به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک ،اقتصاد ایران بهتدریج در حال ورود به مرحلهای تازه از همافزایی میان فناوری و نهادهای مالی است؛ مرحلهای که میتوان آن را شکلگیری «چندضلعی اقتصاد دیجیتال» نامید. در این چندضلعی، چهار بازیگر اصلی در حال نزدیک شدن به یکدیگرند: فناوری بلاکچین، صنعت پرداخت، شبکه بانکی و نهادهای مالی–اجتماعی مانند سازمان تأمین اجتماعی. پیوند میان این اضلاع میتواند یکی از مهمترین تحولات زیرساختی در مدیریت بدهیها، تسویه تعهدات و کاهش فشار نقدینگی در اقتصاد کشور باشد.
در این ساختار نو، بلاکچین در واقع نقش زیرساخت اعتماد را ایفا میکند. اگر در نظام مالی سنتی، اعتماد به واسطه نهادهای متمرکز ایجاد میشود، در فناوری بلاکچین این اعتماد در دل خود سامانه و از طریق ثبت غیرقابلتغییر دادهها شکل میگیرد. به بیان سادهتر، هر تراکنش یا تعهد مالی در بستری ثبت میشود که همه بازیگران میتوانند آن را ببینند و تغییر آن تقریباً ناممکن است. همین ویژگی باعث شده بسیاری از اقتصادهای دنیا به استفاده از این فناوری برای تسویه مالی، مدیریت داراییها و تأمین مالی زنجیرهای فکر کنند.
برای درک ملموستر موضوع، تصور کنید یک شرکت تولیدی از یک پیمانکار خدمات دریافت کرده و به او بدهکار است. همان شرکت از یک بانک تسهیلات گرفته و در عین حال از یک نهاد عمومی مانند سازمان تأمین اجتماعی نیز طلبی دارد. در نظام سنتی، این روابط مالی به شکل زنجیرهای از بدهی و طلب در کنار هم قرار میگیرند و تا زمانی که پول نقد جابهجا نشود، این گره باز نمیشود. به همین دلیل بخش قابل توجهی از منابع مالی بنگاهها عملاً در این زنجیرههای بدهی قفل میشود. اما اگر همین روابط مالی در یک بستر دیجیتال و شفاف ثبت شود، میتوان این زنجیره را بدون جابهجایی پول نقد تسویه کرد. به بیان دیگر، طلب یک نهاد میتواند بهعنوان ابزار تسویه بدهی در جای دیگری از همان زنجیره مورد استفاده قرار گیرد. سامانههایی مانند «تِکو» دقیقاً بر همین منطق بنا شدهاند؛ یعنی تبدیل بدهیها و مطالبات به ابزارهای دیجیتال قابل انتقال که بتوانند در یک شبکه مالی تهاتر شوند.
وقتی چنین سازوکاری شکل میگیرد، نقش بازیگران مختلف نیز تغییر میکند. بانکها دیگر تنها تأمینکننده نقدینگی نیستند، بلکه میتوانند مدیریتکننده جریانهای مالی زنجیرهای باشند. شرکتهای پرداخت نیز از سطح صرفاً پردازش تراکنشهای خرد عبور کرده و وارد لایههای پیچیدهتر خدمات مالی میشوند. نهادهای بزرگ مالی–اجتماعی هم میتوانند مطالبات گسترده خود را به ابزارهایی تبدیل کنند که در اقتصاد گردش داشته باشد. در مجموع، این همافزایی میتواند بخشی از مشکل تاریخی اقتصاد ایران یعنی قفلشدگی مطالبات و کمبود نقدینگی عملیاتی را کاهش دهد.
البته مسیر شکلگیری چنین اکوسیستمی ساده نیست. فناوری بلاکچین در ایران هنوز در مرحله توسعه و آزمون قرار دارد و موضوعاتی مانند مقیاسپذیری، امنیت و پایداری زیرساختها نیازمند سرمایهگذاری جدی است. از سوی دیگر، بسیاری از مفاهیم حقوقی مرتبط با داراییهای دیجیتال هنوز در چارچوبهای مقرراتی کشور تعریف دقیق نشدهاند؛ برای مثال، اینکه یک دارایی یا تعهد ثبتشده در بستر بلاکچین در نظام حسابداری و حقوقی چه جایگاهی دارد، پرسشی است که باید پاسخ روشنتری پیدا کند. علاوه بر این، بازار نیز نیازمند زمان برای پذیرش چنین ابزارهایی است. بنگاهها و فعالان اقتصادی سالها با سازوکارهای نقدی و بانکی سنتی کار کردهاند و طبیعی است که اعتماد به ابزارهای جدید بهتدریج شکل بگیرد. در کنار همه اینها، مسئله هماهنگی میان بازیگران نیز چالشی جدی است؛ زیرا بانکها، شرکتهای پرداخت، نهادهای عمومی و رگولاتورها هرکدام اهداف و محدودیتهای خاص خود را دارند و بدون شکلگیری استانداردهای مشترک، این اکوسیستم نمیتواند بهطور کامل شکل بگیرد. حتی موضوعی مانند حکمرانی دادهها نیز اهمیت پیدا میکند؛ اینکه دادههای مالی ایجادشده در چنین شبکههایی چگونه مدیریت میشوند و مسئولیت صیانت از آنها با کدام نهاد خواهد بود.
با وجود این چالشها، روند کلی تحولات نشان میدهد که اقتصاد جهانی به سمت کاهش اصطکاک در مبادلات مالی حرکت میکند؛ یعنی سیستمی که در آن ایجاد تعهد، انتقال آن و تسویه نهایی میتواند با سرعت بسیار بیشتری نسبت به گذشته انجام شود. در چنین فضایی، فناوریهایی مانند بلاکچین تنها یک ابزار فناورانه نیستند، بلکه به بخشی از معماری جدید نظام مالی تبدیل میشوند. اگر این معماری بهدرستی طراحی شود، میتواند بخشی از گرههای ساختاری اقتصاد را باز کند؛ از جمله همان مسئله قدیمی زنجیرههای طولانی بدهی که سالهاست نقدینگی بنگاهها را در خود حبس کرده است.
از این منظر، شکلگیری همکاری میان بلاکچین، صنعت پرداخت، بانکها و نهادهای مالی–اجتماعی را باید بیش از یک پروژه فناورانه دانست. این همکاری در واقع نشانهای از تغییر در شیوه نگاه به مدیریت جریانهای مالی در اقتصاد است. مسیری که اکنون آغاز شده هنوز در ابتدای راه قرار دارد، اما هر گام در جهت ایجاد زیرساختهای مشترک، تنظیمگری روشن و اعتماد بازار میتواند به شکلگیری یک اکوسیستم مالی کارآمدتر منجر شود. در نهایت، پرسش اصلی شاید این نباشد که آیا چنین ساختاری در اقتصاد ایران شکل خواهد گرفت یا نه؛ بلکه این باشد که کدام بازیگران زودتر جایگاه خود را در این چندضلعی نوظهور اقتصاد دیجیتال پیدا خواهند کرد.