
به گزارش فرکانس، بیمه دانا میگوید کنار کشیده است. نامه کانونهای بازنشستگی میگوید به دلیل نارضایتی بازنشستگان کنار گذاشته شده است و میان این دو روایت، میلیونها بازنشستهای قرار دارند که برای دریافت سادهترین خدمات درمانی، ماهها با تأخیر، سامانههای مختل و مراکز درمانی غیرهمکار مواجه بودهاند.
ابوالفضل آقادادی، مدیرعامل بیمه دانا، اخیرا با لحنی صریح اعلام کرد شرکتش حتی وارد مناقصه جدید بیمه تکمیلی درمان بازنشستگان کشوری نشده است. از نگاه او، ادامه این قرارداد میتوانست توانگری مالی شرکت را از سطح ۲ به سطح ۴ تنزل دهد، سقوطی که به گفته وی، عملاً دست دانا را از بسیاری از مناقصات آینده کوتاه میکرد. او تأکید کرد: «نه در مناقصه شرکت کردیم و نه حتی پاکت ارسال کردیم.»
اما آنسوی میز، بازنشستگان تصویر دیگری ترسیم میکنند. در نامهها و بیانیههای منتشرشده از سوی کانونهای بازنشستگی، مسئله صرفاً یک اختلافنظر میان بیمهگر و صندوق نیست، بلکه سخن از تأخیرهای چندماهه در پرداخت خسارتهای درمانی، اختلال در سامانه ثبت مدارک، محدودیت شعب استانی و حتی خودداری برخی مراکز درمانی از پذیرش بازنشستگان است
ابوالفضل آقادادی بخشی از بحران را متوجه صندوق بازنشستگی کشوری میداند. به گفته او، حدود نیمی از مطالبات بیمه دانا پرداخت نشده بود و شرکت تنها پس از پیگیری توانسته حدود هزار میلیارد تومان از این مطالبات را وصول کند. او تصور میکند مدیران قبلی پشت میز نشسته بودند و منابع بهصورت خودکار و روتین واریز میشد. سخنان او نشان میدهد که پیگیری حق بیمهها از مراکز و سازمانهای بزرگ ظاهرا کار سخت و پیچیدهای برای اوست، موضوعی که در شرکتهای بزرگ از وظایف مدیران عامل است.
اما برای بازنشستهای که پشت درِ یک مرکز درمانی منتظر تأیید بیمه مانده، بحث بر سر «توانگری مالی» یا «جریان نقد» مفاهیمی دور و انتزاعی است. آنچه او تجربه میکند، تعویق درمان و فرسایش آرام امنیت روانی است.
با این همه، قرارداد درمان صندوق بازنشستگی کشوری همچنان یکی از بزرگترین پرتفویهای درمانی صنعت بیمه ایران محسوب میشود؛ پرتفویی سنگین، پرریسک و در عینحال استراتژیک که اتفاقا اخیرا هم از دانا خارج شد. بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر نرخگذاری قرارداد واقعبینانهتر و پیگیری پرداخت حقبیمهها برای مدیرعامل پیچیده نبود، این همکاری همچنان میتوانست برای بیمه دانا نیز ارزشمند باشد.
مدیرعامل بیمه دانا باید بداند که هیچ قراردادی به ذات نامطلوب نیست، او باید بپذیرد که شیوه مدیریت در شرکتهایی مانند کوثر با شرکتهایی مانند دانا متفاوت است و پیش از هر راهبردی او باید بداند که روی چه صندلیای نشسته است.
حالا او مانده و حفرهای به نام صندوق بازنشستگی در بیمه دانا که ظاهرا قرار است با بیمههای خُرد پر شود، راهبردی که او بر اجرای آن تاکید دارد.