⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

اقتصاد دیجیتال در ساعت صفر

اقتصاد دیجیتال در ساعت صفر
سیدکمال انصاری، قائم مقام تجاری گروه فن‌آوا / ری‌دالیو ‌با‌استناد ‌به ‌اظهارات ‌رهبران‌غربی‌ در‌ کنفرانس ‌امنیتی‌ مونیخ ۲۰۲۶‌،‌ معتقد است ‌که ‌نظم ‌جهانی ‌پس‌ از ۱۹۴۵‌‌ عملاً ‌پایان‌ یافته ‌و‌جهان‌ وارد ‌دوره‌ای‌ از ‌«سیاست ‌قدرت‌های‌ بزرگ» ‌شده‌ اسـت.‌ به باور او نظم جهانی زمانی شکل می‌گیرد که یک جنگ بزرگ، تکلیف برتری قدرت‌ها را روشن […]

سیدکمال انصاری، قائم مقام تجاری گروه فن‌آوا / ری‌دالیو ‌با‌استناد ‌به ‌اظهارات ‌رهبران‌غربی‌ در‌ کنفرانس ‌امنیتی‌ مونیخ ۲۰۲۶‌،‌ معتقد است ‌که ‌نظم ‌جهانی ‌پس‌ از ۱۹۴۵‌‌ عملاً ‌پایان‌ یافته ‌و‌جهان‌ وارد ‌دوره‌ای‌ از ‌«سیاست ‌قدرت‌های‌ بزرگ» ‌شده‌ اسـت.‌ به باور او نظم جهانی زمانی شکل می‌گیرد که یک جنگ بزرگ، تکلیف برتری قدرت‌ها را روشن کند. جهان وارد دوره‌ای تازه از رقابت و تنش‌های چندلایه شده است؛ دوره‌ای که بسیاری از تحلیلگران آن را پایان نظم تثبیت‌شده دهه‌های گذشته و افول قدرت‌های سنتی و ظهور قدرت‌های جدید می‌دانند.

دالیو منازعات میان قدرت‌ها را در پنج دسته طبقه‌بندی می‌کند:

۱.‌جنگ تجاری و اقتصادی

۲. جنگ فناوری

۳. جنگ ژئوپلیتیک

۴.‌جنگ سرمایه

۵.‌جنگ نظامی

که امروز، ما برای اولین بار درتاریخ درحال نبرد در هر ۵ جبهه با تهاجم آمریکا واسرائیل هستیم. چرایی این موضوع در بازتعریف منازعات نوین جهانی است و آن آخرین تلاش برای جلوگیری از ظهور ابرقدرتی جدید جهانی به نام ایران است. لذا این جنگ تنها در میدان نظامی شکل نمی‌گیرند، بلکه در تمام جبهه‌های علم، صنعت، اقتصاد داده محور، فناوری، نوآوری، هوش مصنوعی، سرمایه و ژئوپلیتیک هم‌زمان جریان دارد. در چنین فضایی، اقتصاد دیجیتال دیگر نمی‌تواند بر همان مفروضات گذشته حرکت کند. پیامد چنین شرایطی برای اقتصاد دیجیتال یک پیام روشن دارد: زیرساخت‌ها، مدل‌های کسب‌وکار و حتی شیوه سیاست‌گذاری در آن باید با واقعیت‌های جدید سازگار شوند. آنچه در جنگ امروز آشکار شد این است که اکوسیستم اقتصاد دیجیتال و فناوری‌های مالی برای مدیریت ریسک‌های ژئواکونومیک، اختلال در زیرساخت‌ها و تغییر جریان سرمایه، رشد و توسعه منطقه‌ای، نیازمند بازطراحی جدی در سیاست‌ها، رویکرد اجرایی، استراتژی رفتار، معماری سرمایه و مدل‌های عملیاتی خود است.

یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ امروز، تغییر پارادایم در جنگ‌های معاصر است. در این الگو، داده، زیرساخت‌های پردازشی و شبکه‌های ابری به اندازه تأسیسات انرژی یا پایگاه‌های نظامی اهمیت راهبردی پیدا کرده‌اند. چنین تغییری شرکت‌های فناوری را ناگزیر می‌کند نقش خود را در معادلات امنیت ملی بازتعریف کنند. امروز مرز میان میدان نبرد نظامی و زیرساخت‌های دیجیتال به‌سرعت در حال از بین رفتن است. اقتصاد داده‌محور جهان باعث شده مراکز داده، شبکه‌های ابری و شرکت‌های فناوری به عناصر حیاتی امنیت ملی تبدیل شوند. به همین دلیل بسیاری از دولت‌ها اکنون در حال بازنگری در سیاست‌های خود هستند تا از زیرساخت‌های دیجیتال محافظت کنند. بنابراین آسیب‌پذیری زیرساخت‌های دیجیتال امروز یک اولویت استراتژیک است. مراکز داده، شبکه‌های ارتباطی و زیرساخت‌های پردازش اطلاعات امروز به ستون فقرات اقتصاد دیجیتال تبدیل شده‌اند و هرگونه اختلال در آنها می‌تواند خدمات مالی، پرداخت و تجارت دیجیتال را متوقف کند. به همین دلیل، طراحی زیرساخت‌های فناوری باید به سمت معماری‌های توزیع‌شده وغیر متمرکز، مراکز داده پشتیبان و مدل‌های عملیاتی مقاوم در برابر اختلال حرکت کند. تاب‌آوری عملیاتی دیگر یک گزینه نیست؛ بلکه به یک الزام راهبردی تبدیل شده است.

توسعه هوش مصنوعی و پردازش‌های پیشرفته به مصرف انرژی وابسته است. از طرفی میزان توسعه زیرساخت هوش مصنوعی با زیرساخت تأمین انرژی برای AI همگن نیست. حال در شرایط جنگی، اختلال در تأمین انرژی به یکی از چالش‌های مهم تبدیل شده و لذا سیاست‌گذاری فناوری باید به مسئله «امنیت انرژی دیجیتال» توجه ویژه داشته باشد.

افزایش قیمت انرژی، یا اختلال در زنجیره تأمین سوخت و تجهیزات، هزینه ارائه خدمات ابری و AI برای بانک‌ها و فین‌تک‌ها را بالا برده، رشد و توسعه پروژه‌های هوش مصنوعی به دلیل محدودیت های انرژی به تأخیر افتاده و سرمایه‌گذاری را از مراکز داده در مناطق ناامن به مناطق امن‌تر سوق می دهد.

جنگ امروز اهمیت این نکته را دوچندان کرد که «اینترنت ملی خوب است یا بد؟» دیگر ملاک نیست، بلکه پرسش اصلی این است: «آیا ما معماری شبکه ملی و ارتباطاتمان را طوری طراحی کرده‌ایم که در سناریوهای جنگ، تحریم، حملات سایبری یا قطع بین‌الملل، خدمات مالی حیاتی کشور حتی برای چند ساعت هم متوقف نشود؟» این پرسش، پرسشی صرفاً فنی و اقتصادی نیست بلکه اهمیت بازنگری در بازنویسی سیاست‌گذاری و رویکرد شبکه ملی اطلاعات کشور را طلب می‌کند؛ چون هربار که ما اینترنت جهانی را در حالت Airplane Mode قرارمی دهیم، اقتصاد دیجیتال از آینده فاصله گرفته، زنجیره ارزشش حذف شده و فروپاشی خاموش آغاز می‌شود.

دوره‌های بحران معمولاً با آسیب به زنجیره‌های تأمین و فشار بر کسب‌وکارها همراه است. در چنین شرایطی، ابزارهایی مانند تأمین مالی زنجیره تأمین SCF، مدل‌های مبتنی بر مدیریت زنجیره تأمین SCM و پلتفرم‌های لندتک می‌توانند نقش مهمی در احیای فعالیت اقتصادی ایفا کنند. با این حال، تحقق این هدف نیازمند توسعه مدل‌های جدید اعتبارسنجی است. مدل‌هایی که بتوانند شرایط متغیر کسب‌وکارها، اختلال در جریان‌های مالی و نیازهای بازسازی اقتصادی را در نظر بگیرند.

جنگ، عدم قطعیت در زنجیره‌های تأمین، هزینه حمل‌ونقل و بیمه و ریسک‌های حقوقی را بالا برده که سبب سخت‌گیری بانک ها شده، SMEها و کسب‌وکارهای محلی بیشتر از دسترسی به SCF رسمی محروم می‌شوند و در نتیجه شکاف مالی زنجیره تأمین افزایش می‌یابد. بنابراین می‌بایست با طراحی سیاست‌های جدید و راهکارهای اجرایی جهت ایجاد یک مدل‌های جدید تأمین مالی برای دوران پسا بحران با رویکرد لندتک‌ها، پلتفرم‌های SCF و SCM، سناریوهای «بازسازی پس از جنگ» را هدف بگیرند، از داده‌های تراکنشی، فاکتورهای دیجیتال و ریسک‌سنجی لحظه‌ای برای تأمین مالی پروژه‌های کوچک و متوسط استفاده کنند و به‌جای فقط نگاه «خطر»، یک چشم‌انداز «بازسازی و فرصت» را برای سرمایه‌گذاران و دولت‌ها ترسیم کنند.

تحولات اخیر نشان داده جریان سرمایه در صنعت فناوری مالی می‌تواند به سرعت تغییر کند. نشانه‌هایی از جابه‌جایی سرمایه‌گذاری‌ها در برخی قطب‌های منطقه‌ای فین‌تک نیز دیده می‌شود که نشان‌دهنده افزایش حساسیت سرمایه‌گذاران به ریسک‌های ژئواکونومیک است. در چنین فضایی، اکوسیستم‌های فناوری باید راهبردهای جدیدی برای حفظ و جذب سرمایه داخلی وخارجی در حوزه فناوری‌های مالی طراحی کنند. در این میان، فین‌تک می‌تواند نقش مهمی در تسهیل جریان سرمایه، توسعه ابزارهای تأمین مالی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی در دوران پساجنگ ایفا کند. بازتعریف جایگاه فناوری‌های مالی داخلی در منطقه و طراحی سیاست‌های جذاب برای سرمایه‌گذاران خارجی می‌تواند به تقویت این مسیر کمک کند.

اقتصاد دیجیتال امروز در نقطه‌ای ایستاده که می‌توان آن را «ساعت صفر» نامید؛ لحظه‌ای بسیار مهم و تاریخی که در آن بسیاری از فرضیات گذشته در حال بازنگری است. (بنابر نظر استیو هانکه، استاد تمام اقتصاد دانشگاه جان هاپکینز، از زمان آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، ریال ایران ۱۱ درصد در برابر دلار آمریکا افزایش ارزش داشته است) این یعنی هیچ‌یک از بازیگران از دولت‌ها، بانک‌ها، شرکت‌های فین‌تک، سرمایه‌گذاران و حتی رگولاتورها، نمی‌توانند با فرض ثبات محیط، برنامه‌ریزی کنند. شرایط ژئوپلیتیک در آینده نه به ‌عنوان متغیر حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان بخشی از «سناریوی پایه» باید وارد طراحی مدل‌ها، زیرساخت‌ها و زنجیره‌های تأمین شود و کل اکوسیستم برای ادامه مسیر ناگزیر است قواعد بازی خود را بازتعریف کند.

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو