
به گزارش فرکانس، بررسی دادهها نشان میدهد نفت پاسارگاد با نسبت بدهی به دارایی نزدیک به ۹۰ درصد، بدهکارترین شرکت پالایشی کشور از منظر ساختار ترازنامه است. این سطح از اهرم مالی به این معناست که بخش عمده داراییهای شرکت از محل بدهی تأمین شده و کوچکترین شوک در جریان نقد یا قیمت محصولات میتواند فشار شدیدی بر سودآوری و توان ایفای تعهدات وارد کند.
پس از پاسارگاد، نفت ایرانول و پالایش نفت لاوان در سطوح بالای جدول قرار دارند؛ شرکتهایی که اگرچه از نظر عملیاتی فعالاند، اما ترازنامه آنها نشان میدهد رشد فعالیت بیش از آنکه بر پایه سرمایهگذاری پایدار باشد، بر دوش بدهی بنا شده است. این وضعیت در دورههای ثبات بازار شاید پنهان بماند، اما در فازهای رکودی، به سرعت به تهدید تبدیل میشود.
در میانه جدول، شرکتهایی مانند نفت پارس، پالایش نفت شیراز و نفت بهران قرار دارند که نسبت بدهی آنها همچنان بالاست، اما فاصله معناداری با صدر جدول دارند. این گروه را میتوان در «منطقه هشدار» دانست؛ جایی که هنوز کنترل مالی ممکن است، اما ادامه روند فعلی میتواند آنها را به جمع پرریسکها اضافه کند.
در سوی دیگر، پالایش نفت تبریز، پالایش نفت اصفهان، پالایش نفت بندرعباس و پالایش نفت تهران کمترین نسبت بدهی به دارایی را دارند. پایینتر بودن این شاخص به معنای ترازنامه متعادلتر، انعطافپذیری مالی بالاتر و ریسک کمتر برای سهامداران است؛ مزیتی که در شرایط بیثبات اقتصاد کلان، اهمیت آن دوچندان میشود.
این نمودار یک پیام روشن دارد:
صنعت پالایش به دو دسته تقسیم شده؛ شرکتهایی با ترازنامه سنگین و بدهیمحور در رأس، و شرکتهایی با ساختار مالی محافظهکارانه در انتهای جدول. در این میان، قرار گرفتن نام نفت پاسارگاد در صدر، بیش از آنکه نشانه رشد باشد، زنگ خطری درباره پایداری مالی و ریسک نهفته در سودآوری آینده است.
پرسش کلیدی برای بازار این است:
آیا این سطح از بدهی به خلق ارزش پایدار منجر خواهد شد، یا در اولین پیچ اقتصادی، به نقطه ضعف اصلی غولهای پالایشی تبدیل میشود؟