: کاهش هزینه روانی جنگ. شاخص‌های رفتاری نشان می‌دهد هرگونه توقف خدمات بانکی می‌تواند ضریب اضطراب جامعه را ۳ تا ۴ برابر افزایش دهد. برعکس، وقتی مردم می‌بینند حقوق کارمندان و بازنشستگان به موقع واریز می‌شود و خودپردازها پول دارند، بخش مهمی از آرامش روانی جامعه حفظ می‌شود.


پایانی که یک آغاز است


شبکه بانکی ایران در جنگ رمضان ثابت کرد که برخلاف تصور دشمن، نقطه ضعف اقتصاد کشور نیست. این سیستم نشان داد که با تکیه بر زیرساخت‌های بومی، برنامه‌ریزی پیش از بحران و نیروی انسانی متعهد، می‌توان حتی زیر آتش هم به مردم خدمت کرد.

عملکرد بانک مرکزی و نظام بانکی در این ۴۰ روز، مصداق بارز «مسئولیت‌پذیری در شرایط بحرانی» بود؛ تجربه‌ای که نه تنها در تاریخ بانکداری ایران ثبت خواهد شد، بلکه می‌تواند الگویی برای مدیریت بحران‌های آینده باشد. این آزمون نشان داد که «تاب‌آوری» فقط یک واژه فنی نیست؛ یعنی شعبه‌ای که زیر آتش دشمن باز می‌ماند، یعنی کارمندی که در شیفت شب پای سامانه می‌نشیند، یعنی خودپردازی که در شلوغ‌ترین روزهای جنگ پول دارد.

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو