عصر تراکنش ۱۰۴؛ سیدمحمدحسین محمودی، معاون فناوری اطلاعات بانک ملت / برای نوشتن این یادداشت با خودم فکر کردم چه موضوعی میتواند در این برهه زمانی در صنعت بانکی و مالی کشور برای مخاطب جذاب باشد. خیلی زود به تیتر بحثبرانگیزی رسیدم که در آن روزها زیاد شنیده میشد: اگر توافق نکنید شما را به عصر حجر میبریم. اکنون که در حال نوشتن این متن هستم، از آن ضربالاجل عبور کردهایم و خوشبختانه کشور عزیزمان ایران به نتیجه تهدید یادشده نرسید. با این حال، در آن روزها زمزمههایی را از دوستان، آشنایان و همکاران، در کوچه و بازار و محل کار میشنیدیم که با ترس و واهمه از این میگفتند که اگر زیرساختها هدف قرار بگیرد، چه باید کرد. نوعی ناامیدی و نگرانی عمیق در چشم و دل عموم مردم موج میزد؛ نگرانیای که بیپایه و حاصل توهم نبود.
در واقع وقتی تهدید میشویم، ذهن ما نسبت به چیزی نگران میشود که از آن آگاهی کافی ندارد و چون برای بقا طراحی شده است، تلاش میکند با تصویرسازی از تاریکترین سناریوها، آیندهای را تصور کند که اغلب سنگین، تیره و غیرقابل تحمل است. واکنش مغز انسان در برابر چنین سناریوهایی، جستوجوی راهکارهایی برای در امان ماندن از وضعیت نامشخص است. با این حال، شیوه برخورد افراد با این نقاط تاریک متفاوت است؛ برخی کنترل خود را از دست میدهند، برخی مات و مبهوت میشوند و برخی دیگر تلاش میکنند منطقی با آن مواجه شوند.
حقیقت این است که در طول زندگی خود بارها با اخبار و روایتهایی از سناریوهای آخرالزمانی مواجه شدهایم؛ از شایعات مربوط به پایان جهان در سال ۲۰۱۲ گرفته تا شیوع بیماری منحوس کرونا در سال ۲۰۱۹. اکنون نیز در سال ۲۰۲۶، در عصر علم و فناوری هوش مصنوعی، با تهدیدی از جنس «بازگشت به عصر حجر!» مواجه شدهایم.
آیا قرار است از عصر تراکنش به عصر حجر بازگردیم!؟
ویدئویی دیدم که میگفت: «پیرترین موجود زنده روی کره زمین فکر میکنید چند سال سن دارد؟ درختی به نام مِتوسِلا در کوههای سفید کالیفرنیا قرار دارد؛ جایی که شاید تصور کنید شرایط آبوهوایی مناسبی دارد، اما بر خلاف تصور، خاک آن فقیر است، تابستانها بسیار گرم است، زمستانها سرد و بارندگی بسیار کم است. با این حال این درخت حدود پنج هزار سال عمر کرده است. نمونهای شبیه به سرو ابرکوه در کشور خودمان که حدود چهار هزار سال قدمت دارد. نکته جالب اینجاست که راز طول عمر، گاهی در سختی شرایط نهفته است. وقتی شرایط رشد دشوار باشد، رشد پایدارتر اتفاق میافتد و این موضوع بسیار به مفهوم تابآوری نزدیک است؛ یعنی زمانی که بتوانیم در شرایط دشوار خود را حفظ کنیم و دوام بیاوریم، احتمال پایداری و ماندگاری ما بیشتر میشود.»
برای روشنتر شدن این روایت باید گفت که آن درخت توانسته است بر بخشی از کمبودها غلبه کند و جان سالم به در ببرد؛ اما لزوماً هر زمان که شرایط سخت باشد، به تابآوری منجر نمیشود. گاهی ممکن است همان شرایط سخت به نابودی بینجامد و بسیاری از گونهها از بین بروند. بنابراین پرسش مهم این است که چه چیزی باعث تابآوری برخی گونهها میشود؟
پاسخ در توانایی سازگاری انعطافپذیر آنهاست؛ همانند آن درخت که در زمان کمبود منابع، رشد خود را کند کرده و در زمان فراهم بودن شرایط، توسعه یافته است. مجموعهای از سازوکارهای پیچیده در این میان نقش دارند. در واقع، شیوه مواجهه با مسائل است که میتواند به تابآوری منجر شود. این داستان مرا به یاد جملهای از فردریش نیچه انداخت: «آنچه مرا نکشد، نیرومندترم میسازد!»
در اینجا یک پرسش اساسی مطرح میشود: اگر زیرساختها دچار آسیب جدی شوند، وضعیت ما چگونه خواهد بود؟ پاسخ به این پرسش بسیار پیچیده است و به عوامل متعددی بستگی دارد. البته امیدوارم چنین اتفاق تلخی هیچگاه برای کشور ما رخ ندهد. تصور کنید ماشین زمانی در اختیار داریم و میتوانیم از عصر حجر به عصر جدید سفر کنیم. وقتی به زمان خود بازگردیم، آنچه دیدهایم بیشتر شبیه رؤیا خواهد بود؛ زیرا تحقق بسیاری از آن ایدهها نیازمند شکلگیری پیشزمینههایی همچون اجماع اجتماعی، کشف علوم پایه مانند ریاضیات و فیزیک و مجموعهای از پیشرفتهای تدریجی است. به بیان دیگر، بدون برق نمیتوان کامپیوتر امروزی را اختراع کرد؛ این پیشرفتها بهصورت زنجیرهای به یکدیگر وابستهاند.
اما اگر بنا باشد از عصر تراکنش به عصر حجر (به روایت تهدیدات دشمن) بازگردیم، آیا لازم است همه چیز را از ابتدا کشف و اختراع کنیم؟ قطعاً پاسخ منفی است. به بیان ساده، لازم نیست چرخ را دوباره اختراع کنیم. ما نهتنها این فناوریها را دیدهایم، بلکه تجربههای فراوانی از کار با آنها نیز به دست آوردهایم. در اینجا لازم میدانم تأکید کنم که نگاه بنده به هیچوجه توجیهکننده رخدادهای تلخ نیست، بلکه تمرکز اصلی بر مفهوم تابآوری است. شاید بهتر باشد این پرسش را مطرح کنیم که در صورت وقوع چنین شرایطی، با چه مسائلی مواجه خواهیم شد؟ عصر حجر متعلق به زمان خود و مردمانی بود که با علم امروز آشنا نبودند.
همه ما کموبیش زندگینامه افراد موفق جهان را خوانده یا شنیدهایم؛ روایتهایی که در آنها قهرمان داستان بارها شکست خورده تا سرانجام به موفقیت رسیده است. حتی برخی از این افراد در اوج موفقیت، تمام دارایی و سرمایه خود را از دست دادهاند، اما بسیاری از آنها معتقد بودهاند که به دلیل تجربه و دانشی که اندوختهاند، توانستهاند با سرعتی چند برابر جایگاه پیشین خود را بازپس گیرند و حتی از آن فراتر بروند.
امروز نیز ما با نوعی خرد جمعی مواجه هستیم؛ جامعهای که تجربه عصر تراکنش را پشت سر گذاشته است. بنابراین مهمترین و اساسیترین نیاز جامعه، حضور سرمایه انسانی متعهد و باانگیزه خواهد بود. زیرا در حوزه فناوری اطلاعات، بیش از هر چیز با سرعت شتابان تغییرات فناوری مواجهیم و فاصلهای که ممکن است میان ما و تحولات جهانی ایجاد شود. ابزارهای جدید، تهدیدات امنیتی و تحولات فناورانه پیوسته در حال ظهورند. بنابراین بهتر است نگرانیهای خود را مدیریت کرده و تمرکزمان را بر افزایش تابآوری و دستیابی به بهترین نتیجه برای کشور قرار دهیم. در مورد تصمیمگیریهای مرتبط با فناوری اطلاعات در حوزه مالی و بانکی سخن بسیار است؛ اما برخی موارد حتی در شرایط فعلی نیز نیازمند توجه ویژهاند که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ارتقای معماری (سازمانی، فرایندی و فنی)؛
- توجه ویژه به تعاملات داخلی و خارجی بانک؛
- استفاده از چهارچوبها و استانداردهای معتبر و شناختهشده؛
- طراحی و بهینهسازی معماری شبکههای پرداخت و تفکیک شبکه سرویسهای بانکی از سرویسهای غیربانکی؛
- استفاده از راهکارهای تمرکززدایی در شبکههای پرداخت؛
- برخورداری از معماری مرجع واحد در نهاد بانک مرکزی و ایجاد موتور رگولاتوری مشترک؛
- بازطراحی سامانههای شتاب، شاپرک، پایا و ساتنا بهصورت Service Mesh؛
- پرهیز از طراحی سامانهها با همپوشانی عملکردی؛
- تعریف حاکمیت داده به جای انباشت داده؛
- فرهنگسازی، تغییر نگرش و اصلاح الگوی مصرف؛
- ارتقای سطح دانش، نگرش و مهارت سرمایه انسانی در حوزه فناوری اطلاعات؛
- تنظیم سیاستهای جبران خدمات، از جمله حقوق، دستمزد و پاداش، بر اساس عملکرد کارکنان؛
و شاید اکنون فرصت آن باشد که به دور از عادتها، دلبستگیها و وابستگی به سیستمها و سامانههای قدیمی، با همراهی با تغییرات، شروعی دوباره را تجربه کنیم. به امید روزهای بهتر، ایرانی آباد و به دور از جنگ، در سایه صلح، آرامش و سلامتی برای هممیهنانم.