⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

نور، طلاست … قسمت سوم (پایانی)؛ لندتک، حلقه گم‌شده تأمین مالی نیروگاه‌­های خانگی

نور، طلاست … قسمت سوم (پایانی)؛ لندتک، حلقه گم‌شده تأمین مالی نیروگاه‌­های خانگی
شورش مرادی، کارشناس اقتصاد دیجیتال / در دو یادداشت پیشین، نشان دادیم که در وهله نخست ماهیت وجودی بانک‌ها (به عنوان قلب تپنده اقتصاد دیجیتال) و سپس ماهیت فنی و ویژگی‌های استراتژیک نیروگاه‌های خورشیدی، هر دو به یک نتیجه ختم می‌شوند: انرژی خورشیدی دیگر یک گزینه نیست؛ یک الزام برای حفظ و تضمین بقاست. اما به […]

شورش مرادی، کارشناس اقتصاد دیجیتال / در دو یادداشت پیشین، نشان دادیم که در وهله نخست ماهیت وجودی بانک‌ها (به عنوان قلب تپنده اقتصاد دیجیتال) و سپس ماهیت فنی و ویژگی‌های استراتژیک نیروگاه‌های خورشیدی، هر دو به یک نتیجه ختم می‌شوند: انرژی خورشیدی دیگر یک گزینه نیست؛ یک الزام برای حفظ و تضمین بقاست. اما به نظر می‌رسد که در این میان، یک پرسش بزرگ و بی‌پاسخ باقی مانده است:

در وضعیتی که بانک‌ها، مراکز داده و صنایع بزرگ (تکلیفاً، اجباراً و یا از روی درک درست آینده انرژی و اقتصاد) به سمت بهره‌برداری هرچه بیشتر از خورشید می‌روند، تکلیف خانوار ایرانی چیست؟

چه کسی به شهروندی که پشت‌بام منزل مسکونی او بعضاً بیش از ۵ کیلووات ساعت تابش مؤثر و با کیفیت دارد، اما قبض برقش را به سختی پرداخت می‌کند، می‌گوید: «یک پک نیروگاهی کوچک مقیاس تهیه کن و علاوه بر مزایای آن از صرفه‌جویی از محل پرداخت های قبض، اقساطش را بده؟»

پاسخ کوتاه است: منطقاً هیچ‌کس. چون مدل سنتی بانکداری برای تأمین مالی خرد و پراکنده‌ خورشیدی طراحی نشده است. وام‌های ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومانی با سود اسمی ۲۳ درصد و تعهدات بازپرداخت توسط ضامن، برای یک خانواده متوسط، بعضاً نه امکان‌پذیر است و نه منطقی و نه در این ساختار توجیه‌پذیر و حتی با توجه به ارزش تجهیزات کارآمد.

اینجاست که پای لندتک‌ها (لندینگ تکنولوژی) به میان می‌آید. نه به عنوان یک استارتاپ شیک پرداختی، بلکه به عنوان زیرساخت اعتباری نسل نو که قرار است ناترازی انرژی را نه در نیروگاه‌های عظیم، بلکه در پشت بام‌های ۵ میلیون خانه ایرانی حل کند.

اجازه دهید یک حقیقت ساده اما فراموش‌شده را برای یادآوری تاکیداً تکرار کنم: در اقتصاد دیجیتال، هر جریان منظم پولی را می‌توان به یک محصول اعتباری تبدیل کرد. نمونه‌های کاربردی آن می‌تواند قبض ماهانه برق، اجاره‌های مختلف ماهانه (ملک مسکونی، پارکینگ دوم)، شارژ ماهانه ساختمان، حتی قبض اینترنت باشد.

بنابر این مقدمه ساده، هدف این بخش این است که ببینیم دقیقا در نقطه تلاقی دو دنیای پرقدرت تکنولوژی مالی (FinTech) و انرژی‌های تجدیدپذیر (CleanTech) چه نوآوری می‌توان ایجاد کرد؟ ترکیب این دو، مفهومی را ایجاد می‌کند که ما در ادبیات مدرن به آن Green FinTech یا Energy FinTech می‌گوییم. لندتک‌ها در اینجا نقش تسهیل‌گرِ نقدینگی و توزیع‌کننده ریسک را ایفا می‌کنند تا گره اصلی توسعه انرژی خورشیدی، یعنی هزینه اولیه سرمایه‌گذاری (CAPEX) ، به شکلی خردمندانه باز شود.

در قسمت‌های پیشین (قسمت اول)، بر اهمیت گذار از مدل مصرف‌کننده سنتی به مدل Prosumer (تولیدکننده-مصرف‌کننده) تأکید کردم و دیدیم که چگونه انرژی خورشیدی می‌تواند در سناریوهای مختلف اقتصادی، از بهینه‌سازی سود تا تضمین بقا، نقش استراتژیک ایفا کند. اما یک پرسش بنیادین و مانع‌ساز باقی می‌ماند:

پول از کجا می‌آید؟ منشاء جریان نقدینگی مورد نیاز برای تامین مالی احداث و بهره­‌برداری از پروژه‌های خورشیدی از کجاست؟

در مقیاس بزرگ، تولید انرژی خورشیدی، برخلاف سوخت‌های فسیلی، یک بازی سرمایه‌گذاری اولیه سنگین (Capital Intensive Game) است. برای یک Prosumer یا یک شرکت کوچک و متوسط، پرداخت هزینه‌ی پنل‌ها، اینورترها و سیستم‌های ذخیره‌ساز، هزینه‌ای است که می‌تواند جریان نقدینگی آن‌ها را در ماه‌ها یا سال‌ها فلج کند. در اینجا است که ستون فقرات اقتصاد دیجیتال، یعنی لندتک‌ها (LendTechs)، وارد میدان می‌شوند. لندتک‌ها در این جا نه تنها ابزاری برای وام‌دهی، بلکه اساساً میتوانند مهندسانِ ایحاد و توسعه ساختار جدیدِ توزیع انرژی در ایران باشند.


چالش پارادایمیک: شکاف بین پتانسیل تولید و جریان نقدینگی مالی


همان گونه که پیشتر اشاره شد (قسمت دوم) در اقتصاد سنتی، تولید برق به روش‌های مختلف همچنان یک فرایند متمرکز و صد البته بسیار پرهزینه است: دولت یا شرکت‌های بزرگ تولیدکننده انرژی با پیمانکاران عمومی (General Contractor: GCs)، در سطوح و مقیاس‌های ملی نیروگاه می‌سازند و برق را می‌فروشند.

در این مدل کلاسیک، فارع از ریسک‌های امنیتی ناشی از تنش‌های فیزیکی مانند جنگ و امثالهم (چنانچه در دوره جاری بارها شاهد تهدید شبکه های تولید انرژی متمرکز توسط دُوَل متخاصم بوده‌ایم) و ریسک‌های مالی عملاْ سرمایه در دست چند بازیگر بزرگ است و اصولا محاسبات در این سطح از کسب‌وکار معادلات خاص خود را دارد.  

در مدل جدید تولید و توزیع انرژی پاکِ و پراکنده (Distributed Clean Energy)، علاوه بر ارائه یک راه‌حل بسیار مقاوم و به اصطلاح Bullet Proof در برابر تهدیدات فیزیکی، هزاران گره کوچک (خانه‌ها، کارگاه‌ها، مزارع، باغ ها و ویلاها) که پتانسیل تولید کوچک مقیاس دارند را وارد یک چرخه تجاری و زیرساختی بسیار متمدن خواهد کرد.

اما مشکل اینجاست که سیستم‌های بانکی سنتی برای تأمین مالی این صدها هزار گره کوچک طراحی نشده‌اند. بانک‌ها عاشق پروژه‌های بزرگ با وثیقه‌های سنگین هستند، نه پرداخت‌های خرد برای نصب پنل روی پشت‌بام یک کارگاه کوچک بدون روبان و قیچی و تابلوی «با حمایت بانک تأسیس شد». اینجاست که شکاف نقدینگی ایجاد می‌شود و در عدم حضور موثر بانک ها لندتک‌ها با ورود خود به این حوزه، میتوانند این شکاف را با استفاده از تکنولوژی‌های دیجیتال پر کنند.


لندینگ تکنولوژی: مهندسی نوین برای رفع ناترازی انرژی به روش‌های نامتمرکز


لندتک‌ها با استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته، داده‌محوری و مدل‌های نوین اعتبارسنجی، فرایند تأمین مالی انرژی را از حالت سنتی و کهنه بانکی به حالت تکنولوژی‌ محور تغییر می‌دهند. نقش آن‌ها را می‌توان در چهار لایه اصلی تحلیل کرد:

الف) کاهش هزینه‌های تراکنش و تسهیل دسترسی (Democratization of Capital)

لندتک‌ها با حذف واسطه‌های سنتی و استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال، فرآیند درخواست وام را از هفته‌ها به چند دقیقه کاهش می‌دهند. این «سرعت»، در اقتصادهای پرنوسان، حیاتی است. وقتی یک Prosumer تصمیم می‌گیرد سیستم خورشیدی نصب کند، او نیاز به یک فرایند سریع دارد تا بتواند از پنجره‌های فرصت اقتصادی گشوده شده استفاده کند. لندتک‌ها این فرایند را «دمکراتیزه» می‌کنند؛ یعنی اجازه می‌دهند حتی کوچکترین واحد تولیدی نیز در یک حالت برابر به سرمایه مناسب و مورد نیاز و فیت (Fit) دسترسی داشته باشد.

ب) مدل‌های اعتبارسنجی مبتنی بر جریان انرژی (Energy-Based Credit Scoring)

این یکی از هیجان‌انگیزترین بخش‌های تلاقی فین‌تک و انرژی است. لندتک‌های پیشرو، به جای نگاه کردن صرف به سوابق بانکی و شیوه‌های اعتبار سنجی کلاسیک، به «پتانسیل تولید انرژی» به عنوان یک نوع وثیقه نگاه می‌کنند.

به عنوان نمونه اگر بدانیم که یک کارخانه که با نصب پنل خورشیدی، سالانه ۵۰ درصد از هزینه‌های برق خود را کاهش می‌دهد، یا یک ویلا در دماوند که تقریبا در ماه بیش از 20 روز خالی از سکنه است و عملا مصرفی ندارد می‌تواند Consumption را کاهش داده و ظرفیت تولید خود را افزایش دهد و به نوعی به کاهش هزینه کمک کند. این «کاهش هزینه» و «افزایش تولید»، در واقع یک «جریان نقدیِ تضمین‌شده» است.

لندتک‌ها با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای (برای تخمین تابش خورشیدی در محل) و داده‌های مصرف برق، یک مدل اعتبارسنجی جدید می‌سازند: «توانایی بازپرداخت وام بر اساس بازدهی انرژی». در واقع، پنل خورشیدی خود به عنوان یک دارایی مولد (Productive Asset) در مدل اعتباری لندتک نقش‌آفرینی می‌کند و میتواند متضمن بازپرداخت و کیفیت درآمدزایی و سودآوری باشد.

ج) مدل‌های پرداخت به میزان استفاده (Pay-as-you-go / Leasing)

لندتک‌ها مدل‌های «اجاره‌ای» یا «پرداخت تدریجی» را ممکن می‌سازند (اجاره به شرط تملیک). روش و مدلی که عملا در بانکداری به روش کلاسیک در این سطح کمتر مرسوم بوده و شاید زیاد مقبول نباشد. در این مدل، مشتری اصلاً هزینه خرید پنل را نمی‌پردازد؛ بلکه به جای پرداخت قبض برق به دولت، مبلغی معادل آن را به عنوان قسط به پلتفرم لندتک می‌پردازد.

در واقع، لندتک‌ها «خرید تجهیزات» را به «خرید خدمت انرژی» تبدیل می‌کنند. این کار مانع از خروج سرمایه اولیه از جیب Prosumer شده و نرخ پذیرش تکنولوژی را به شدت بالا می‌برد همچنین تاثیر شگرفی بر میزان افزایش ضریب نفوذ تکنولوژی حتی در آمارها و گزارشات دولتی خواهد گذاشت.

د) توزیع ریسک از طریق توکن‌سازی (Tokenization)

با ورود بلاکچین به لندتک‌ها، می‌توان پروژه‌های انرژی خورشیدی را به قطعات کوچک (Token) تقسیم کرد. یعنی یک سرمایه‌گذار می‌تواند با خرید مقدار کمی از «توکنِ یک نیروگاه خورشیدی کوچک»، در سود حاصل از فروش برق آن سهیم شود. این یعنی انتقال ریسک از یک بازیگر بزرگ به هزاران سرمایه‌گذار خرد، که دقیقاً همان روح «تولید نامتمرکز» است.


نقش تکنولوژی مالی در توسعه صنعت خورشیدی: یک هم‌افزایی وجودی


باید درک کرد که لندتک‌ها صرفاً «کمک‌کننده» به صنعت تولید انرژی خورشیدی نیستند؛ آنها «کاتالیزور اصلی» هستند. بدون تکنولوژی مالی، صنعت برق خورشیدی حتی در سطح جهانی و منطقه‌ای درگیر موضوع «سقف رشد» و موضوعاتی از جنس Scale of the Market باقی می‌ماند. تکنولوژی مالی، صنعت خورشیدی را از یک «صنعت صرفاً سخت‌افزاری» به یک «صنعت خدماتی-سرمایه‌ای» تبدیل می‌کند:

الف) تبدیل CAPEX به OPEX: بزرگترین مانع فیزیکی (هزینه اولیه)، توسط تکنولوژی مالی به یک هزینه عملیاتی (قسط‌های ماهانه) تبدیل می‌شود. این تغییر مدل، چرخه فروش پک های نیروگاهی را از «فروش به دولت‌ها» به «فروش به میلیون‌ها فرد و شرکت» تغییر می‌دهد. در واقع به یک روش کاملا خردمندانه و با یک هوشمندی میتوان زمین بازی را تغییر داد و بازار را از حالت B2G به یک بازار B2C کاملا متفاوت تبدیل کرد.

ب) ایجاد شفافیت در بازگشت سرمایه (ROI): ابزارهای دیجیتال لندتک، محاسبات پیچیده بازگشت سرمایه را برای کاربر نهایی ساده می‌کنند. وقتی کاربر در اپلیکیشن لندتک می‌بیند که «با این وام، شما پس از 5 سال نیروگاه را مالک می‌شوید و از سال ششم برق شما رایگان است»، انگیزه‌ی خرید به شدت افزایش می‌یابد.

ج) یکپارچگی زنجیره تأمین (Supply Chain Finance): لندتک‌ها نمی‌توانند فقط به مشتری نهایی وصل شوند. آن‌ها با شرکت‌های سازنده و تأمین‌کننده پنل و باتری و باقی تجهیزات و همچنین نصب‌کننده نیز ارتباط برقرار می‌کنند. لندتک می‌تواند به تولیدکننده پنل تضمین پرداخت بدهد، تا تولیدکننده با خیال راحت تجهیزات را برای پروژه‌های پراکنده ارسال کند. این یعنی ایجاد یک اکوسیستم مالی-انرژی یکپارچه.


چشم‌انداز آینده: از شبکه برق به «شبکه ارزش» (Value Grid)


در آینده‌ای که ما به دنبال آن هستیم، شبکه برق دیگر فقط انتقال الکترون نیست؛ بلکه انتقال «ارزش» است. زمانی که ما به سمتی می‌رویم که در آن پنل خورشیدی تولیدکننده انرژی است، اینترنت اشیاء (IoT) مصرف و تولید را مانیتور می‌کند و لندتک جریان مالی را مدیریت و تسویه می‌کند یک تغییر پارادایم از یک صنعت کسالت‌آور و بی‌هیجان به یک اکوسیستم فعال، زنده و مدرن خواهیم داشت.

طبیعتاً در این نظم جدید، لندتک‌ها نقش «لایه پروتکل» را بازی می‌کنند. همان‌طور که پروتکل‌های اینترنتی اجازه دادند داده‌ها در سراسر جهان جابجا شوند، لندتک‌ها اجازه می‌دهند «ارزشِ حاصل از دریافت و تبدیل نور خورشید به اشکال دیگر انرژی» به شکلی سریع، امن و پراکنده در میان میلیون‌ها Prosumer توزیع شود. این یعنی ما از «انرژی متمرکز و مالی متمرکز» به سمت «انرژی پراکنده و مالی پراکنده» حرکت می‌کنیم. به نظر میرسد فارغ از مزایای امنیتی و موضوعات مرتبط با آن، این تنها راه عبور از بحران‌های انرژی و تورم‌های ویرانگر است.


استراتژی برای بازیگران جدید


برای شرکت‌های تولیدکننده تجهیزات خورشیدی، پیام روشن است: «هم‌افزایی با لندتک‌ها، یک انتخاب نیست، یک ضرورت است.»

اگر محصول شما قابلیت ادغام با پلتفرم‌های تأمین مالی دیجیتال را نداشته باشد، تنها بازارِ کسالت آورِ بازیگران بزرگ را خواهید داشت. مناقصه های بزرگ و پر دردسر، حجم سنگین سرمایه درگردش و برگشت سرمایه به شدت ریسک پذیر. برای سرمایه‌گذاران، پیام بسیار شفاف و روشن این است که: «انرژی خورشیدی، داراییِ آینده است، اما لندتک‌ها، کلیدِ ورود به این دارایی هستند.»

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو