برای بسیاری از فعالان اقتصاد، بانکداری، سرمایهگذاری و فناوری در ایران، شناخت چهرههایی مانند کریس هون فقط آشنایی با یک سرمایهگذار موفق نیست؛ بلکه فرصتی است برای فهمیدن اینکه سرمایههای بزرگ جهان چگونه فکر میکنند، ریسک را چگونه میسنجند و آینده را بر چه مبنایی پیشبینی میکنند.
گزارش فایننشال تایمز از هون، روایتی از مردی است که ۷۷ میلیارد دلار دارایی را تنها در ۱۵ سرمایهگذاری متمرکز مدیریت میکند، از تهدید هوش مصنوعی برای شرکتهایی مانند مایکروسافت سخن میگوید، مدیران شرکتها را بیپروا به چالش میکشد و در عین حال بخش بزرگی از ثروتش را صرف خیریه و آموزش معنوی میکند. این گزارش بلند، تصویری کمسابقه از پیوند میان سرمایه، قدرت، فناوری، شهود و جهانبینی در ذهن یکی از موفقترین سرمایهگذاران عصر حاضر ارائه میدهد. در ادامه ترجمه کامل گزارش فایننشال تایمز را میخوانید.
بعدازظهر آفتابی یکی از روزهای آوریل در لندن است و روح خدا بر سر کریس هون، ملقب به «سِر کریس هون»، فرود آمده است.
موفقترین مدیر صندوق پوشش ریسک بریتانیا، در حالی که نور از پنجرههای دفتر گوشهای او در خیابان کلیفورد لندن به داخل میتابد، با نگاهی نافذ سخنان یک عارف هندو را نقل میکند.
هون که کتوشلوار بژ و پیراهن سفید سادهای به تن دارد، آرام میگوید: «خدا مردی در آسمان با ریش سفید نیست. چشمانت را ببند و در تاریکی میتوانی خدا را بشناسی و خدا همان آگاهی است.»
بیشتر مدیران صندوقهای پوشش ریسک، مسائل زمینی را بر امور روح ترجیح میدهند. اما بیشتر مدیران صندوقهای پوشش ریسک شبیه هون نیستند.
هون ۵۹ ساله، شاید نزدیکترین چیزی باشد که بریتانیا به وارن بافت، سرمایهگذار افسانهای آمریکایی، دارد. صندوق او با نام «صندوق سرمایهگذاری کودکان» (TCI) اکنون پنجمین صندوق پوشش ریسک سودآور تاریخ است و سال گذشته پس از کسر کارمزدها، بیش از هر شرکت دیگری سود ایجاد کرد. با این حال، برخلاف رقبای عظیمی مانند سیتادل و میلنیوم که هزاران نفر را به کار گرفتهاند، صندوق او با تنها حدود نیمدوجین تحلیلگر نخبه و یک مدیر پرتفوی همهکاره در رأس مجموعه به این موفقیت رسیده است.

در حالی که صندوقهای مشابه سرمایه خود را میان هزاران سرمایهگذاری پخش میکنند، هون کارنامه موفقیت خود را بر پایه مجموعهای از شرطبندیهای عظیم چند میلیارد دلاری بنا کرده است. او اکنون حدود ۷۷ میلیارد دلار دارایی را تنها در ۱۵ موقعیت سرمایهگذاری در سراسر جهان مدیریت میکند. موفقیت او در سرمایهگذاری باعث شده بنیاد خیریهاش به یکی از بزرگترین بنیادهای بریتانیا تبدیل شود و میلیاردها دلار را صرف سلامت عمومی، اقلیم و امور مرتبط با کودکان کند. وارن بافت که هون مرتب با او گفتوگو میکند، در گفتوگو با فایننشال تایمز سابقه عملکرد او را «استثنایی» توصیف میکند.

هون با باورهای عمیق هدایت میشود. دوستان و همکاران سابقش او را سرمایهگذاری با اعتمادبهنفس فوقالعاده، فعالگرایی سرسخت که از رویارویی با مدیران نافرمان هراسی ندارد و نیکوکاری متعهد توصیف میکنند که تنها در سال گذشته شخصاً بیش از یک میلیارد پوند اهدا کرده است.
ریشی سوناک، نخستوزیر پیشین بریتانیا که زمانی در این صندوق کار میکرد، به فایننشال تایمز میگوید: «بیشتر ما دنیا را در طیفهای خاکستری میبینیم؛ جایی که سه یا پنج عامل برای یک فرضیه سرمایهگذاری اهمیت دارند.»
او ادامه میدهد: «کریس توانایی شگفتانگیزی در دیدن دنیا بهصورت سیاه و سفید دارد. او روی یک یا حداکثر دو عامل کلیدی که فرضیه سرمایهگذاری را شکل میدهند تمرکز میکند و سپس آنقدر اعتمادبهنفس دارد که شرطبندی را بزرگ کند و آن را به بخش مهمی از صندوق تبدیل کند.»
این قطعیت آهنین از امور مالی تا ایمان امتداد پیدا میکند. هنگامی که از او درباره باورهای معنوی الهامبخشش سؤال میشود، پیشفرض سؤال را اصلاح میکند. او میگوید «میداند»، نه اینکه «باور دارد».
اما باورهای او بیش از گذشته در معرض آزمون قرار گرفتهاند. موج پیشرفتهای هوش مصنوعی به پرتفوی او برخورد کرده و بزرگترین سرمایهگذاریهایش را به چالش کشیده است. بزرگترین سرمایهگذاری صندوق، یعنی موقعیتی حدود ۱۴ میلیارد دلاری در شرکت سازنده موتورهای جت GE Aerospace، امسال حدود ۷ درصد افت کرده است؛ زیرا جنگ ایران صنعت جهانی خطوط هوایی را تحت تأثیر قرار داده است.
عملکرد صندوق تا پایان آوریل ۴.۳ درصد منفی بوده که بدترین شروع سال از ۲۰۲۲ تاکنون محسوب میشود. در چنین شرایطی، قطعیتها میتوانند شبیه نقاط ضعف به نظر برسند.
یکی از آشنایان نزدیک او میگوید: «بسیاری از نابغههای این دنیا همینطور سیمکشی شدهاند. فکر میکنند چیزهایی را میبینند که دیگران نمیبینند. وقتی شرطبندی را درست انجام بدهی و جهت بازار با تو همراه باشد، همهچیز را در هم میکوبی. اما وقتی اوضاع اشتباه پیش برود… ممکن است فاجعهبار شود. این بزرگترین خطر است.»
در مجموعهای کمسابقه از گفتوگوهای مفصل، هون میگوید از عملکرد صندوق نگران نیست و به دورههایی اشاره میکند که سهامهای اصلی پرتفوی ابتدا نصف ارزش خود را از دست دادهاند و سپس بیش از سه برابر شدهاند. او میگوید میخواهد بهترین نتیجه را برای سرمایهگذارانش رقم بزند، اما «کنترلی بر آنها نداریم». اگر تصمیم بگیرند سرمایه خود را خارج کنند، «چرا باید گریه کنم؟ شاید حتی عملکرد بهتری داشته باشم.»
او میگوید این اشتباه است که تصور کنیم سرمایهگذاران متمرکز محکوم به شکستاند و برای اثبات حرفش به قهرمان خود اشاره میکند: «معروفترین سرمایهگذار متمرکز وارن بافت است. هر کسی که کارهای او را بشناسد میداند بارها درباره سرمایهگذاری متمرکز صحبت کرده است. هیچکس نبوغ او را زیر سؤال نمیبرد.»
شهود و سرمایهگذاری
سبک سرمایهگذاری هون و تعهدش به امور خیریه شاید او را با وارن بافت قابل مقایسه کند، اما شخصیت این دو کاملاً متفاوت است.
در حالی که «پیشگوی اوماها» به خاطر جذابیت مردمی و شخصیت کاریزماتیکش مشهور است، هون کمتر در معرض توجه قرار میگیرد. در گفتوگوی حضوری، ممکن است یک لحظه پرحرف باشد و لحظهای بعد تندخو. وقتی احساس کند به چالش کشیده شده است، با سرعت حرف میزند و اغلب جملههایش را با سؤال تمام میکند: «درسته؟ میبینی؟ متوجه هستی؟» اما وقتی از خدا یا امور خیریه سخن میگوید، آهنگ کلامش آرامتر میشود و لحنش نرمتر و مهربانتر.

در طول بیش از شش ساعت گفتوگو با فایننشال تایمز که در چند روز انجام شد، کمترین تمایل را به صحبت درباره دوران کودکی خود نشان داد و پاسخهایش کوتاه و بریدهبریده بود.
او از پدر و مادری جامائیکایی که به بریتانیا مهاجرت کرده بودند متولد شد و در ادلستون در ساری بزرگ شد. کودکیاش «بیحادثه» بود. او میگوید والدینش «بسیار فقیر» بودند و احساس میکرد «وظیفه دارد کمک کند». وقتی از او پرسیده میشود آیا از اعضای خانوادهاش الگو گرفته است، پاسخ میدهد: «نه. مدرسه و دانشگاه راه فرار بودند.»
او با رتبه ممتاز در رشته اقتصاد و حسابداری از دانشگاه ساوتهمپتون فارغالتحصیل شد و سپس در مدرسه کسبوکار هاروارد تحصیل کرد؛ جایی که با جیمی کوپر آشنا شد که بعدها نخستین همسرش شد.
هون با پذیرش شغلی در صندوق پوشش ریسک پری کپیتال، رؤیای ثروتمند شدن در سر داشت؛ موضوعی که در ابتدا کوپر را دلسرد کرده بود. اما او توانست نظرش را جلب کند، زیرا میخواست از آن ثروت برای کاهش رنج انسانها استفاده کند؛ انگیزهای که بخشی از آن حاصل سفر به فیلیپین و مشاهده کودکانی بود که در فقر زندگی میکردند؛ موضوعی که در اسناد دادگاه نیز آمده است.
اما او میگوید هرگز درباره سرنوشت خود تردیدی نداشت. «باب دیلن گفته بود از سنین پایین میدانست که موفق خواهد شد. او بر پایه شهود عمل میکرد.» هون میگوید: «شهود من که همان هوش روح است، به من میگفت هدفم در این دنیا کمک به مردم است.» در سطحی سادهتر، او عاشق سرمایهگذاری بود و آن را «یکی از نابترین راههای بهکارگیری عقل برای پول درآوردن» میدانست.
وقتی هون در سال ۲۰۰۳ صندوق سرمایهگذاری کودکان را تأسیس کرد، از همان ابتدا در اسناد تأسیس شرکت، کمکهای خیریه را به بنیادی خواهر متصل کرد که قرار بود توسط کوپر اداره شود. (او بعداً این ارتباط را قطع کرد و اکنون بهصورت اختیاری کمک میکند.)
سالهای نخست فعالیت او به شکلی خیرهکننده سودآور بود. میانگین بازدهی سالانهاش به ۴۲ درصد میرسید و علاقه سرمایهگذاران به صندوقش بسیار زیاد بود.
هون مانند بافت بر شرکتهای بزرگ با مزیتهای رقابتی قدرتمند تمرکز میکند؛ مزیتهایی که آنها را در برابر رقبا محافظت میکند. همچنین میانگین دوره نگهداری سرمایهگذاریهای ا و ۹ سال است؛ بازهای زمانی که بیشتر به شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی شباهت دارد تا معاملهگران بازار. اما برخلاف بافت، او از سرمایهگذاری در بسیاری از صنایع از جمله بانکها، شرکتهای خدمات عمومی، رسانهها و بیمهگران اجتناب میکند.
هون میگوید شاید فقط کمی بیش از ۲۰۰ شرکت در جهان ارزش سرمایهگذاری داشته باشند و به دلیل عدمقطعیتهای ناشی از هوش مصنوعی و تغییرات اقلیمی، این تعداد در حال کاهش است.
در آن سالهای اولیه، فشار هون برای کسب بازدهی و تأمین مالی بنیاد خیریه، به گفته برخی از افرادی که آن زمان در تولید این سودها نقش داشتند، هزینه سنگینی برای کارکنان به همراه داشت.
یکی از کارکنان سابق میگوید: «او با تمرکزی تکهدفه کاملاً سیریناپذیر بود؛ چیزی که هرگز در هیچ فرد دیگری ندیده بودم… تجربهای فرساینده بود. اما هر کسی که با او کار میکرد را بسیار ثروتمند کرد.»
برای هون، مهمترین معیار در ارزیابی هر شرکت، «قدرت قیمتگذاری» است. او توانایی شرکت در اعمال افزایش قیمتهایی فراتر از نرخ تورم را بسیار ارزشمند میداند. برخلاف بسیاری از سرمایهگذاران، رشد سرسامآور درآمدها او را مسحور نمیکند.
بن واکر، تحلیلگر TCI، میگوید: «کریس دوست دارد انحصارهای جهانی یا بازارهای دوقطبی را بخرد.»
سبک سرمایهگذاری او تا حدی از تمایلش به کنترل نیز سرچشمه میگیرد. مانند بافت، او خود را «مالک» سهامهایش میداند نه یک سفتهباز و دقیقاً از همین ذهنیت است که بهعنوان یک فعال سهامداری برای دفاع از منافع خود در شرکتها اقدام میکند.
برای مثال، هون علاقهای به فروش استقراضی یا شرطبندی روی افت قیمت سهام ندارد؛ زیرا سرمایهگذار طرف مقابل معامله میتواند هر زمان سهام خود را پس بگیرد و زیان را قطعی کند. فروشندگان استقراضی همچنین در معرض «فشار خرید» قرار دارند؛ وضعیتی که در آن سرمایهگذاران با خرید سهامی که روی افت آن شرطبندی شده است، فروشندگان استقراضی را مجبور به بستن موقعیت خود میکنند.
او میگوید: «دوست ندارم سرنوشت خودم را به دست دیگران بسپارم.»
از این زاویه، پرتفوی بسیار غیرمعمول او منطقیتر به نظر میرسد. هسته اصلی آن، ۳۱ درصد سرمایهگذاری در زیرساخت است؛ از جمله دو شرکت راهآهن کانادایی، شرکت زیرساختی اسپانیایی فروویال و شرکت ساختمانی فرانسوی وینسی.
هون با آهنگی منظم میگوید: «راهآهن، بزرگراههای عوارضی، فرودگاهها، دکلهای مخابراتی.» و پس از نام بردن هر دسته، صفحهای از یک ارائه سرمایهگذاری را جدا میکند و روی میز مقابلش میکوبد.
برای رقبا تقریباً ناممکن است که سرمایه یا توجیه اقتصادی لازم برای ساخت بزرگراه یا خط راهآهنی جدید در کنار مسیرهای موجود را فراهم کنند یا مجوزهای قانونی لازم برای احداث یک فرودگاه جدید را بگیرند.
هون میگوید: «آیا هوش مصنوعی میتواند با یک جاده عوارضی یا یک فرودگاه رقابت کند؟ احتمالاً نه. این که خودروی برقی روی جاده حرکت کند یا خودروی بنزینی، تفاوتی ایجاد نمیکند.»
شاید شاخصترین سرمایهگذاری هون، سهام GE Aerospace باشد. او ۱۸ درصد کل صندوق، یعنی حدود ۱۴ میلیارد دلار، را در این سهم سرمایهگذاری کرده است؛ موقعیتی آنقدر بزرگ که در صنعت صندوقهای پوشش ریسک تقریباً بینظیر است. چه منطقی پشت چنین شرطبندی بزرگی وجود دارد؟

او سریع پاسخ میدهد: «صنعت خطوط هوایی بسیار رقابتی است؛ هزاران شرکت هواپیمایی و تعداد زیادی تازهوارد دارد. اما در صنعت موتورهای هواپیما طی ۵۰ سال گذشته حتی یک تازهوارد جدید هم وارد نشده است.»
او توضیح میدهد که بهطور متوسط حدود ۲۰ سال طول میکشد تا طراحان و سازندگان هواپیما از تولیدکنندگان موتور جت برای ارائه پیشنهاد دعوت کنند و همین موضوع فرصتهای موفقیت برای رقبای جدید را باز هم محدودتر میکند. حتی در آن صورت نیز مشتریان نگران خواهند بود که موتورهای ارزانتر یک رقیب تازهوارد پس از سالها استفاده مشکلات پنهانی خود را آشکار کنند.
او میگوید: «پس پاسخ این سؤال این است که ما موانع ورود را با دقت بسیار زیادی بررسی میکنیم.»
کارکنان سابق میگویند هون به سهامها وابستگی احساسی پیدا نمیکند، فارغ از این که چند سال آنها را نگه داشته باشد. همین ویژگی به او انعطاف میدهد که اگر احساس کند فرضیه سرمایهگذاری تغییر کرده است، در یک لحظه سهام را بفروشد.
برای مثال، تا همین اواخر صندوق او حدود ۸ میلیارد دلار سهام مایکروسافت در اختیار داشت. فرضیه سرمایهگذاری این بود که شرکت با ارائه بستهای مقرونبهصرفه از خدماتی مانند آفیس و تیمز، شرکتها را در اختیار خود گرفته و رقابت برای تازهواردهایی مانند زوم بسیار دشوار است.
اما عرضه مداوم ابزارهای بهرهوری توسط شرکت هوش مصنوعی آنتروپیک، تردیدهایی درباره سلطه مایکروسافت در این حوزه ایجاد کرد. از نگاه هون، فرضیه سرمایهگذاری تغییر کرده بود. به همین دلیل امسال کل موقعیت صندوق در مایکروسافت را فروخت.
جان آرمیتیج از صندوق پوشش ریسک اگرتون، یکی از سودآورترین مدیران سرمایهگذاری تاریخ و از مربیان قدیمی هون، میگوید: «کریس با سهامها لاس نمیزند. یا کاملاً داخل معامله است یا اصلاً داخل آن نیست.»
من آدم نسبتاً رک و مستقیمی هستم
همان اعتقادی که هون را به یک سهامگزین متعهد تبدیل کرده، او را به فعال سهامداری هراسانگیزی نیز بدل کرده است.
نخستین قربانی مشهور او، ورنر زایفرت، مدیرعامل بورس دویچه بورس بود که در سال ۲۰۰۵ از سمت خود کنار رفت. گزارشهای آن ماجرا هنوز هم قاب شده و در دفتر هون نصب شدهاند. زایفرت که از آن تجربه دلخور شده بود، بعدها کتابی درباره مبارزه بیامان هون نوشت با عنوان «تهاجم ملخها».

به گفته یکی از آشنایان نزدیک، هون به خاطر بیان جملههای کوتاه و تند در ابتدای جلسات با مدیرانی که هدف فعالیتهای او هستند شهرت پیدا کرده است؛ زیرا «نمیتواند جلوی خودش را بگیرد».
برای نمونه، حدود شش سال پیش با راجیو میسرا، مدیرعامل وقت صندوق ویژن سافتبنک، دیدار کرد تا درباره تأمین مالی شرکت پرداخت آلمانی وایرکارد که بعداً مشخص شد متقلب بوده است، گفتوگو کند. در آن زمان TCI یکی از معدود موقعیتهای فروش استقراضی خود را روی وایرکارد داشت. بنا به گفته فردی که مستقیماً در جریان جلسه بوده، هون پیش از هر حرف دیگری به میسرا گفت: «کاری که اینجا انجام دادهاید بسیار احمقانه بوده است.»
وقتی فایننشال تایمز این روایت را برایش بازگو میکند، هون میگوید: «من آدم نسبتاً رک و مستقیمی هستم. فکر میکنم واقعاً چند تأمین مالی احمقانه انجام داده بودند.»
چندین نفر از نزدیکان هون میگویند با وجود هوش بسیار زیاد، او گاهی در روابط بینفردی مشکل دارد. یکی از کارکنان سابق میگوید: «او به هنجارهای سنتی اجتماعی مقید نیست. از ناراحت کردن دیگران ابایی ندارد.»
هون در تماس تلفنی که همسر دومش کایلی نیز در آن حضور دارد، با این ارزیابی مخالفت میکند. کایلی میپرسد آیا کسی تاکنون گفته که او دارای ویژگیهای عصبرشدی متفاوت است؟ هون پاسخ میدهد: «خودم را در آن دسته قرار نمیدهم.» کایلی میگوید: «باشه.»
در عوض، هون خود را فردی «رها از قید هنجارهای سنتی» توصیف میکند؛ هنجارهایی مانند «پول را انباشته کن» یا «اگر اتفاقی برای یک سهم افتاد فرار کن».
هون ممکن است فعال سهامداری سرسختی باشد، اما همیشه موفق نیست. در سال ۲۰۰۸ صندوق او درگیر نبردهای طولانی با شرکت راهآهن آمریکایی CSX و شرکت عمدهفروشی برق ژاپنی J-Power شد. برخلاف برخی رقبا، TCI در سال ۲۰۰۹ بازگشت قدرتمندی نداشت و این موضوع باعث خروج سرمایهگذاران و ترک برخی کارکنان شد.

همچنین کارزار فعالانهای برای تجزیه بانک هلندی ABN Amro در آستانه بحران مالی ۲۰۰۸ وجود داشت. تصاحب حاصل از آن کارزار که در آن زمان بزرگترین معامله بانکی تاریخ بود، یک میلیارد دلار سود نصیب صندوق کرد. اما این سود در نهایت میلیاردها پوند هزینه روی دست مالیاتدهندگان بریتانیایی گذاشت، زیرا موقعیتهای سمی وامهای مسکن سرانجام باعث سقوط رویال بانک اسکاتلند شد؛ بانکی که خریدار اصلی در کنسرسیوم خرید ABN Amro بود.
هون میگوید: «در طول ۲۰ سال گذشته یاد گرفتهام که بهتر است یک شرکت عالی با مدیریت و حاکمیت شرکتی خوب پیدا کنید تا اینکه یک شرکت بد را پیدا کنید و بخواهید مدیریت آن را تغییر دهید یا شرکت را بفروشید.»

این دوره از نظر شخصی نیز برای هون دردناک بود. چند سال بعد، در سال ۲۰۱۲، جیمی کوپر درخواست طلاق داد. در نهایت در سال ۲۰۱۴ مبلغ ۳۳۷ میلیون پوند به او تعلق گرفت که در آن زمان بزرگترین توافق مالی طلاق ثبتشده در بریتانیا بود.
این پرونده زمانی شهرت زیادی پیدا کرد که هون با موفقیت استدلال کرد جایگاه او بهعنوان یک «ماشین پولسازی باورنکردنی» توجیه میکند که سهم بیشتری از داراییهای مشترک را نسبت به حالت معمول حفظ کند.
او اکنون میگوید: «بحران مالی و طلاق، شبهای تاریک روح من بودند. تکامل از دل رنج به وجود میآید.»
اطرافیان هون میگویند او طی چند سال گذشته بهطور قابل توجهی متعادلتر شده است؛ موضوعی که تا حدی از میانگین ۱۴ ساله سابقه حضور اعضای تیم تحلیلگری او نیز پیداست.
وقتی از او میپرسند آیا رئیس سختگیری است، پاسخ میدهد: «فکر میکنم در سالهای ابتدایی فعالیت سرمایهگذاریام این موضوع درست بود. میل شدیدی وجود داشت که واقعاً بهترین باشم. آن میل هنوز هم وجود دارد. اما میگویم که در ده سال گذشته بسیار تغییر کردهام.»
مسائل معنوی
گرایش هون به موضوعات متعالی، با همسر دومش کایلی آغاز شد؛ پژوهشگری آموزشدیده در هاروارد با دکترای زبانهای اسلاوی که در سال ۲۰۱۸ با او آشنا شد. هون معتقد است این تحول نهتنها او را به انسان بهتری تبدیل کرده، بلکه او را به سرمایهگذار بهتری نیز بدل ساخته است.
هون میگوید: «وقتی با او آشنا شدم، از من پرسید: «درباره آگاهی چه میدانی؟» «گفتم: مطلقاً هیچچیز.» او یک دسته کتاب به من داد و گفت: «پس بهتر است یادگیری را شروع کنی!»
او اضافه میکند که بر اساس تجربههایی که با هم داشتهاند، مطمئن است که آنها «در زندگیهای گذشته نیز با یکدیگر بودهاند.»
کایلی در مصاحبهای همین موضوع را تأیید میکند. او میگوید: «در سومین قرار ملاقات، ناگهان از آن سوی اتاق به سمت من آمد و گفت: «چه اتفاقی دارد میافتد؟ من از قبل تو را میشناسم.»
هون که پیشتر از طریق بنیاد خود یکی از سخاوتمندترین و فعالترین خیرین بریتانیا بود، در سالهای اخیر توجه خیریهای خود را به موضوعات معنوی نیز معطوف کرده است.
او همراه همسرش سازمان LightEn را بنیان گذاشته است؛ نهادی که به گفته خودش تنها خیریه بریتانیاست که به آموزش معنوی اختصاص دارد. گزارشهای سالانه این بنیاد در سه سال نخست فعالیتش از ۲۰۲۳ نشان میدهد که TCI مبلغ ۲۹٬۳ میلیون پوند به آن کمک کرده است.
فعالیت این سازمان بر دو مرکز خلوت و مراقبه متمرکز است. نخستین مرکز که هون از آن بازدید کرده، در جزیره مایورکا در سواحل اسپانیا قرار دارد و توسط آموزگار معنوی زولما ریو اداره میشود. در کتاب او با عنوان «کیمیای درون: مسیر استادی»، از خانواده هون قدردانی شده است.
مرکز دوم در زمینی سرسبز به وسعت بیش از ۴۸۰ جریب در ایالت کارولینای شمالی در حال ساخت است و کایلی هون امیدوار است از سال آینده فعالیت خود را آغاز کند. او میگوید: «این مرکز بذرهای فراوانی برای تغییر میپراکند؛ اما از مسیر عشق و ارتباط با والاترین بخش وجود خودمان.»
در نهایت، خانواده هون میخواهند به مردم کمک کنند ارتباط عمیقتری با روح خود برقرار کنند؛ چیزی که به باور آنها میتواند همدلی بیشتری میان انسانها ایجاد کند و در نهایت به پایان جنگها بینجامد.
کریس هون میگوید: «بشریت در مسیر اشتباهی حرکت میکند و سطح آگاهی جهان در جایگاهی که باید باشد قرار ندارد. ما باید صلح را بهجای جنگ انتخاب کنیم. باید عشق را بهجای نفرت انتخاب کنیم.»
کسانی که هون را میشناسند میگویند او از زمانی که با کایلی آشنا شده و به سمت معنویت رفته، بسیار شادتر شده است؛ حتی اگر مجبور باشند سخنرانیهای طولانی او درباره موضوعات معنوی را تحمل کنند.
یکی از دوستان نزدیکش با شوخی میگوید: «بدترین بخش ملاقات با کریس این است که یک سخنرانی یکساعته درباره معنویت نصیبت میشود و اگر دوستش باشی، ۴۰ لینک درباره معنویت یا زندگی بعدی برایت میفرستد. همه دوستانش خوشحالاند که او خوشحال است.»
اما تعهد هون به معنویت و کمکهای بزرگ گذشتهاش به موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، از جمله حمایت چشمگیر او از گروه فعال محیطزیستی Extinction Rebellion، میتواند با فعالیت حرفهای او در حداکثرسازی سود بهعنوان یک مدیر صندوق پوشش ریسک در تضاد به نظر برسد.
برای مثال، سرمایهگذاریهای او در شرکتهای سافران، GE و ایرباس بهطور غیرمستقیم از شرکتهایی حمایت میکند که به کشورها در بازتسلیح نظامی کمک میکنند. همچنین در حالی که چند سال پیش از پرصداترین سرمایهگذاران فعال در حوزه تغییرات اقلیمی بود و شرکتها را وادار میکرد برنامههای اقلیمی خود را تدوین کنند، در سالهای اخیر کمتر بهصورت علنی شرکتهایش را برای اقدامات شدیدتر تحت فشار گذاشته است.
هون اذعان میکند که با این تناقض دستوپنجه نرم میکند و میگوید پسرش نیز همین نکته را به او گوشزد کرده است.
او میگوید: «طرز فکر من همیشه این بود که سود را به حداکثر برسانم و سپس پول را به خیریه بدهم… چون خیریه با منابع مالی بیشتر میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.»
اما دوباره بحث را به فعالیتهای خود در حوزه گسترش معنویت بازمیگرداند و میافزاید که شاید اصلاً چنین تفکیکی ضروری نباشد: «اگر سرمایهگذاران آگاهتر بودند، پول بیشتری را به صندوقهایی اختصاص میدادند که بیشتر بر اثرگذاری متمرکزند تا صرفاً سودآوری.
فکر میکنم باید به جهانی حرکت کنیم که در آن سرمایهگذاران آگاهتری داشته باشیم؛ جایی که شاید بگویند بخشی از پرتفوی من برای کسب درآمد باشد، اما بخش دیگری باید صرف ایجاد اثر مثبت در جهان شود.»
افق زمانی بیپایان
هون میگوید نگاه معنویاش او را به سرمایهگذار بهتری تبدیل کرده است، زیرا «تحلیل بخشی از سرمایهگذاری است، اما شهود نیز بخش دیگری از آن است.»
اما او به هیچ وجه از گذشته کمتوقعتر نشده است. اخیراً تهدید کرد که اگر اپراتور فرودگاهی اسپانیایی Aena تعرفههای خطوط هوایی را به اندازه کافی افزایش ندهد، هر یک از اعضای هیئتمدیره شخصاً مسئول خواهند بود.
اما سرسختی او همچنان پابرجاست. تا پایان ماه مارس، صندوق او همچنان موقعیتهای بزرگی در شرکتهای رتبهبندی اعتباری S&P و مودیز داشت که در مجموع ۱۷ درصد پرتفوی را تشکیل میدادند، و همچنین در ویزا که ۱۳ درصد از پرتفوی را به خود اختصاص داده بود. همه این سرمایهگذاریها در سال جاری آسیب دیدهاند؛ زیرا سرمایهگذاران درباره بقای آنها در عصر جدید هوش مصنوعی تردیدهایی مطرح کردهاند.
هون درباره شرکتهای رتبهبندی میگوید سرمایهگذاری واقعی در «اعتماد» نهفته است. او توضیح میدهد: «سرمایهگذاران باید به رتبهبندی اعتماد کنند، ناشران باید به آن اعتماد کنند، نهادهای ناظر باید به آن اعتماد کنند. همه این بدهیها در اختیار شرکتهای بیمه، صندوقهای بازنشستگی و بانکهاست و شما به یک منبع واحد اعتماد نیاز دارید.»
او میگوید: «وارن بافت درباره مودیز به من گفت: اگر بحران مالی نتوانست آن را از بین ببرد، هیچ چیز دیگری هم نمیتواند. او از من قول گرفت که اگر روزی سهام مودیز را فروختیم، آن را به یکدیگر بفروشیم.»
با این حال، هون به مرحلهای از زندگی رسیده که زیانها کمتر از گذشته او را آزار میدهند. حدود ۱۲ میلیارد دلار از سرمایه صندوق متعلق به خود اوست و به همین دلیل نسبت به از دست دادن سرمایهگذاران در صورت افت بازدهی، مانند آنچه در سال ۲۰۰۸ رخ داد، بسیار کمتر نگران است.
او میگوید حتی اگر بازدهی سالانهاش از ۲۰ درصد به ۱۰ درصد کاهش پیدا کند، ظرف هفت سال سرمایهاش را به بیش از ۲۰ میلیارد دلار خواهد رساند. «اگر سرمایهگذاران بگویند مدیریت فعال مرده است یا عملکرد خوبی نداشتی، اهمیتی ندارد. ۲۰ میلیارد دلار را با نرخ ۱۰ یا ۱۵ درصد در سال مرکب کنید؛ پولی خواهد شد بیشتر از آنچه بتوانم صرف امور خیریه کنم.»
او مانند برخی میلیاردرها قایقهای تفریحی و خانههای تعطیلاتی جمع نمیکند؛ یک تویوتا پریوس سوار میشود و ساعتی پلاستیکی و ارزانقیمت به دست میبندد.
بار دیگر برای قرار دادن آینده در چشمانداز درست، به چهرهای آشنا استناد میکند.
هون میگوید: «از وارن بافت پرسیدند وقتی در کوکاکولا سرمایهگذاری کرد، آیا این سرمایهگذاری پرریسکی بود؟ او پاسخ داد که بستگی به افق زمانی شما دارد. برای سرمایهای که خودم در صندوق دارم، میتوانم افق زمانی ابدی داشته باشم.»
شاید این جمله را کاملاً تحتالفظی بیان میکند. او چندین بار در طول گفتوگوهایمان از تناسخ صحبت میکند. زندگی پس از مرگ نیز یکی دیگر از باورهای راسخ اوست.
یکی از جمعهشبهای ماه آوریل، گفتوگویی با کریس و کایلی به برنامههای آنها برای گسترش معنویت از طریق خیریه و مدارس اختصاص پیدا میکند.
بحث به باورهای شخصی مصاحبهکننده میرسد. کریس میپرسد آیا قبول دارم که این آگاهی یا روح است که به من زندگی میبخشد و هنگام مرگ بدنم را ترک خواهد کرد؟
وقتی با دستپاچگی اعتراف میکنم که مطمئن نیستم، هون میخندد. او میگوید به تفاوت میان «یک انسان زنده و یک انسان مرده» فکر کن.
سپس ناگهان تماس تلفنی را قطع میکند.
منبع: فایننشال تایمز

