
تحلیلِ منابع درآمدی این بانک، نشاندهنده یک سردرگمی استراتژیک است. حدود ۶۴ درصد درآمدهای بانک از محل تسهیلات اعطایی بوده که رشدی ۲۴ درصدی داشته؛ عددی که نشان میدهد موتورِ اصلی درآمدی بانک، با وجودِ سهمِ بالا، سرعتِ رشدِ چندانی ندارد.
اما فاجعهی مدیریتی در جای دیگری رخ داده است: درآمدهای سرمایهگذاری با افتِ خیرهکنندهی ۹۴ درصدی، عملاً در پرتفوی درآمدی شرکت تبخیر شدهاند. در مقابل، بانک به عنوان یک مُسکنِ، به سمتِ «اوراق بدهی» رفتهه است؛ درآمدهای این بخش با رشد عجیبِ ۴۶۵ درصدی، حالا سهمی ۱۷ درصدی از سبد درآمدی را اشغال کردهاند. این یعنی بانک خاورمیانه برای پوششِ خلأهای درآمدیاش، از فعالیتهای مولدِ اقتصادی (سرمایهگذاری) دست کشیده و به دامنِ اوراقِ بدهی پناه برده است؛ استراتژیای که در بلندمدت، نشاندهندهی کاهشِ توانِ ریسکپذیری و خلاقیتِ مالیِ بانک است. درآمدِ کارمزد نیز با رشد ۳۶ درصدی، سهمی ۱۴ درصدی کسب کرده که در برابر هزینههای جاری، تنها مرهمی ناچیز است.

قیچیشدنِ حاشیه سود؛ وقتی هزینه، درآمد را میبلعد
نقطه بحرانی ترازِ هزینههاست. بانک خاورمیانه در حالی با رشد ۴۲ درصدیِ درآمد روبروست که هزینه سود سپردهها با شتابی بیشتر، یعنی ۴۸ درصد رشد کرده و به ۱۵ هزار و ۱۰۵ میلیارد تومان رسیده است. این یعنی بانک، بخش بزرگتری از درآمدهایش را صرفِ جذبِ پولِ گرانقیمت میکند. وقتی نرخِ رشدِ هزینهی تأمین مالی از نرخِ رشدِ درآمد بالاتر میرود، حاشیه سودِ خالص در حالِ آب رفتن است.