تحولات چند سال اخیر کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران، این نهاد صنفی را وارد مرحلهای تازه از اثرگذاری و بازتعریف نقش کرده است؛ مرحلهای که با همافزایی نهادی، توسعه ساختار حرفهای و ایفای نقشهای مکمل در کنار نهاد ناظر، میتواند چهره حکمرانی بازار سرمایه را دگرگون کند. مونا حاجیعلیاصغر، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با بورس ۲۴ پیرامون تغییر رویکرد و تحولات اخیر کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران مطرح کرد که کانون در سالهای اخیر از یک نهاد صرفاً صنفی به یک بازیگر اثرگذار و تصمیمساز در اکوسیستم بازار سرمایه تبدیل شده است. به گفته این کارشناس، مهمترین نکته در این تحول، «همافزایی استراتژیک با سایر نهادهای صنفی (مانند کانون کارگزاران) و پذیرش نقش مکمل در کنار سازمان بورس است» که نه تنها هزینههای اداره بازار را کاهش داده، بلکه قدرت چانهزنی نهادهای مالی را نیز بهطور محسوسی ارتقا داده است.
به نقل از بورس ۲۴، مونا حاجیعلیاصغر، کارشناس بازار سرمایه، درباره تغییر رویکرد کانون نهادهای سرمایهگذاری ایران گفت: «بهنظر من، کانون در چند سال اخیر از یک نهاد صرفاً صنفی به یک بازیگر اثرگذار و مشارکتجو در اکوسیستم بازار سرمایه تبدیل شده است. این تحول ناشی از سه روند همزمان است: نخست، افزایش تعاملات نهادی و ورود کانون به فرآیندهای تصمیمسازی؛ دوم، تقویت ساختارهای داخلی و حرفهایسازی فعالیتها؛ و سوم، پذیرش نقشهای مکمل در کنار نهاد ناظر. این سه ضلع، هویت جدیدی برای کانون ایجاد کرده که آن را از حاشیه به متن بازار سرمایه آورده است.»
رابطه کانون نهادهای سرمایهگذاری و کانون کارگزاران در سالهای اخیر تغییر کرده است. این تحول را چگونه ارزیابی میکنید؟
تا چند سال پیش، تعامل این دو کانون در مواردی با رقابت یا فاصله همراه بود. اما امروز شاهد همافزایی بیشتری هستیم. این همکاری، اگر ادامهدار باشد، میتواند به انسجام بدنه بازار و افزایش قدرت چانهزنی نهادهای حرفهای منجر شود. بازار سرمایه ایران ساختار پیچیدهای دارد و پراکندگی نهادهای صنفی، هزینه اداره آن را بالا میبرد؛ بنابراین این همگرایی یک مزیت راهبردی برای کل اکوسیستم است.
کارشناس بازار سرمایه، با تاکید بر نقش مدیریت ادامه داد: «اجرای هر تحول نهادی، بیش از هر چیز نیازمند یک مدیریت همراه، تسهیلگر و فعال است. تیم مدیریتی فعلی کانون با رویکرد تعاملمحور خود، در دورهای که نهادهای مالی با چالشهای گوناگون روبهرو بودند، نقش یک پشتوانه مهم را ایفا کرده است. این همسویی مدیریتی باعث شده بسیاری از مسائل اعضا با سرعت بیشتری پیگیری و حلوفصل شود.»
یکی از محورهای مهم، تدوین برنامههای استراتژیک بوده است. آیا این تغییر رویکرد میتواند نتایج عملی داشته باشد؟
بله، البته به شرط آنکه برنامهها مبتنی بر دادههای معتبر، شاخصهای قابل اندازهگیری و سیستم ارزیابی عملکرد باشند. کانون در سالهای اخیر قدم در این مسیر گذاشته و اگر این روند استمرار یابد، میتواند به تخصیص بهینه منابع، اولویتگذاری دقیق و تصمیمسازی علمی منجر شود. این موضوع در بلندمدت کیفیت حکمرانی در کانون را ارتقا میدهد.
در حوزه زیرساخت و توسعه سازمانی، کانون چه پیشرفتی داشته است؟
بهبود فضای فیزیکی، توسعه امکانات و تلاش برای ایجاد یک زیرساخت سازمانی کارآمد شاید در ظاهر «پشتیبانی» به نظر برسد، اما اثر آن کاملاً عملی است. کیفیت خدمات به اعضا، کارایی فرآیندها و سرعت پاسخگویی، مستقیم از دل همین زیرساختها بیرون میآید. کارکرد نهادی بدون بستر حرفهای امکانپذیر نیست.
کانون در برخی حوزهها نقش مکمل سازمان بورس را ایفا کرده است. این تجربه را چطور میبینید؟
نمونه برجسته آن، مشارکت در فرآیند تأیید صلاحیت مدیران سرمایهگذاری است. این اقدام موجب تسهیل و تسریع فرآیندها شد و نشان داد بخشی از امور اجرایی بازار را میتوان با واگذاری هوشمندانه و اتصال نهادی، کارآمدتر کرد. این مدل قابل تعمیم است و میتواند بار مهمی از دوش نهاد ناظر بردارد.
تعامل کانون با ذینفعان و پیگیری مطالبات نهادهای مالی چه جایگاهی در این روند دارد؟
واقعیت این است که نشستها، کمیتههای تخصصی و جمعآوری مطالبات، زمانی ارزشمند است که به تصمیمات اجرایی و اصلاحات واقعی ختم شود. در سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از این پیگیریها به نتیجه عملی رسیده است و اگر همین رویکرد تقویت شود، کانون میتواند نمایندگی واقعیتری برای صدای نهادهای مالی باشد.
در نهایت، مسیر پیشروی کانون را چطور ارزیابی میکنید؟
کانون اکنون وارد مرحلهای از پویایی و بازتعریف نقش شده است. اگر بتواند سه اصل کلیدی—تمرکز بر نتایج ملموس، حفظ استقلال نهادی و نهادینهسازی دستاوردها—را رعایت کند، میتواند به یکی از بازیگران اثرگذار در حکمرانی بازار سرمایه تبدیل شود. مسیر آغاز شده، مسیر درستی است و باید با ثبات، عمق و استقلال ادامه یابد.