⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

شش درس از بزرگ‌ترین بحران‌های مالی تاریخ

شش درس از بزرگ‌ترین بحران‌های مالی تاریخ
این مقاله فایننشال تایمز برای مخاطب ایرانی از این جهت اهمیت دارد که تلاش می‌کند بحران‌های مالی امروز، از بدهی دولت‌ها و نوسانات بازارهای اعتباری تا موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، را در امتداد یک تاریخ بلندمدت از شکست‌ها و تکرارهای نهادی تحلیل کند. برای خواننده ایرانی که اقتصاد را اغلب در قالب شوک‌های مقطعی، […]

این مقاله فایننشال تایمز برای مخاطب ایرانی از این جهت اهمیت دارد که تلاش می‌کند بحران‌های مالی امروز، از بدهی دولت‌ها و نوسانات بازارهای اعتباری تا موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، را در امتداد یک تاریخ بلندمدت از شکست‌ها و تکرارهای نهادی تحلیل کند. برای خواننده ایرانی که اقتصاد را اغلب در قالب شوک‌های مقطعی، تحریم‌ها یا نوسانات ارزی تجربه کرده است، این متن یک زاویه دید متفاوت ارائه می‌دهد: این‌که بی‌ثباتی مالی نه یک استثنا، بلکه قاعده‌ای تاریخی است که از بابل باستان تا وال‌استریت امروز ادامه یافته است. به همین دلیل،این مقاله صرفاً گزارشی درباره بازارهای جهانی نیست، بلکه نوعی چارچوب تحلیلی برای فهم ریشه‌ای‌تر رفتار اقتصاد جهانی ارائه می‌کند.

اهمیت دیگر مقاله در پیوند دادن بحران‌های تاریخی با فناوری‌ها و ابزارهای مالی معاصر است؛ از اوراق رهنی و بازار ریپو گرفته تا مشتقات اعتباری و حتی استیبل‌کوین‌ها و هوش مصنوعی. همین رویکرد باعث شده این متن در فایننشال تایمز با بازخورد گسترده و گفت‌وگوی چندصدایی خوانندگان مواجه شود؛ فضایی که در آن بسیاری از مخاطبان، ضمن تحسین کیفیت مقاله، با بدبینی عمیق تأکید کرده‌اند که چرخه‌های بحران به دلیل طمع، اهرم مالی و فراموشی تاریخی اجتناب‌ناپذیرند. در میان این بحث‌ها، حتی مقایسه زیرساخت هوش مصنوعی با راه‌آهن نیز به محل جدل فنی و تحلیلی تبدیل شده که نشان‌دهنده سطح بالای درگیری ذهنی مخاطبان با پیام مقاله است: این‌که شاید جهان در آستانه یک بحران جدید ایستاده باشد، حتی اگر نشانه‌های آن هنوز در پوشش «نوآوری» پنهان شده باشند.


گذشته چه چیزهایی به ما می‌گوید


چشمان خود را ببندید و این تصویر را تصور کنید: بدهی‌ها هر روز بیشتر و بیشتر اوج می‌گیرند، اعتراضات پوپولیستی در حال افزایش است و یک رهبر جدید از وقوع یک شورش سیاسی می‌ترسد. بنابراین او یک اقدام رادیکال انجام می‌دهد، تمام وام‌های مصرفی را می‌بخشد تا اقتصاد را از نو راه‌اندازی کند و جامعه را احیا کند.

آیا این توصیفی از آینده آمریکا، اروپا یا ژاپن است؟ شاید چنین فکر کنید، با توجه به بدهی‌های دولتی که به‌سرعت در حال افزایش‌اند، فضای سیاسی پرتنش و رشد ضعیف اقتصادی. اما بخشودگی بدهی تحت حمایت دولت در واقع ابزار ترجیحیِ ایمن‌سازی اجتماعی-اقتصادی در بابل باستان بوده است.

در بابل، پول، حداقل به معنایی که امروز می‌شناسیم، وجود نداشت، اما یک اکوسیستم پیچیده از اعتبار میان بازرگانان، کشاورزان و خاندان حاکم برقرار بود که روی لوح‌های گِلی ثبت می‌شد. هر چند دهه یک‌بار، انباشته شدن این بدهی‌ها تهدید می‌کرد که به یک انفجار سیاسی منجر شود. به همین دلیل، حاکمان بین‌النهرین باستان «اعلام بخشودگی بدهی» می‌کردند، به گفته آماندا پودانی، مورخ آمریکایی. او می‌گوید: «آنها واقعا لوح‌های گِلی را می‌شکستند»، یعنی به‌صورت نمادین بدهی را می‌بخشیدند.

فشارهای مالی همچنان جهان امروز را آزار می‌دهد، همراه با مجموعه‌ای همیشه در حال تغییر از دیگر مشکلات. هفته گذشته، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نشست بهاره سالانه خود را در واشنگتنی به‌طور غیرمعمول گرم برگزار کردند، همراه با مجموعه‌ای از پیش‌بینی‌های اقتصادی. این پیش‌بینی‌ها شامل این برآورد است که بدهی عمومی جهانی نسبت به تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۲۹ به ۱۰۰ درصد خواهد رسید، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۵ کمتر از ۸۰ درصد بود، و اگر بدهی بخش خصوصی را هم اضافه کنیم، هم‌اکنون به ۲۳۵ درصد می‌رسد.

این وضعیت نگران‌کننده است، با توجه به جنگ در خاورمیانه، آشفتگی در بازارهای انرژی، اختلال ناشی از هوش مصنوعی و نوسانات در صنعت مبهم اعتبارات خصوصی. کمی پیش از این نشست، ری دالیو، بنیان‌گذار صندوق پوشش ریسک بریج‌واتر، هشدار داد که فشارهای مالی در حال تشدید درگیری‌های ژئوپولیتیک هستند و بالعکس، و همان‌طور که پیش‌تر نیز استدلال کرده بود، حتی در آمریکا به نوعی «جنگ داخلی» نیمه‌پنهان دامن می‌زنند.

پیر اولیویه گورینشاس، اقتصاددان ارشد صندوق بین‌المللی پول، هنگام ارائه جدیدترین پیش‌بینی‌ها گفت: «اقتصاد جهانی با آزمونی دشوار دیگر روبه‌روست.» او افزود: «ریسک‌های نزولی به‌وضوح بسیار بالا هستند.»

با وجود آنکه فعالان مالی و مدیران اقتصادی چشم به آینده دوخته‌اند، اما همچنان منبع دیگری برای بینش، اگر نگوییم الهام در سیاست‌گذاری را نادیده می‌گیرند: تاریخ. هرچند آسان است تصور کنیم در لحظه‌ای بی‌سابقه از تکامل بشر زندگی می‌کنیم، بسیاری از چالش‌هایی که امروز با آنها روبه‌رو هستیم بازتاب‌هایی عجیب از گذشته دارند.

جیمی دایمون، مدیرعامل و رئیس جی‌پی‌مورگان، در نامه سالانه اخیر خود اشاره کرد: «ما همچنان فروپاشی امپراتوری روم، امپراتوری بریتانیا، امپراتوری چین و شکست‌های پس از جنگ جهانی اول که به آلمان نازی منجر شد را تحلیل می‌کنیم. با این حال، روندهای بزرگی وجود دارند که باید آنها را مطالعه کنیم، آنها مانند صفحات تکتونیکی در حال جابه‌جایی هستند که می‌توانند مسیر آینده تاریخ را تعیین کنند.»

جان کنت گالبرایت، اقتصاددان، زمانی با طعنه گفته بود: «به‌ندرت حوزه‌ای از تلاش انسانی وجود دارد که در آن تاریخ به اندازه دنیای مالی کم‌اهمیت باشد.» در تلاش برای جبران این کاستی، فایننشال تایمز پادکستی درباره تاریخ مالی راه‌اندازی می‌کند. شش درس زیر از گذشته، همچنان برای امروز معتبر هستند.


۱. دارایی‌های امن اغلب خطرناک‌ترین هستند


هیچ سرمایه‌گذاری از زیان در بازار سهام یا روی اوراق قرضه پرریسک (junk bonds) خوشحال نمی‌شود. اما هیچ‌کس هم نباید از وقوع آن شگفت‌زده شود. همین موضوع یکی از دلایلی است که چرا حتی سقوط‌های بزرگ بازار به‌تنهایی معمولاً برای ایجاد مشکلات اقتصادی جدی کافی نیستند. برای مثال، سقوط «دوشنبه سیاه» در سال ۱۹۸۷ تقریباً اثر اقتصادی قابل توجهی نداشت. شاخص S&P 500 در زمان ترکیدن حباب دات‌کام در اوایل دهه ۲۰۰۰ نزدیک به نیمی از ارزش خود را از دست داد، اما آن هم فقط باعث یک رکود خفیف شد.

با این حال، زمانی که اوراقی که سرمایه‌گذاران تصور می‌کردند کاملاً امن و باثبات هستند، خلاف آن را ثابت می‌کنند، کل سیستم مالی دچار لرزش می‌شود.

یکی از نخستین نمونه‌ها، به اصطلاح «نکول تثلیث» در سال ۱۵۵۷ است؛ زمانی که فرانسه، اسپانیا و هلند از بازپرداخت بدهی‌های خود سر باز زدند و بنا بر یک روایت تاریخی، «مالیه و تجارت اروپا را تا ریشه‌هایش لرزاندند». در دوران معاصر نیز، عمدتاً ترس از امنیت اوراق رهنی درجه‌یک آمریکا بود که به فروپاشی سیستم مالی در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ انجامید، با وجود اینکه زیان‌های واقعی در نهایت نسبتاً محدود بودند.

امروزه اوراق خزانه‌داری آمریکا (US Treasuries) به‌عنوان دارایی «بدون ریسک» جهانی عمل می‌کنند؛ دارایی‌ای که نه‌تنها بودجه دولت آمریکا را پشتیبانی می‌کند، بلکه کل نظام مالی مبتنی بر دلار و بانک‌های جهانی را نیز سرپا نگه می‌دارد. تاریخ نشان می‌دهد اگر این تصور از امنیت به‌طور جدی زیر سؤال برود، پیامدهای آن می‌تواند بسیار عظیم باشد.

مارک تواین جمله مشهوری دارد: «آنچه تو را به دردسر می‌اندازد چیزی نیست که نمی‌دانی؛ بلکه چیزی است که با اطمینان می‌دانی، اما درست نیست.» مالیه نمونه‌ای عالی از همین حقیقت است.


۲. حباب‌ها می‌توانند مثبت باشند


هوش مصنوعی یکی از داغ‌ترین موضوعات مالی امروز است، به‌طوری‌که تحلیل‌گران JPMorgan موج سرمایه‌گذاری چند تریلیون دلاری در مراکز داده و تولید برق لازم برای آنها را «رویدادی استثنایی و پایدار در بازارهای سرمایه» توصیف کرده‌اند. با این حال، حتی ۵ تریلیون دلاری که JPMorgan تخمین می‌زند تا سال ۲۰۳۰ صرف هوش مصنوعی و زیرساخت‌های مرتبط شود، در برابر بزرگ‌ترین موج سرمایه‌گذاری تاریخ یعنی راه‌آهن ناچیز به نظر می‌رسد.

این پروژه عظیم که ژنرال ویلیام تی شرمن آن را «کار غول‌ها» توصیف کرده بود، شامل سرمایه‌گذاری عظیمی بود که عمدتاً از طریق اوراق قرضه تأمین مالی می‌شد.

این تصویر مربوط به سال ۱۸۹۸ است که یک قطار بخار را بر فراز خیابان‌های نیویورک نشان می‌دهد. در سال ۱۸۷۳، بانک سرمایه‌گذاری «جی کوک اند کو» تحت فشار اوراق قرضه راه‌آهنِ فروش‌نرفته فروپاشید

تا سال ۱۸۹۰، شرکت‌های راه‌آهن تنها در ایالات متحده حدود ۵ میلیارد دلار اوراق قرضه منتشر کرده بودند. با تعدیل تورم، این رقم معادل حدود ۱۸۰ میلیارد دلار امروز است. اما این عدد هنوز ابعاد واقعی ماجرا را کوچک نشان می‌دهد، زیرا اقتصاد آمریکا در آن زمان بسیار کوچک‌تر بود. در سال ۱۸۹۰، ۵ میلیارد دلار حدود یک‌سوم تولید ناخالص داخلی آمریکا را تشکیل می‌داد؛ بنابراین این موج سرمایه‌گذاری در مقیاس امروز می‌توانست معادل بیش از ۱۰ تریلیون دلار باشد.

این رونق سرمایه‌گذاری همچنین به یک سقوط بزرگ و تعیین‌کننده برای یک نسل منجر شد. در سال ۱۸۷۳، بانک سرمایه‌گذاری «جی کوک اند کو»، که در آن زمان تحت مدیریت یکی از قدرتمندترین چهره‌های مالی آمریکا بود، ناگهان تحت فشار اوراق قرضه راه‌آهنِ فروش‌نرفته فروپاشید. این رخداد یک بحران مالی عظیم ایجاد کرد و دوره‌ای را آغاز کرد که بعدها به «رکود بزرگ» معروف شد، تا زمانی که رکود بسیار بزرگ‌تری در دهه ۱۹۳۰ جای آن را گرفت.

همان‌طور که کارل مارکس چند سال بعد با رضایت در نامه‌ای نوشت: «در واقع، راه‌آهن‌ها با انباشت بدهی و افزایش روزافزون حساب سرمایه‌شان، ظاهری از رونق ایجاد می‌کنند.»

با این حال، رونق راه‌آهن آمریکا را دگرگون کرد؛ ایالت‌ها را به هم پیوند داد و کشور را به یک قدرت صنعتی بی‌رقیب تبدیل کرد. بسیاری از سرمایه‌گذاران متضرر شدند، اما زیرساختی که تأمین مالی کرده بودند در نهایت به یک مزیت عظیم و تعیین‌کننده برای یک قرن تبدیل شد. به گفته تاریخ‌نگار ریچارد وایت، «آنها به همان اندازه که با موفقیت خود، مدرنیته را ساختند، با شکست خود نیز آن را خلق کردند.»

آیا هوش مصنوعی مسیری مشابه را طی خواهد کرد؟ آیا زیرساخت‌های آن به اندازه خطوط راه‌آهن ماندگار خواهند بود؟ هنوز روشن نیست. اما شباهت‌ها چشمگیرند.


۳. اهرم مالی کشنده است


درس بدیهی تقریباً همه بحران‌های بزرگ مالی چیزی است که ارزش تکرار دارد. اهرم مالی (leverage)، چه به شکل بدهی سنتی از بانک، چه وام مارجین از کارگزاری، یا ساختارهای پیچیده اهرمی در قالب قراردادهای مشتقه، همان چیزی است که می‌تواند یک آتش‌سوزی مالی را به یک جهنم تمام‌عیار تبدیل کند. با این حال، منشأ و ماهیت آن دائماً در حال تغییر است.

گِیان سینها، دیوید شِر، سوزان بارنز، وارن کورنفلد، کِرت اِگِرت و کریستوفر ال. پیترسون در کنار هم پشت میکروفون‌ها نشسته‌اند و در یک جلسه استماع سنا درباره نقش اوراق بهادارسازی در آشفتگی بازار وام‌های مسکن پرریسک (subprime) شهادت می‌دهند.

به‌طور فزاینده‌ای، یکی از منابع اصلی اهرم مالی بازار موسوم به «ریپو» (repurchase market) یا بازار قراردادهای بازخرید است.

همان‌طور که از نام آن پیداست، این بازار شامل فروش و سپس بازخرید اوراق بهادار با یک افزایش جزئی قیمت است؛ به‌طوری‌که این افزایش در عمل نقش بهره یک وام کوتاه‌مدت را دارد. تصور کنید ۱۰ میلیون دلار اوراق قرضه را به‌صورت نقدی می‌فروشید، با این توافق که یک هفته بعد آن را به قیمت ۱۰٬۱ میلیون دلار بازخرید کنید. در عمل، این یعنی یک وام یک‌هفته‌ایِ وثیقه‌دار به ارزش ۱۰ میلیون دلار با هزینه ۱۰۰ هزار دلار.

اوراق قرضه، سهام، املاک و سایر دارایی‌ها از آغاز تاریخ مالی به‌عنوان وثیقه وام‌ها استفاده شده‌اند. اوراق قرضه نخستین‌بار در ونیز قرن دوازدهم برای تأمین مالی جنگ‌ها ایجاد شدند و اندکی بعد به‌عنوان وثیقه وام نیز به کار رفتند. اما بازار مدرن ریپو کمتر از یک قرن پیش شکل گرفت، زمانی که فدرال رزرو تازه‌تأسیس آن را برای تسهیل خرید اوراق قرضه دولتی آمریکا، که برای تأمین مالی ورود این کشور به جنگ جهانی اول فروخته می‌شد، راه‌اندازی کرد.

از آن زمان، بازار ریپو به‌شدت رشد کرده و در طول مسیر خود باعث مجموعه‌ای از بحران‌ها و فروپاشی‌های کوچک و بزرگ شده است؛ از ورشکستگی شرکت Drysdale Securities در سال ۱۹۸۲ تا سقوط صندوق پوشش ریسک LTCM در سال ۱۹۹۸. در بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ نیز این بازار ریپو بود که با قفل شدنش، به سقوط هر دو نهاد Bear Stearns و Lehman Brothers انجامید.

با این حال، بازار ریپو پس از آن نیز همچنان به رشد خود ادامه داده است. خزانه‌داری آمریکا برآورد می‌کند که بازار داخلی ایالات متحده اکنون نزدیک به ۱۳ تریلیون دلار است و انجمن بازارهای سرمایه بین‌المللی (ICMA) اخیراً تخمین زده است که بازار ریپوی اروپا نیز به حدود ۱۴ تریلیون یورو رسیده است.

این ارقام ممکن است شامل بخشی از دوباره‌شماری باشد، زیرا ریپو شاید در مبهم‌ترین و مرزی‌ناپذیرترین شکل مالی قرار دارد. اما آنچه روشن است این است که این بازار یکی از ستون‌های اصلی نظام مالی جهانی است. متأسفانه تاریخ نشان می‌دهد هر زمان که این نوع وام‌دهی دچار عقب‌نشینی یا اختلال شود، می‌تواند زمینه‌ساز رفتارهای پرریسک و ایجاد تنش‌های مالی گسترده شود.


۴. پیچیدگی خطرناک است


JPMorgan در معرض یک خط اعتباری چند میلیارد دلاری قرار داشت که ExxonMobil برای پرداخت هزینه‌های پاکسازی و جریمه‌ها از آن استفاده کرده بود. این بانک که از قرار گرفتن در معرض ریسک یک مشتری واحد ناراحت بود و همچنین تحت فشار سرمایه‌ای قرار داشت که باید در برابر این ریسک نگه می‌داشت، از مهندسان مالی خود خواست راه‌حلی پیدا کنند.

یک کارگر پاکسازی نفت در لباس محافظ زردرنگ از میان آب‌های آلوده به نفت عبور می‌کند، در حالی که دیگران در امتداد ساحل پوشیده از برف، مشغول پاکسازی و جمع‌آوری زباله‌ها در کیسه‌های نارنجی هستند. نشت نفتی اکسون والدز در آلاسکا در سال ۱۹۸۹ به‌طور ناخواسته به شکل‌گیری مشتقات اعتباری انجامید

آنها در پاسخ، ابزاری مالی خلق کردند، «سوآپ نکول اعتباری» (credit-default swaps)، که نوعی بیمه در برابر وام‌های بد ارائه می‌داد و در عین حال قابلیت معامله در بازار را نیز داشت.

این ابزار مزایای قابل توجهی داشت. اما بعدها همین سوآپ‌های نکول اعتباری زمینه‌ساز شکل‌گیری اوراق بدهی تضمین‌شده بسیار پیچیده‌ای شدند که در سال ۲۰۰۸ به شکلی فاجعه‌بار فروپاشیدند. نوآوری‌های همین بانکداران مشتقه در JPMorgan همچنین الهام‌بخش پدیده مدرن دیگری شدند که اکنون برخی نهادهای نظارتی را نگران کرده است: «انتقال ریسک مصنوعی» (synthetic risk transfers).

SRTها معاملاتی هستند که در آن بانک‌ها در برابر وام‌های مشکوک یا پرریسک خود از سرمایه‌گذاران بیمه خریداری می‌کنند و در نتیجه مجاز می‌شوند سرمایه کمتری به‌عنوان پشتوانه زیان‌ها نگه دارند. این بازار اکنون به‌شدت در حال رشد است و طبق گزارش بانک تسویه‌های بین‌المللی (BIS)، که به‌عنوان بانک مرکزی بانک‌های مرکزی شناخته می‌شود، حدود ۷۵۰ میلیارد یورو از وام‌ها در آمریکا، کانادا و اروپا از این طریق بیمه شده‌اند.

با این حال، با وجود آنکه بسیاری از نهادهای نظارتی با احتیاط این ابزارها را پذیرفته‌اند، BIS هشدار داده است که «با ادامه رشد بازار SRT، این ابزارها نیازمند نظارت مستمر هستند». دلیل آن این است که پیچیدگی اغلب می‌تواند خطراتی را پنهان کند که حتی در دل ابزارهایی وجود دارند که ظاهراً برای کاهش ریسک طراحی شده‌اند.


۵. هیچ چیز زیر آفتاب واقعاً جدید نیست


استیبل‌کوین‌ها (stablecoins) امروز یکی از موضوعات داغ هستند. طرفداران آن‌ها استدلال می‌کنند که می‌توانند نظام بانکی را سریع‌تر، بهتر، قدرتمندتر و عادلانه‌تر کنند، در حالی که منتقدان معتقدند ممکن است ثبات مالی را تضعیف کنند، بستر جرم را تقویت کنند، به تروریسم کمک کنند و به دولت‌های یاغی یاری برسانند. با این حال، تاریخ حتی در اینجا نیز درس‌هایی برای ارائه دارد.

گواهی سهام بانک گتیسبورگ مربوط به سال ۱۸۵۷؛ گواهی سهام بانک Gettysburg از سال ۱۸۵۷

در آمریکا پیش از جنگ داخلی (Antebellum America)، دوره‌ای سریع‌الرشد اما آشفته بین جنگ ۱۸۱۲–۱۸۱۵ آمریکا با بریتانیا و آغاز جنگ داخلی در ۱۸۶۱، آنچه «پول» محسوب می‌شد نیز مفهومی مبهم و نامشخص بود.

به گفته استیون میهم، استاد تاریخ در دانشگاه جورجیا، ایالات متحده در آن زمان بانک مرکزی واقعی نداشت (نزدیک‌ترین نمونه آن در سال ۱۸۳۵ تمدید مجوز نشد)، و هر بانک تجاری دارای مجوز ایالتی می‌توانست اسکناس کاغذی منتشر کند که ظاهراً باید با دارایی‌های واقعی مانند طلا پشتیبانی می‌شد. با این حال، در عمل «به همان اندازه که تبدیل شدن به بانکدار آسان بود، تبدیل شدن به یک آجرکار نیز آسان بود».

در واقع، بسیاری از نهادها در دوره‌ای که «بانکداری آزاد» (Free Banking) نامیده می‌شد، حتی از حداقل قوانین ایالتی نیز سرپیچی می‌کردند، به چاپ آزادانه پول شهرت داشتند و «بانک‌های وحشی» (wildcat banks) نامیده می‌شدند. در نتیجه این آشفتگی پولی، جعل‌کنندگان نیز رونق گرفتند. آن‌قدر تقاضا برای هر چیزی که بتواند نقش پول را ایفا کند بالا بود، و آن‌قدر مرز میان بانک سالم، بانک وحشی و کلاهبرداری کامل مبهم بود، که بسیاری از آمریکایی‌ها چندان اهمیتی نمی‌دادند.

این آشفتگی در نهایت به «وحشت مالی ۱۸۵۷» (Panic of 1857) کمک کرد که بخش بزرگی از نظام بانکی آمریکا را نابود کرد. در سال ۱۸۶۳ دولت آمریکا «قانون بانکداری ملی» را تصویب کرد که بر اساس آن همه بانک‌ها موظف شدند انتشار اسکناس‌های خود را با اوراق بدهی دولت آمریکا پشتیبانی کنند. دولت ترامپ تلاش کرده است در حوزه استیبل‌کوین‌ها اقدام مشابهی انجام دهد؛ به‌طوری که قانون موسوم به «Genius Act» مقرر می‌کند توکن‌های رمزارزی باید به‌صورت یک‌به‌یک با دلار آمریکا یا سایر دارایی‌های امن پشتیبانی شوند.

با این حال، با توجه به اینکه در دنیای مدرن رمزارزها نظارت، مقررات‌گذاری و اجرای قوانین اغلب مبهم و ناکامل است، به‌طوری که شرکت تتر، بزرگ‌ترین صادرکننده استیبل‌کوین، عمدتاً تحت نظارت السالوادور قرار دارد، بسیاری از کارشناسان نگران‌اند که این پدیده ممکن است به تکرار بحران بانکداری «وایلدکت» در گذشته منجر شود.


۶. بذرهای بحران بعدی اغلب در پاسخ به بحران قبلی کاشته می‌شوند


بحران مؤسسات پس‌انداز و وام (Savings and Loans crisis) در آمریکا اکنون تقریباً به فراموشی سپرده شده است. اما این بحران یکی از بزرگ‌ترین موج‌های ورشکستگی بانکی در تاریخ را رقم زد و زمینه‌ساز بحران مالی جهانی بزرگ‌تری شد که در سال ۲۰۰۸ رخ داد.

لوح گِلی با خط میخی فشرده، شامل سرودی برای خدای مردوک. برخی از لبه‌ها شکسته شده‌اند. لوح میخی بابلی از هزاره اول پیش از میلاد. زمانی که حاکمان بین‌النهرین باستان «بخشودگی بدهی» اعلام می‌کردند، به‌طور واقعی لوح‌های گِلی را می‌شکستند و به این ترتیب بدهی‌ها را لغو می‌کردند

افزایش نرخ بهره در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، همراه با مقرراتی که مدت‌ها دست بانک‌ها را در پرداخت سود به سپرده‌گذاران محدود کرده بود، و همچنین موج‌های غیرمسئولانه وام‌دهی در بخش املاک، در نهایت باعث فروپاشی بخش‌های گسترده‌ای از بانک‌های محلی کوچک در آمریکا شد. هزینه اقتصادی این بحران سنگین بود و تنها عملیات پاکسازی آن، بنا بر گزارش دفتر بودجه کنگره در سال ۱۹۹۳، حدود ۲۰۰ میلیارد دلار برای دولت آمریکا هزینه داشت.

با این حال، میراث اصلی بحران S&L این بود که به رشد بازار اوراق بهادارسازی وام‌های مسکن (mortgage-backed securities) با یک معافیت مالیاتی اشتباه دامن زد، به آزادسازی بیشتر صنعت مالی کمک کرد و الهام‌بخش اختراع مشتقات اعتباری شد. هر سه این عوامل نقش مهمی در بحران سال ۲۰۰۸ داشتند.

از آن زمان، نهادهای نظارتی در سراسر جهان نظارت بسیار سخت‌گیرانه‌تری بر بانک‌ها اعمال کرده‌اند. این سیاست‌ها تا حدی موفق بوده‌اند: عملکرد نظام بانکی در دوران همه‌گیری کرونا به‌طرز قابل توجهی باثبات بود، با وجود اینکه این دوره یک آزمون فشار بسیار شدید محسوب می‌شد.

اما یکی از پیامدهای اصلاحات پس از ۲۰۰۸ این است که بانک‌های بزرگ تمایل کمتری برای ایفای نقش بازارساز در دارایی‌هایی مانند اوراق خزانه‌داری (Treasuries) دارند، و نبود آن‌ها می‌تواند در زمان بحران باعث افزایش نوسان شود. پیامد دیگر این است که معاملات پرریسک از بانک‌ها به نهادهای کمتر تنظیم‌شده و شفاف‌تر، مانند صندوق‌های پوشش ریسک (hedge funds)، منتقل شده‌اند، بخشی که امروز تحت عنوان «بانکداری سایه» (shadow banking) نگرانی جدی نهادهای نظارتی را برانگیخته است.

این فهرست قطعاً کامل نیست. درس‌های بی‌شماری، کوچک و بزرگ، می‌توان از هزاران سال بحران مالی و اقتصادی آموخت.

اما نکته اساسی این است که مطالعه تاریخ ما را آگاه‌تر و خردمندتر می‌کند. کسانی که این کار را نکنند، به گفته وینستون چرچیل، محکوم به تکرار آن هستند. آن لوح‌های گِلی بابلی چیزی فراتر از اشیای موزه‌ای‌اند.

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو