شاید امروز کمتر کسی هنگام در دست گرفتن یک اسکناس به این فکر کند که تصویر نقشبسته بر آن، زمانی حامل پیامی فراتر از ارزش عددی پول بوده است. در دهههای نخست قرن چهاردهم خورشیدی، زمانی که نظام بانکی مدرن ایران در حال شکلگیری بود و دولت میکوشید ساختار اقتصادی کشور را سامان دهد، ساختمان بانک ملی ایران نه فقط بنایی اداری، بلکه نمادی رسمی از اقتدار مالی و نظم نوین اقتصادی به شمار میرفت.
در دورهای که بانک ملی مسئولیت انتشار اسکناس را بر عهده داشت، تصویر ساختمانهای شاخص این نهاد بر روی پول ملی همواره نقش بسته بود؛ حضوری که هم بیانگر جایگاه محوری بانک ملی در ساختار اقتصادی کشور بود و هم تلاشی برای تثبیت اعتماد عمومی به نظام پولی تازهتأسیس ایران. مرور چند اسکناس منتشرشده در آن سالها نشان میدهد که چگونه یک ساختمان بانکی توانست به بخشی از هویت بصری پول ایران تبدیل شود.
وقتی بانک ملی روی اسکناس نشست
قدیمیترین عضو این خانواده، اسکناس ۱۰۰ ریالی مربوط به دوران رضا پهلوی است. در این اسکناس ساختمان مرکزی بانک ملی ایران در خیابان فردوسی در روی اسکناس و در کنار چهره رضا پهلوی نقش بسته است با آن معماری تلفیقی از ستونهای هخامنشی و قوسهای اروپایی.
این اسکناس میان سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۱ منتشر شده. چاپ آن بر عهده شرکتهای چاپ فرانسه و انگلستان بوده. در آن سالها، بانک ملی تازه انحصار چاپ اسکناس را از «بانک شاهنشاهی ایران» گرفته بود.
شاید مهمترین سؤال این باشد که چرا یک ساختمان اداری، در قامت نماد ملی، جای خود را روی پول کاغذی باز کرد. پاسخ در تاریخ اقتصادی ایران نهفته است. از دوران قاجار تا اوایل پهلوی، انحصار چاپ اسکناس در دست بانک شاهنشاهی ایران بود، بانکی که با سرمایه انگلیسیها تأسیس شده بود و عملاً تحت کنترل دولت بریتانیا اداره میشد. اما در ۲۲ اسفند ۱۳۱۰، مجلس شورای ملی حق چاپ اسکناس را به مدت ۱۰ سال به بانک ملی ایران واگذار کرد و این انحصار صد ساله شکسته شد. ساختمان مرکزی بانک ملی در ۳ اردیبهشت ۱۳۱۵ به بهرهبرداری رسید؛ یک بیانیه سیاسی خاموش که به جهان میگفت: «ایران از وابستگی اقتصادی به بیگانگان فاصله میگیرد.»
اما جدا از تصویر ساختمان، نکته جذاب دیگر، دو امضایی است که روی این اسکناس خودنمایی میکند؛ امضای رضاقلی امیرخسروی و عبدالحسین هژیر، که هرکدام به سهم خود نقشی پررنگ در تاریخ سیاسی و اقتصادی ایران ایفا کردند.
رضاقلی امیرخسروی مسیری کاملاً متفاوت از یک بانکدار حرفهای را طی کرد. او که از درجه سرتیپی ارتش به عرصه اقتصاد قدم گذاشته بود، ابتدا به عنوان اولین رئیس ایرانی بانک ملی منصوب شد و نزدیک به شش سال (از ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۸) در این سمت باقی ماند. او سپس به وزارت دارایی رسید و در تمام این مدت، از نزدیک شاهد تحول نظام مالی کشور از یک ساختار سنتی به یک نظام بانکی مدرن بود. روایتهایی وجود دارد که او برای خود در بانک ملی جایگاه ویژهای قائل بوده و از قدرت زیادی برخوردار بوده است.
در کنار او، عبدالحسین هژیر به عنوان «مفتش دولت» پای آن اسکناس را امضا کرده است. در آن دوران، اسکناسهای ملی ایران دو امضا داشتند: یکی امضای مدیرعامل بانک ملی و دیگری امضای «مفتش دولت» که توسط وزارت دارایی منصوب میشد و نظارت بر چاپ پول را بر عهده داشت. به گفته «باقر عاقلی» در کتاب «نخستوزیران ایران»، امضای هژیر روی سری دوم اسکناسهای منتشره بانک ملی به چشم میخورد و چون امضایی «واضح و خوانا» بود، مردم عادی و حتی روستاییان با نام او آشنا شدند.
هژیر که بعدها به مقام نخستوزیری رسید، یکی از چهرههای مهم و بحثبرانگیز اواخر دوره رضا پهلوی و اوایل محمدرضا پهلوی بود. او سرانجام در آبان ۱۳۲۸ در مسجد سپهسالار تهران ترور شد. گفته میشود او از عدد «۱۳» وحشت داشت، چراکه حوادث مهم زندگیاش از جمله تولد، وزارت و مرگش، همگی به نوعی با این عدد گره خورده بود. نام او ۱۳ حرف است. در ۱۳ خرداد متولد شده بود. در طول زندگانی ۱۳ بار به مقام وزارت رسید. در ۱۳ آبان ماه تیر خورد. در ۱۳ صفر درگذشت. سن او حینالفوت ۴۹ سال بود که جمع ۴ و ۹ میشود ۱۳.
بانک ملی در دوران گذار سیاسی ایران
پس از شهریور ۱۳۲۰ و کنارهگیری رضا پهلوی، نوبت به نسل جدیدی از اسکناسها رسید. در این اسکناس، دیگر خبری از آن چهره نیست. یکی از این اسکناسها، اسکناس ۱۰۰ ریالی سری اول است که در سال ۱۳۲۳ منتشر شد. در این اسکناس ساختمان بانک ملی در روی اسکناس و در کنار چهره محمدرضا پهلوی نقش بسته است. پشت این اسکناس نیز تصویر قایق سلطنتی دیده میشود. امضاهای پای آن متعلق به ابوالحسن ابتهاج (مدیرعامل بانک ملی) و محمدعلی بامداد (بازرس دولت) است و این اسکناس در چاپخانه هریسون انگلستان چاپ شده است.
ابوالحسن ابتهاج یکی از چهرههای بانکداری مدرن در ایران بود. او که ابتدا در بانک شاهنشاهی کار کرده بود، از دیماه ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۹ مدیرعامل بانک ملی شد. در این دوره، او علاوه بر تقویت نظام بانکی، افرادی را برای تحصیل به خارج فرستاد و حتی فروش دلار را محدود کرد تا به اقتصاد کشور سروسامان دهد. او این اسکناس را چنان معتبر ساخت که امضایش ضامن آن شد.
محمدعلی بامداد، قاضی، نماینده مجلس و بازرس دولت در بانک ملی بود. او از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۰ به عنوان بازرس بر امور بانک نظارت میکرد. نظارت بامداد بهعنوان چهرهای از جنس قانون، اطمینان عمومی به اسکناس را تقویت میکرد.
بانک ملی در قاب ۲۰ ریالی
این اسکناس ۲۰ ریالی در سال ۱۳۳۳ (۱۹۵۴) منتشر شده. یکی از جذابیتهای آن، امضاهایی است که پای آن خودنمایی میکند: علیاصغر ناصر به عنوان رئیس بانک ملی و نظامالدین امامی به عنوان بازرس دولت.
علیاصغر ناصر از کارکنان قدیمی بانک ملی بود. او ابتدا مدیر شعب رشت، مشهد و تبریز شد و بعدها ریاست شعبه بازار تهران را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۳۰ به عنوان رئیس بانک ملی منصوب شد، اما در دولت مصدق از این سمت کنار رفت. با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت فضلالله زاهدی، ناصر دوباره به ریاست بانک ملی رسید و امضای او پای اسکناس ۲۰ ریالی سری ششم (۱۳۳۳) نقش بست. حضور او در آن مقطع، نشاندهنده ثبات مدیریتی بانک ملی در سالهای پس از کودتا بود.
نظامالدین امامی تنها یک بازرس ساده نبود. او یک اقتصاددان بود، به نمایندگی مجلس شورای ملی رسید و بعدها به عنوان کمیسری نفت ایران در انگلستان منصوب شد. حضور چنین چهرهای در نظارت بر چاپ اسکناس، نشاندهنده اهمیت شفافیت اقتصادی در آن دوره بود.
پایان یک دوره؛ چرا تصویر بانک ملی از روی اسکناس حذف شد؟
اما این حکومت تصویر بانک ملی بر اسکناسها، پایدار نبود. در سال ۱۳۳۹، قانون جدید پولی و بانکی کشور تصویب شد. بر اساس این قانون، بانک مرکزی ایران تأسیس و اختیار چاپ اسکناس از بانک ملی سلب و به بانک مرکزی جدید منتقل شد.
از آن پس، بانک ملی به یک بانک تجاری معمولی تبدیل شد و دیگر دلیلی برای ماندگاری تصویر آن بر روی پول ملی وجود نداشت. بنابراین، از اوایل دهه ۱۳۴۰، تصاویر آرامگاه فردوسی، تخت جمشید و بعدها خود محمدرضا پهلوی جای آن را گرفت. آن سه اسکناس هم به تاریخ پیوستند؛ سه برگ کاغذ که روایتگر دورانی کوتاه اما مهم از تاریخ اقتصادی ایران بودند.







