⚡ تازه ترین‌ها
بانکداریپرس
مرجع تخصصی اخبار مالی

بانکداریِ پساجنگ؛ جنگ پلی برای تغییر یا زیست بر روی ویرانه‌ها

بانکداریِ پساجنگ؛ جنگ پلی برای تغییر یا زیست بر روی ویرانه‌ها
بهنام کاویانی، کارشناس بانکی / در روزهای پایانی سال، زمانی که مردم خود را برای استقبال از سال نو آماده می‌کردند، شیپور جنگ با بمباران قلب تهران نواخته شد. موشک‌ها یکی پس از دیگری بر شهرهای تهران، تبریز، بوشهر، بندرعباس، میناب و سراسر ایران فرود آمدند. سوغات همیشگی موشک چیزی جز ویرانی و کشتار نیست. تعداد […]

بهنام کاویانی، کارشناس بانکی / در روزهای پایانی سال، زمانی که مردم خود را برای استقبال از سال نو آماده می‌کردند، شیپور جنگ با بمباران قلب تهران نواخته شد. موشک‌ها یکی پس از دیگری بر شهرهای تهران، تبریز، بوشهر، بندرعباس، میناب و سراسر ایران فرود آمدند. سوغات همیشگی موشک چیزی جز ویرانی و کشتار نیست.

تعداد شهدا به بیش از ۳ هزار نفر رسید و شمار مجروحان از چند ده‌هزار نفر فراتر رفته است. اما این تنها تلفات انسانی جنگ نبود. موشک‌ها، اقتصاد و اشتغال مردم را نشانه گرفتند. بر اساس آمار رسمی، بیش از ۶۰۰ هزار نفر شغل خود را از دست داده‌اند، پایه‌های اقتصاد لرزان‌تر شده، تورم از پنجاه درصد عبور کرده و آینده، بیش از هر زمان دیگر، در ابهام فرو رفته است.
در لحظه‌ای که صدای جنگ از مرزهای جغرافیایی عبور می‌کند و تا عمق اقتصاد نفوذ می‌یابد، نخستین نهادی که لرزش این طوفان را با تمام وجود حس می‌کند، بانک‌ها هستند.


بانک‌ها در تاریکی تصمیم می‌گیرند


وقتی جنگ از سطح تهدید عبور می‌کند و به «اختلال واقعی در زیرساخت‌های اقتصادی» می‌رسد، دیگر نمی‌توان آن را تنها یک متغیر بیرونی دانست. در چنین شرایطی، جنگ به درون ترازنامه‌ها نفوذ می‌کند؛ اعداد را دگرگون می‌سازد، سودها را بازتعریف می‌کند و حتی منطق بقا را از نو می‌نویسد. نظام بانکی ایران امروز دقیقاً در همین نقطه ایستاده است.

سال‌هاست که یک واقعیت ساختاری در شبکه بانکی ایران وجود دارد: ضعف مزمن در سود عملیاتی و اتکای فزاینده بر درآمدهای غیرعملیاتی.

بانک‌ها، به‌جای ایفای نقش سنتی واسطه‌گری مالی، به بازیگران فعال در عرصه بنگاه‌داری بدل شدند؛ از سهامداری در شرکت‌های بورسی گرفته تا مالکیت در هلدینگ‌های عظیم صنعتی و مالی. این مدل، در دوران رونق نسبی بازار سرمایه، نه‌تنها کارآمد به نظر می‌رسید، بلکه سودآور نیز بود.

اما جنگ، دقیقاً همان جایی را هدف گرفت که این مدل بر آن استوار بود. آسیب‌دیدگی زنجیره‌ای شرکت‌های نفتی، پتروشیمی، فولادی، سیمانی و پالایشگاهی که عملاً ستون فقرات بازار سرمایه ایران و محل تمرکز سرمایه‌گذاری بانک‌ها بودند، معادله را به طور بنیادین تغییر داده است. این صنایع، که موتور ارزآوری کشور و کانون سودآوری بانک‌ها محسوب می‌شدند، اکنون با اختلال در تولید، کاهش ظرفیت و افت ارزش بازار مواجه‌اند. همان دارایی‌هایی که زمانی حاشیه امن بانک‌ها بودند، امروز به کانون ریسک تبدیل شده‌اند.

از منظر تحلیلی، هرچند تضعیف بنگاه‌داری بانک‌ها پرهزینه و ناخواسته است، اما ممکن است نقشی «اصلاحی» ایفا کند. مدلی که سال‌ها به‌واسطه سودهای غیرعملیاتی دوام آورده بود، اکنون در معرض فروپاشی قرار دارد. این یعنی بانک‌ها ناگزیرند به سوال های بنیادین پاسخ دهند: آیا زمان بازگشت به هویت اصلی فرا رسیده، یا هنوز باید در تلاش برای احیای مدلی باشند که رو به زوال است؟با این‌حال، این «اجبار به بازگشت» در خلأ رخ نمی‌دهد.

نخستین مانع ریسک سیستماتیک ناشی از تداوم جنگ است. بانکداری واقعی، یعنی تخصیص بهینه منابع، ارزیابی دقیق ریسک اعتباری و تأمین مالی بلندمدت، تنها در بستری از ثبات شکل می‌گیرد. در اقتصادی که زیرساخت‌های کلیدی آن آسیب دیده و افق پیش‌بینی‌پذیری مبهم است، بانک‌ها عملاً در تاریکی تصمیم می‌گیرند.

 دومین مانع ساختار سیاست‌گذاری مالی است؛ چراکه دولت‌ها در شرایط جنگی، شبکه بانکی را ابزار تأمین مالی می‌دانند. نتیجه، افزایش تسهیلات تکلیفی، نرخ‌گذاری دستوری و انتقال بار مالی سیاست‌ها به ترازنامه بانک‌هاست. چنین فشارهایی حتی در نبود بنگاه‌داری نیز می‌تواند بانک‌ها را به زیان‌دهی سوق دهد. به‌عبارتی، بانک‌ها در تله‌ای ساختاری گرفتار شده‌اند: بنگاه‌داری دیگر پاسخ‌گو نیست، اما بانکداری حرفه‌ای نیز امکان بروز ندارد.


در این میان، سه سناریو قابل تصور است


سناریوی اول بازگشت واقعی: جایی که شوک جنگ، همراه با اصلاحات سیاستی، بانک‌ها را به خروج تدریجی از بنگاه‌داری و تمرکز بر عملیات بانکی سوق می‌دهد. تحقق این سناریو نیازمند بازتعریف رابطه دولت و بانک، اصلاح نرخ‌ها و کاهش مداخلات دستوری است.

سناریوی دوم تداوم زیست ترکیبی: مدلی که بانک‌ها همچنان بخشی از بنگاه‌داری را حفظ می‌کنند، اما با بازدهی پایین‌تر و ریسک بالاتر؛ مسیری که به فرسایش سرمایه و کاهش کارایی کل نظام مالی منجر می‌شود.

سناریوی سوم زیست بر ویرانه‌ها: وضعیتی که نه بنگاه‌داری احیا می‌شود و نه بانکداری شکل می‌گیرد؛ بانک‌ها به نهادهایی نیمه‌فعال بدل می‌شوند که بیش از آن‌که بحران را مدیریت کنند، آن را منتقل می‌سازند.

نکته کلیدی اینجاست: جنگ، به‌تنهایی تعیین‌کننده سرنوشت بانک‌ها نیست؛ نحوه مواجهه با پیامدهای آن است که مسیر آینده را رقم می‌زند. اگر این لحظه به‌عنوان یک شکست ساختاری درک شود، می‌تواند آغاز اصلاح باشد؛ اما اگر صرفاً یک شوک موقت تلقی شود، نظام بانکی ممکن است آخرین فرصت برای بازتعریف خود را از دست بدهد.

در نهایت، بانک‌های ایران امروز در وضعیتی ایستاده‌اند که کمتر در تاریخ خود تجربه کرده‌اند: از دست رفتن پشتوانه سودهای غیرعملیاتی، بی‌هیچ تضمینی برای جایگزینی آن. این دقیقا همان نقطه‌ای است که دلیل نگارش این نوشتار معنا می‌یابد یا پلی برای تغییر مسیر، یا زیستی فرسایشی بر ویرانه‌هایی که روزگاری موتور سودآوری بودند.

منبع این گزارش:

این خبر به صورت خودکار توسط پلتفرم BankdariPress از خبرگزاری راه پرداخت استخراج شده است.

مشاهده متن کامل
خانه
جستجو
آرشیو