به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک ،در حالی که نگرانیها درباره تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار همچنان ادامه دارد، برخی کارشناسان معتقدند بزرگترین تهدید شغلی امروز نه جایگزین شدن توسط هوش مصنوعی، بلکه سوبرداشت انسانها از تواناییها و ارزش واقعی افراد است.
در مقالهای که توسط «تونی مارتینتی» (Tony Martignetti) و «توبین تروارثن» (Tobin Trevarthen) منتشر شده، به پدیدهای اشاره شده که بسیاری از حرفهایهای موفق با آن مواجه هستند؛ فاصلهای میان آنچه واقعاً هستند و آنچه دیگران از آنها درک میکنند.
نویسندگان به نمونه یک شریک ارشد در یک شرکت مشاوره بینالمللی اشاره میکنند که سابقه هدایت پروژههای بزرگ تحول سازمانی، مدیریت تغییرات صنعتی و فعالیت در حوزههای استراتژی، عملیات و فرهنگ سازمانی را در کارنامه داشت. با این حال، هنگام بازطراحی ساختار مدیریتی شرکت، از ارتقا بازماند. دلیل مدیران این بود که «نمیدانستیم شما را در کدام حوزه قرار دهیم.»
به باور نویسندگان، این جمله نشان میدهد مشکل او کمبود توانایی نبوده، بلکه ناتوانی در ترجمه و انتقال ارزش واقعی مهارتهایش بوده است.
شکاف روایت؛ مانع پنهان رشد شغلی
به گفته نویسندگان، بسیاری از افراد طی سالها تجربه، دانش و قضاوت حرفهای ارزشمندی کسب میکنند که نه در رزومه قابل نمایش است و نه در یک دوره آموزشی آموخته میشود. اما زمانی که پرسش از «چه کاری انجام میدهم؟» به «چه ارزشی دارم؟» تغییر میکند، بسیاری از افراد با مشکل مواجه میشوند.
آنها این فاصله را «شکاف روایت» یا Narrative Gap مینامند. شکافی میان توانایی واقعی افراد و داستانی که برای معرفی خود تعریف میکنند.
در گذشته مسیر موفقیت شغلی نسبتاً ساده بود؛ افراد در یک تخصص عمیق میشدند و پلههای ترقی را طی میکردند. اما امروز شرایط متفاوت است. بر اساس برآوردهای «مجمع جهانی اقتصاد» (World Economic Forum)، حدود ۴۴ درصد از مهارتهای اصلی نیروی کار طی پنج سال آینده دستخوش تغییر خواهند شد.
در چنین شرایطی افراد دیگر فقط یک نقش ندارند. یک مهندس ممکن است همزمان روایتگر، مدیر و رهبر تیم باشد. یک متخصص عملیاتی میتواند به استراتژیست تبدیل شود. اما اغلب روایت شغلی افراد همچنان محدود به عناوین سنتی و قدیمی باقی مانده است.
چرا ارزش حرفهای بسیاری از افراد رشد نمیکند؟
این تحلیل تأکید میکند که ارزش حرفهای نیز مانند سرمایه مالی زمانی رشد میکند که اجزای آن به یکدیگر متصل باشند. با این حال، بسیاری از افراد تجربههای شغلی خود را به شکل فصلهای جداگانه تعریف میکنند؛ «قبلاً این کار را میکردم و اکنون کار دیگری انجام میدهم.»
در حالی که نقطه قوت واقعی در ارتباط میان این تجربهها نهفته است.
نویسندگان معتقدند توصیه رایج «خودت را از نو بساز» همیشه کارآمد نیست. آنها به دیدگاه «هرمینیا ایبارا» (Herminia Ibarra)، استاد مدرسه کسبوکار هاروارد، اشاره میکنند که معتقد است موفقترین افراد کسانی نیستند که گذشته خود را کنار میگذارند، بلکه افرادی هستند که تجربههای قبلی را در قالبی جدید با یکدیگر ترکیب میکنند.
«ارزش روایتی»؛ مهارتی که کمتر به آن توجه شده است
مقاله مفهوم جدیدی با عنوان Narrative Worth یا «ارزش روایتی» را معرفی میکند. بر اساس این دیدگاه، ارزش حرفهای هر فرد از سه لایه تشکیل شده است:
نخست، اعتماد به نفس و هویت فردی؛ دوم، سرمایه شغلی شامل مهارتها، تجربهها و اعتبار حرفهای؛ و سوم، داستان یا روایتی که این دو بخش را به یکدیگر متصل و برای دیگران قابل درک میکند.
به اعتقاد نویسندگان، بیشتر افراد سالها برای توسعه دو بخش اول زمان صرف میکنند، اما روی بخش سوم سرمایهگذاری نمیکنند. در نتیجه، با وجود توانایی بالا، ارزش واقعی آنها برای دیگران بهخوبی قابل مشاهده نیست.
چگونه شکاف روایت را از بین ببریم؟
این مقاله برای کاهش شکاف روایت چهار گام پیشنهاد میکند:
نخست، بازنگری در تصویری که از خود ارائه میدهیم و کنار گذاشتن تعاریف قدیمی. دوم، یافتن الگوهای مشترک میان تجربههای مختلف شغلی. سوم، بازتعریف روایت حرفهای به شکلی روشن و منسجم. و چهارم، تکرار و تقویت این روایت در معرفی خود، جلسات کاری و ارتباطات حرفهای.
نویسندگان در پایان تأکید میکنند که در عصر هوش مصنوعی و پیچیدگی روزافزون محیط کار، صرفاً ارزشمند بودن کافی نیست. افراد باید بتوانند ارزش خود را به شکلی شفاف و قابل فهم برای دیگران بیان کنند. به باور آنها، در جهانی که اطلاعات فراوان است، شفافیت به مهمترین عامل تمایز تبدیل شده است.