
به گزارش فرکانس، در سالهای اخیر، بانکها با چالشهای جدی در تراز عملیاتی خود مواجه شدهاند. درآمدهای حاصل از اوراق بدهی و کارمزدها به شدت کاهش یافته و به کمتر از ۶ درصد از درآمدها رسیده است. در این میان، هزینههای مربوط به سود سپردهها با رشد چشمگیر ۳۰ درصدی، حاشیه سود بانکها را به شدت تحت فشار قرار داده است. این وضعیت نشاندهنده بحران جدی در مدل کسبوکار بانکها و نیاز به بازنگری در استراتژیهای مالی آنهاست.
علاوه بر این، درآمد اوراق بدهی و کارمزد با رشدهای ناامیدکننده ۱۱ و ۱۳ درصدی، عملاً در حاشیه قرار گرفتهاند و مجموعاً کمتر از ۶ درصد از درآمدها را پوشش میدهند. این یعنی موتورهای محرک درآمدی بانک، با سرعتی بسیار پایینتر از تورم حرکت میکنند و حتی رشد ۴۰۰ درصدی درآمد سپردهگذاری نیز به دلیل سهم ناچیز ۵ درصدی، نتوانسته است وزن سبد درآمدی را به نفع بانک تغییر دهد. وضعیت سرمایهگذاریها نیز با اختصاص تنها ۱ درصد از سهم کل، عملاً قابل چشمپوشی است.

فاجعه هزینهها؛ وقتی خروجی از ورودی پیشی میگیرد
اما فاجعه اصلی در بخش هزینهها رخ میدهد؛ جایی که حاشیه سود بانک به شکلی نگرانکننده در حال ذوب شدن است. هزینه سود سپردهها با رشد ۳۰ درصدی به ۲۳ هزار و ۶۲۷ میلیارد تومان رسیده است. این یعنی بانک تنها بابت سود سپرده به مشتریان، مبلغی بسیار فراتر از کل درآمد کسبشده (۱۹ هزار و ۵۰ میلیارد تومان) هزینه کرده است! ثبت این زیان عملیاتی اولیه، علامت هشداری است که نشان میدهد مدل کسبوکار موسسه با بحرانی جدی در تراز عملیاتی مواجه است.