تصمیمی که از بازار «تبادل» یک «قفس» ساخت با شنیده شدن اولین صدای آژیر خطر، تالار شیشهای بورس تهران خاموش شد. این بار اما پای یک توقف فنی چندساعته یا تعطیلی آخر هفته در میان نبود. بازار سهامی که قرار بود پناهگاه تورم و مرکز کشف قیمت داراییها باشد، در اولین آزمون واقعی خود در برابر شوک ژئوپلیتیک، راهحل را در فرار دید. حال پس از گذشت بیش از ۴۰ روز از شروع بحران و بسته شدن درها به روی سهامداران خرد، این پرسش بیپاسخ مانده است: آیا قفل شدن معاملات، مرهمی بر زخم اقتصاد بود یا تنها مُسکنی که درد نااطمینانی را برای فردایی مبهمتر ذخیره کرد؟
گزارش پیش رو با اتکا به تحلیلهای دکتر حسین عبدهتبریزی و سازوکارهای مالی رفتاری، نشان میدهد که تعطیلی بلندمدت بورس نه نشانه «مدیریت بحران»، بلکه نمود عینی «قفلشدن تصمیمگیری» و تشدید «تعادل بد» در اقتصاد ایران است.
زمینهای که از پیش لرزان بود؛ جنگ فقط کبریت بود
برای پاسخ به چرایی تداوم تعطیلی، ابتدا باید پذیرفت که بورس تهران پیش از آغاز جنگ، بیماری مزمن داشت. همانطور که در یادداشت دکتر عبدهتبریزی اشاره شده، جنگها در بازارهای مالی «بحرانزا» نیستند، بلکه «بحرانافزا» هستند.
بستر شکننده: اقتصاد ایران با تورم مزمن ۴۰ درصدی، نرخ بهره سرکوبشده و شکاف عمیق میان نرخ نیما و بازار آزاد، عملاً هرگونه امکان تحلیل بنیادی را از سرمایهگذار گرفته بود.
اعتماد زخمی: میراث ریزش سال ۹۹ و سیاستهای قیمتگذاری دستوری، اعتماد عمومی را به حداقل رسانده بود. در چنین بستری، وقوع تنش نظامی صرفاً همان «عدمقطعیت نایتی» است که در یادداشت به آن اشاره شد. عدمقطعیتی که با ریسک قابل اندازهگیری تفاوت دارد؛ سرمایهگذار نمیداند آیا فردا خط لوله میترکد یا برج اداری؟ در چنین فضایی، واکنش طبیعی بازار سقوط قیمتها تا رسیدن به کف نقدشوندگی است. اما اقدام سازمان بورس در جلوگیری از این سقوط، نه یک اقدام قهرمانانه، که انکار واقعیت قیمتها بود.
سهگانه فاجعه: چرا بازگشایی به تعویق افتاده است؟
یادداشت دکتر عبدهتبریزی سه مکانیسم «افزایش عدمقطعیت، خروج سرمایه و قفلشدن تصمیمگیری» را مطرح میکند. تداوم بسته بودن بازار هر سه این مکانیسمها را به نفع سیاست گذار و به ضرر سهامدار تشدید کرده است:
الف) گروگانگیری نقدینگی به جای مدیریت نقدشوندگی نهاد ناظر به جای آنکه اجازه دهد بازار با یک شوک سنگین اما کوتاهمدت (ریزش ۲۰ تا ۳۰ درصدی) خود را با شرایط جنگی تطبیق دهد و سپس وارد فاز بهبود شود (مانند تجربه بورس آمریکا پس از پرل هاربر)، بازار را در فاز «انجماد» نگه داشته است. نتیجه این انجماد، تشدید خروج سرمایه در اولین روز بازگشایی خواهد بود؛ چرا که ترس انباشته شده در این ۴۰ روز، چندین برابر ترس لحظه وقوع حادثه است.
ب) شکست در افشای اطلاعات (مورد کاوی فولاد و پتروشیمی) شاید مهمترین بخش یادداشت، اشاره به مسئله عملی شرکتهای آسیبدیده مانند فولاد مبارکه و خوزستان باشد. سازمان بورس در این ۴۰ روز دقیقاً خلاف توصیه کارشناسی عمل کرده است:
توصیه متخصص: توقف کوتاهمدت → افشای مرحلهای خسارت بیمه، تولید و برنامه بازسازی → بازگشایی با بازارگردان قوی.
واقعیت میدانی: توقف طولانیمدت → خلاء اطلاعاتی مطلق → شایعه و بازار سیاه سهام در فضای مجازی. تا زمانی که نمادهایی با ۳۰ درصد وزن شاخص کل، تکلیف خسارتهای جنگ و قطعی گاز و برق خود را شفاف اعلام نکنند، بازگشایی کل بازار غیرممکن است. این تعلل عمدی یا سهوی، مصداق بارز نقرهداغ کردن سهامدار خردی است که نه میتواند سهم خود را بفروشد و نه از ارزش واقعی دارایی نابودشده شرکت مطلع میشود.
ج) هراس از ریزش شاخص به عنوان تابلوی شکستدر اقتصاد سیاسی ایران، شاخص بورس به غلط به نماد اعتماد عمومی بدل شده است. بیم آن میرود که بازگشایی بورس و ریزش شدید شاخص در بحبوحه تنشهای سیاسی و انتخابات آمریکا، به برگ برندهای برای مخالفان دولت در داخل و تحلیلگران دشمن در خارج تبدیل شود. این منطق سیاستزده باعث شده «حفظ ظاهر عدد شاخص» بر «کارکرد واقعی بازار سرمایه» اولویت یابد. این همان تلهای است که یادداشت نسبت به آن هشدار میدهد: هدف، کشف قیمت بر پایه اطلاعات است نه کنترل مصنوعی قیمتها.
سه سناریوی پیش رو و پایان خوشِ گمشده
با توجه به سه سناریوی مطرح شده در یادداشت (توافق عدم تخاصم، صلح پایدار، تداوم تنش)، میتوان مسیر آینده بازار را ترسیم کرد:
| پیامد برای سهامدار (با تداوم تعطیلی فعلی) | سناریو |
| بازار در یک روز با صف فروش میلیاردی باز میشود. سهامدار خرد به دلیل نداشتن قدرت فروش در صف، مجبور به تماشای آب شدن ۴۰ درصد دیگر سرمایه میشود. سازمان بورس مقصر نوسانگیری حقوقیها در روزهای منفی خواهد بود. | توافق عدم تخاصم (محتملترین گزینه) |
| بزرگترین فرصت تاریخ بورس ایران است. اما اگر بازار با خاطره ۴۰ روز قفلشدگی پول باز شود، سرمایهگذار خارجی و داخلی بزرگ هرگز به چنین بازاری که در بحران درها را قفل میکند اعتماد نخواهند کرد.۳. تداوم تنش تداوم تعطیلی به معنی واگذاری رسمی کارکرد بازار به سامانههای غیررسمی و صرافیها و نابودی کامل نقدشوندگی خواهد بود. | صلح جامع |
| تداوم تعطیلی به معنی واگذاری رسمی کارکرد بازاری به سامانههای غیر رسمی و صرافیها و نابودی کامل نقدشوندگی خواهد بود. | تداوم تنش |
بازار را باز کنید، حتی اگر سرخ باشد
یادداشت دکتر عبدهتبریزی به صراحت تأکید میکند که «بسته ماندن طولانی نماد خطاست.» آنچه اکنون در خیابان ملاصدرا رخ میدهد، نقض آشکار فلسفه وجودی بازار سرمایه است. بازار برای تبادل ریسک و نقدینگی ساخته شده، نه برای تبدیل شدن به صندوق قرضالحسنه اجباری دولت.
برای برونرفت از این وضعیت و جلوگیری از تکرار فاجعه «نقرهداغ»، سازمان بورس باید فوراً برنامه خود را مطابق توصیههای زیر شفافسازی کند:
۱. پذیرش واقعیت: اعلام رسمی میزان برآورد خسارت نمادهای بزرگ (فولادی و پتروشیمی) و الزام شرکتها به افشای فوری وضعیت بیمه و تعمیرات.
۲. بازگشایی پلکانی: ابتدا بازگشایی نمادهای کوچک و غیرآسیبدیده با دامنه نوسان باز و بازارگردان قوی برای کشف قیمت تعادلی.
۳. تضمین امنیت پول: تعهد کتبی نهاد ناظر مبنی بر عدم دخالت دستوری در روند معاملات پس از بازگشایی و تزریق منابع از صندوق تثبیت بازار فقط برای خرید اوراق با درآمد ثابت نه سهام.
تا زمانی که سازمان بورس شجاعت باز کردن در قفس را نداشته باشد، نهتنها سهامداران خرد نقرهداغ میمانند، بلکه اعتبار «خانه امن سرمایهها» برای همیشه زیر سایه دیوار بیاعتمادی جنگ مدفون خواهد شد.