در هفتهای که گذشت، نیوزویک در گزارشی مفصل از الگویی تازه و بیسابقه در بازارهای مالی آمریکا پرده برداشت: معاملاتی کلان و دقیقاً زمانبندیشده در بازارهای آتی و بازارهای پیشبینی که درست پیش از اعلام تصمیمات ژئوپلیتیکی سرنوشتساز دولت ترامپ انجام شدهاند. از نفت و شاخص S&P 500 گرفته تا پلتفرمهای رمزارزی مانند پلیمارکت، ردپای سودهای میلیون دلاری به چشم میخورد که پرسشهای جدی درباره نشت اطلاعات محرمانه از درون قدرت را مطرح کرده است. با این حال، نکته اصلی گزارش نه خود این معاملات، بلکه خاموشی نهادهای نظارتیای است که یا از درون تهی شدهاند یا به دست چهرههایی سپرده شدهاند که با همین بسترهای تحت نظارتشان پیوند منافع دارند.
اما چرا مخاطب «راه پرداخت» باید این گزارش را جدی بگیرد؟ چون این روایت صرفاً یک رسوایی سیاسی دیگر در واشنگتن نیست؛ این یک مطالعه موردی از بحران شفافیت در زیرساختهای مدرن مالی است. وقتی بازارهای پیشبینی مبتنی بر بلاکچین به پناهگاهی برای معاملات مشکوک با اطلاعات نهانی تبدیل میشوند و نهادهای ناظر قدمی برنمیدارند، اعتماد به سازوکارهایی که قرار بود با وعده تمرکززدایی و شفافیت، امور مالی را دموکراتیزه کنند، فرو میریزد. برای فعالان فینتک، معاملهگران و سیاستگذاران ایرانی که از نزدیک با تحولات جهانی بازارهای مالی و رمزارزها سر و کار دارند، فهم این پویاییهای تازه و درسهایی که میتوان از این انفعال نظارتی گرفت، نه یک انتخاب، که یک ضرورت است.
پول بده، بازی کن
آمریکا همیشه سرزمین شیادان بوده است. معاملهگرانِ متکی به اطلاعات نهانی، دسیسهچینانِ «پول بده، بازی کن»، و مقامات منتخبی از هر دو حزب که سبد سرمایهگذاریشان به شکلی عجیب عادت داشت از بازار جلو بزند. اینها چه تازگیای دارند؟ اما بگذارید از گستاخی ماجرا شروع کنیم؛ از بیشرمیِ تقریباً نمایشیِ آن. انگار هنجارهای قدیمی فقط فرسوده نشدند، بلکه ناگهان با بولدوزر از میان برداشته شدند مثل بقایای یک بال از کاخ سفید که جلوی چشم همه ویران شده باشد؛ اگر هم نه برای بحث عمومی، دستکم در برابر دید همگان.
به دوران طلایی فساد خوش آمدید. پول نقد بیاورید. یا بهتر از آن، قراردادهای آتی که خوب زمانبندی شده باشند.
ساعت ۶:۴۹ صبح به وقت شرق آمریکا در دوشنبه ۲۳ مارس، فردی که احتمالاً هرگز نخواهیم فهمید چه کسی بر اساس دادههای بازاری که نیوزویک بررسی کرده، چیزی حدود ۵۰۰ میلیون دلار در قراردادهای آتی نفت و سهام سرمایهگذاری کرد و شرط بست که قیمت نفت در آستانه سقوط است و بازار گستردهتر رشد خواهد کرد. با وجود اینکه هیچ اطلاعات عمومیای وجود نداشت که حکایت از یک تحول ژئوپلیتیکی بزرگ و قریبالوقوع داشته باشد که بتواند این بازارها را همجهت و به طور قابل توجهی حرکت دهد، این شرط خوبی از کار درآمد. پانزده دقیقه بعد، ساعت ۷:۰۴، دونالد ترامپ، رئیسجمهور در تروث سوشال اعلام کرد که ایالات متحده مذاکرات آتشبس با ایران را آغاز کرده و حملات برنامهریزیشده به شبکه انرژی این کشور را به تعویق خواهد انداخت. قیمت نفت بلافاصله سقوط کرد. بازارها رشد کردند. هر کس که آن معاملات را انجام داد، ثروتی به جیب زد.
کریس مورفی، سناتور دموکرات از کنتیکت، این ماجرا را «فسادی حیرتآور» خواند. مایک خوو یک معاملهگر قدیمی قراردادهای آتی است که سالها کارش این بوده که فعالیتهای غیرعادی در بازار را زیر نظر بگیرد. او درباره این ماجرا با لحنی ملایمتر (دیپلماتیکتر) به مجله نیوزویک توضیح داد: «شرط میبندید که بازارهای سهام رشد کنند و نفت خام به شدت و با سرعت سقوط کند و بعد فقط چند دقیقه بعد پستی از رئیسجمهور منتشر شود. تصادف وجود دارد، منکر آن نیستم. اما اینها دیگر خیلی زیادند.»
این همان بخشی از ماجراست که در دورانی سالمتر؛ دورانی که نهادها هنوز درست کار میکردند و جامعه تا این اندازه دچار دو قطبی سیاسی نشده بود، احتمالاً انتظار داشتید خبر آغاز تحقیقات فدرال درباره آن منتشر شود. انتظار میرفت کمیسیون بورس و اوراق بهادار تحلیلگران حقوقی خود را وارد ماجرا کند و کمیسیون معاملات آتی کالا نیز خواستار ارائه مدارک شود. بالاخره این نهادها برای حفاظت از سلامت بازارها به وجود آمدهاند. با این حال، رئیس اجرایی کمیسیون بورس یک هفته پیش از آن، پس از تنها شش ماه حضور در این سمت، استعفا داده بود. کمیسیون معاملات آتی کالا نیز عملاً از درون تهی شده بود و جای آن را هیئتی مشورتی گرفته بود که از مدیران بازارهای پیشبینی و رمزارزها تشکیل شده و با وسواس انتخاب شده بودند. بخش سلامت عمومی وزارت دادگستری هم از بین رفته بود.
معامله ۲۳ مارس فقط یک رشته از چیزی است که به الگویی عمیقاً نگرانکننده برای آن دسته از ما تبدیل شده که شاید سادهلوحانه هنوز به این ایده باور داریم که وعده آمریکا بر پایه نوعی انصاف و درستکاری بنا شده است. همآیندی معاملات مشکوک، ناظران به خطر افتاده و محیط نظارتیای که به گفته منتقدان، عملاً دعوتنامهای مُهر و موم شده، امضاء شده و تحویل داده شده برای هر کسی است که به اطلاعات مهم غیرعمومی و یک حساب کارگزاری دسترسی دارد.
معاملاتی که ابروها را بالا برد
معاملات ۲۳ مارس نامحسوس نبودند. بر اساس دادههای مبادلاتی که رویترز به آنها استناد کرده، بین ساعت ۶:۴۹ تا ۶:۵۰ صبح، چیزی بین ۵۱۰۰ تا ۶۲۰۰ قرارداد آتی نفت خام برنت و وست تگزاس اینترمدییت دست به دست شد بیش از نیم میلیارد دلار ارزش صوری، در یک دقیقه، در بازاری که معمولاً در آن ساعت خلوت است. همزمان، تا ۲ میلیارد دلار قرارداد آتی مرتبط با شاخص S&P 500 معامله شد در حالی که برآورد میشود ۵۸۰ میلیون دلار قرارداد آتی نفت فروخته شد. دو معامله، تقریباً همزمان، هر یک کاملاً پیشبینیکننده آنچه قرار بود اتفاق بیفتد. یک روز بعد، بنا بر گزارش وال استریت ژورنال، به کارکنان کاخ سفید اخطار داده شد که از موقعیت خود برای انجام معاملات آتی با زمانبندی خوب استفاده نکنند.
خوو که به عنوان مشاور استراتژی اختیار معامله برای سیانبیسی فعالیت کرده و سبدهای سرمایهگذاری را در چرخههای مختلف بازار مدیریت کرده است، سازوکار ماجرا را توضیح داد. ذخیره وجه تضمین لازم برای یک سفتهباز صرفاً برای آن قراردادها تقریباً ۲۴ تا ۲۵ هزار دلار برای هر قرارداد به این معناست که هر کس این معامله را انجام داده، دهها میلیون دلار تعهد مالی داشته، در بازار پیش از گشایش، در یک صبح دوشنبه، با اعتقادی خارقالعاده. او صریحاً گفت: «این یک مشارکتکننده معمولی خُرد در بازار نیست. باید ابروها را بالا ببرد.» و همین کار را هم کرد. اما چیزی که هنوز دستکم به صورت علنی انجام نداده، ایجاد هر نوع واکنش نظارتی متناسب با ابعاد آن چیزی است که رخ داد. در چرخه خبریای که میتوان آن را با ساعت، اگر نگوییم دقیقه، اندازه گرفت، هر خشم عمومی خاموش شد و خشم بعدی چرخه جایش را گرفت. دستکاری بازار؟ با در نظر گرفتن همه چیز، ملایم به نظر میرسد. چه کسی میتواند پا به پای این چیزها بیاید؟
به نظر میرسد همین اتفاق دوباره، کمتر از سه ساعت پیش از آنکه ترامپ توافق آتشبس دو هفتهای با ایران را در ۷ آوریل اعلام کند، رخ داده باشد؛ سرمایهگذاران بر اساس دادههای گروه بورس لندن، شرطی حدود ۹۵۰ میلیون دلار؛ مجموعاً ۸۶۰۰ لات قرارداد آتی نفت برنت و نفت خام آمریکا بر سقوط قیمت نفت بستند. نهنگهایی که روی تحولات صلحجویانه قریبالوقوع در جنگ شرطبندی کلان کردند، دستکم پول به جیب زدند. بنا بر گزارش اخیر فایننشال تایمز، یک مدیر سرمایه در مورگان استنلی که به عنوان کارگزار پیت هگست، وزیر دفاع، فعالیت میکرد، در ماه فوریه از طرف هگست با بلکراک تماس گرفت و به دنبال سرمایهگذاری چند میلیون دلاری در صندوق iShares Defense Industrials Active ETF بود صندوقی که داراییهایش شامل غولهای صنایع دفاعی مانند RTX، لاکهید مارتین، نورثروپ گرامن و پالانتیر است. این معامله در داخل بلکراک پرچمگذاری شد و در نهایت انجام نشد، زیرا آن صندوق هنوز در پلتفرم معاملاتی مورگان استنلی در دسترس نبود. (پنتاگون این تصور که کارگزار هگست سعی کرده از جنگ سود پیشدستیکند را «کاملاً نادرست و ساختگی» خواند.)
این اقدام در هفتههای منتهی به حمله ۲۸ فوریه آمریکا و اسرائیل به ایران صورت گرفته بود. اما حتی اگر هم اجرا میشد، سود چندانی عاید نمیکرد. صندوق مورد نظر، با نماد IDEF، تا پایان بازار در ۲۷ مارس، اندکی پایینتر از قیمت اواسط فوریه معامله میشد. گاهی حتی ندای فریبنده اطلاعات نهانی هم برای غلبه بر دمدمیهای بازار کافی نیست.
در همین حال، پلیسی که مشخصاً برای نظارت بر چنین چیزهایی ایجاد شده، هیچکجا پیدا نمیشود. رئیس اجرایی کمیسیون بورس را به یاد دارید که اواسط مارس، پس از شش ماه حضور در این سمت، ناگهان استعفا داد؟ مارگارت رایان میخواست پروندههای تقلب را با جدیت بیشتری دنبال کند از جمله پروندههایی که به حلقه رئیسجمهور مربوط میشد و به گفته منابع رویترز، با مقاومت پاول اتکینز، رئیس کمیسیون بورس، و دیگر منصوبان جمهوریخواه روبرو شد. استعفای او، به زبان رسمی واشنگتن، داوطلبانه بود. وزارت دادگستری چطور؟ این وزارتخانه یک بخش سلامت عمومی دارد، واحدی که پس از واترگیت برای مبارزه با فساد دولتی ایجاد شد. از ۳۶ وکیل تماموقت شاغل در آن بخش در روز تحلیف ترامپ، تنها دو نفر باقی ماندهاند. دوستان، چیز قابل توجهی برای دیدن وجود ندارد.
خانه همیشه برنده است
اگر بازارهای سنتی نسخه قدیمی معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی را عرضه میکنند قراردادهای آتی، حسابهای کارگزاری، رد کاغذیای که قانونگذاران در تئوری میتوانند آن را دنبال کنند نسل جدید بازارهای پیشبینیِ به شدت محبوب، چیزی جدیدتر، مبهمتر و از برخی جهات هشداردهندهتر ارائه میدهند.
پلتفرمهایی مانند پلیمارکت و کالشی به کاربران اجازه میدهند روی نتایج دنیای واقعی پول واقعی شرط ببندند، به این صورت که بازارها وقتی رویدادی رخ دهد «تسویه» میشوند: آیا آمریکا تا ۲۸ فوریه به ایران حمله خواهد کرد؟ (بازار روی ۱۰۰ درصد تسویه شد). آیا در مارس آتشبس خواهد شد؟ (بازار روی ۰ درصد تسویه شد). آیا عیسی مسیح در سال ۲۰۲۶ بازخواهد گشت؟ (۴ درصد احتمال). آیا جفری اپستین بازخواهد گشت؟ (۵ درصد). بیش از ۵۰۰ میلیون دلار فقط روی زمانبندی حملات آمریکا به ایران شرطبندی شده بود. و در روزهای پیش از تحقق حملات، اتفاق جالبی افتاد.
بر اساس گزارش شرکت تحلیل داده بلاکچین بابلمپس، شش حساب کاربری مجموعاً ۱٬۲ میلیون دلار از آن قراردادهای جنگی سود کردند. یکی از آنها در فوریه به پلیمارکت پیوسته بود، هرگز روی هیچ موضوع دیگری شرط نبسته بود و حدود ۵۰۰,۰۰۰ دلار به جیب زد. تصویر مشابهی پس از آن ظاهر شد که نیروهای ویژه آمریکا در یک حمله کماندویی غافلگیرکننده در ژانویه به کاراکاس یورش بردند و نیکلاس مادورو را دستگیر کردند. یک حساب ناشناس در پلیمارکت ۳۲,۰۰۰ دلار شرط بست که سقوط رئیسجمهور ونزوئلا قریبالوقوع است، فقط چند ساعت قبل از آنکه ترامپ دستور عملیات را صادر کند. آنها ۴۰۰,۰۰۰ دلار سود کردند.
نیکلاس وایمان، همبنیانگذار و مدیرعامل بابلمپس، در مورد نتیجهگیریهایی که میتوان از شرطبندیهای ایران کرد، محتاط بود. او به نیوزویک گفت: «در این مورد، آن حسابهای پلیمارکت هیچ فعالیت قبلی نداشتند و فقط یک روز قبل از حمله، روی حمله ۲۸ فوریه آمریکا به ایران شرط بستند. این برای ما به اندازه کافی قانعکننده بود که به اشتراک بگذاریم.» معاملات پلیمارکت روی بلاکچین ستون فقرات ناشناس صنعت رمزارز تسویه میشوند، بنابراین حتی اگر یک کمیسیون بورس، کمیسیون معاملات آتی یا وزارت دادگستریِ عملاً کارآمد میداشتیم، شانس شناسایی سودبرنده چقدر بود؟ بازار روی صفر درصد تسویه میشود.
سیانان جداگانه گزارش داد که یک معاملهگر پلیمارکت به ۹۳ درصد از شرطبندیهای مرتبط با ایران خود در طول دو سال دست یافته است عمدتاً مربوط به احتمال و زمانبندی اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل. نود و سه درصد در حوزهای که آگاهترین تحلیلگران جهان برای پیشبینی با چنین دقتی تقلا میکنند، یک نفر مثل آرون جاج (بازیکن بیسبال آمریکایی) در بهار موفق بود.
بعدتر، در ساعات پیش از اعلام آتشبس ۷ آوریل ترامپ، دهها حساب تازهایجادشده پلیمارکت بدون سابقه معاملاتی مشخص، شرطهای بسیار دقیقی روی نتیجه بستند، چیزی که آسوشیتدپرس با استناد به دادههای عمومی بلاکچین نخستین بار گزارش کرد. پلیمارکت بعداً این بازار را در انتظار شفافسازی درباره اینکه آیا شرایط آتشبس به طور کامل برآورده شده یا خیر، «مورد مناقشه» برچسب زد.
داور ساختمان را ترک کرده است
هیچیک از اینها در خلأ رخ نمیدهد. رونق بازار پیشبینی در برابر پسزمینهای از عقبنشینی نظارتی تعمدی و نظاممند گسترش یافته است و مجموعهای از روابط مالی که اگر خوشبینانه توصیفشان کنیم، اعتمادی به بیطرفی داوران القا نمیکنند.
دونالد ترامپ جونیور مشاور استراتژیک کالشی است. او همچنین شریک حامی پلیمارکت یعنی ۱۷۸۹ کپیتال است و پس از سرمایهگذاری این شرکت در سال گذشته، به هیئت مشورتی پلتفرم پیوست. شرکت ترامپ مدیا اند تکنولوژی گروپ در حال راهاندازی بازار پیشبینی مبتنی بر رمزارز خود به نام تروث پردیکت است و تروث سوشال را به گفته خود به «نخستین پلتفرم رسانه اجتماعی جهان» با معاملات یکپارچه قراردادهای رویدادی تبدیل میکند. پسر ارشد رئیسجمهور در دو پلتفرم غالب پیشبینی جا خوش کرده است. شرکت رئیسجمهور هم سومی را میسازد.
این درهمآمیختگی اقتدار عمومی و منفعت شخصی فراتر از بازارهای پیشبینی گسترش مییابد. گاردین گزارش داد که امیل مایکل، یک مقام ارشد پنتاگون که بر سیاست هوش مصنوعی نظامی نظارت دارد، سهم خصوصی خود در xAI ایلان ماسک را تا سقف ۲۴ میلیون دلار فروخت، پس از آنکه وزارت دفاع در حالی که او هنوز سهام داشت، با این شرکت وارد توافق شد.
فردی که ترامپ به ریاست کمیسیون معاملات آتی کالا منصوب کرد، مایکل سلیگ، مدافع سرسخت این دیدگاه بوده که قراردادهای بازار پیشبینی باید به عنوان ابزارهای مالی مشروع تحت قوانین فدرال در نظر گرفته شوند و نه قمار، تمایزی که برای نحوه و شدت امکان نظارت بر آنها اهمیت فراوانی دارد. از زمان انتصاب سلیگ، کمیسیون معاملات آتی تحقیقاتی را که از دوران بایدن درباره فعالیت پلیمارکت به عنوان یک بورس مشتقه ثبتنشده آغاز شده بود، متوقف کرد. این کمیسیون یک قانون پیشنهادی را که برخی قراردادهای رویدادی خاص؛ مشخصاً بازارهای شرطبندی سیاسی و ورزشی، یعنی پرسودترین و از نظر حقوقی پرچالشترین بخشها را ممنوع میکرد، پس گرفت. پیامی که به بازار مخابره شد، عامدانه یا نه، روشن بود: بزرگترها اتاق را ترک کردهاند و در باز است.
بن شیفرین، معاون سابق مشاور عمومی کمیسیون بورس که اکنون سیاستگذاری اوراق بهادار را در گروه مدافع بازارهای بهتر رهبری میکند، گفت: «میترسم قانونگذاران ما فضایی را ایجاد کرده باشند که مردم احساس کنند آزادند هر کاری میخواهند انجام دهند. اخیراً یک وکیل سابق کمیسیون معاملات آتی را دیدم که نقل قول شده بود چیزی شبیه به اینکه «الان دوران خیلی خوبی برای یک مجرم یقهسفید است». و به نظر میرسد که واقعاً همین طور است.»
برای رعایت انصاف، همه تصویر را به یک شکل نمیبینند. آدام میشل، مدیر مطالعات سیاست مالیاتی در موسسه آزادیخواه کاتو، استدلال میکند که قانونگذاران باید مراقب باشند که درست حدسزدن را با قانونشکنی یکی نگیرند. او با اشاره به اینکه مارتا استوارت مشهور هرگز به جرم معامله با اطلاعات نهانی متهم نشد. دادستانها به خاطر اخلال در روند دادرسی و اظهارات نادرست سراغش رفتند چون اثبات پرونده اصلی خیلی سخت بود، گفت: «معامله مبتنی بر اطلاع همان چیزی است که بازارها، بهویژه بازارهای پیشبینی را در وهله اول مفید میسازد.» اما او همچنان متعجب است که چه اتفاقی میافتد وقتی تصمیمات یکجانبه دولت میتواند تریلیونها دلار را جابجا کند، و انگیزه برای بهدستآوردن و اقدام بر اساس اطلاعات غیرعمومی تقریباً مقاومتناپذیر میشود. راهحل، از دیدگاه او و آزادیخواهان در همه جا، نفوذ کمتر دولت بر بازارهاست نه اجرای بیشترِ نظامی که عملاً وجود دارد.
شاید این استدلال قانعکنندهای باشد. همچنین، به طرز قابل توجهی، این استدلالی نیست که دولت از طرف شهروندان خودش مطرح میکند. آنچه دولت با اقداماتش مطرح میکند، مورد نسبتاً متفاوتی است: اینکه قوانین به صورت گزینشی اعمال میشوند، ناظران به زنجیر کشیده شدهاند و پنجره سفتهبازی بدون عواقب بر اسرار دولتی، فعلاً کاملاً باز است.
پسزمینهای تاریکتر
برای فهم اینکه آمریکا چگونه به اینجا رسید، دورتر شدن از تصویر کمک میکند. و وقتی به اندازه کافی دور میشوید، مدام به همان نام میرسید. بله، همان یک نام. جفری اپستین از سال ۲۰۱۹ مرده است. شرایط مرگ او همچنان مورد مناقشه است. اما پروندههایی که پرونده طولانیمدتش تولید کرد؛ دهها هزار صفحه که به صورت مجموعههایی توسط وزارت دادگستری و تحت دستور کنگره منتشر شد. همچنان مانند خمپارههای عمقی بر شهرت قدرتمندان فرود آمده است. بانکداران. سیاستمداران. اعضای خاندان سلطنتی. لابیگرها. مردانی که نامهایشان به شیوههایی ظاهر میشود که از ناراحتکننده تا مجرمانه متغیر است، در اسنادی که وزارت دادگستری، در چند مورد قابل توجه، تصمیم گرفته با سانسور منتشر کند که ظاهراً ناقض همان قانونی است که افشای آنها را الزامی میکند.
پروندههای اپستین، به بیان دقیق، یک داستان فساد از جنس معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی نیستند. اما همان شرایط زیربنایی را به اشتراک میگذارند: این باور، که میان تعداد قابل توجهی از مردان قدرتمند (و برخی زنان) در طول سالهای قابل توجهی رواج داشت، که قوانین حقوقی، اخلاقی، مالی در مورد آنها اعمال نمیشود. اینکه دسترسی و نزدیکی به قدرت نوعی مصونیت ایجاد میکند. اینکه سیستم، اگر اصلاً متوجه شود، چشمپوشی خواهد کرد. این، به تعبیری، استدلالی بود که ترامپ را در سال ۲۰۲۴ به قدرت بازگرداند. مرداب را خشک کنید. نشان دهید که چگونه سیستم تقلبی است.
حماسه اپستین هیچ پیگردی در آمریکا به دنبال نداشته است. با این حال، فهرستی از نامهای برجسته را تولید کرده که در زمینههایی ظاهر میشوند که از صرفاً شرمآور تا عمیقاً نگرانکننده متغیر است. کسانی که نامشان مکرراً در این اسناد ذکر شده شامل این افراد است: ترامپ، رئیسجمهور؛ لری سامرز، وزیر خزانهداری سابق؛ بیل کلینتون، رئیسجمهور سابق؛ استیو بنن، مدیرعامل سابق بارکلیز جس استالی؛ جیمی دایمون، مدیرعامل جیپیمورگان.
تضاد با بریتانیا آشکار است. آن سوی اقیانوس اطلس، پروندههای اپستین پیامدهای واقعی داشته است. اندرو مونتباتن ویندزور، شاهزاده پیشین اندرو در ۱۹ فوریه، روز تولد ۶۶ سالگیاش، به ظن سوء رفتار در مقام دولتی بازداشت شد و بعداً تحت تحقیق آزاد گردید. پیتر مندلسون، سیاستمدار کهنهکار حزب کارگر، دیپلمات و (برای دورهای کوتاه) سفیر بریتانیا در آمریکا، با اتهاماتی مشابه بازداشت شد. توربیورن یاگلاند، نخستوزیر سابق نروژ، به دنبال تحقیقاتی که به ارتباطات او با اپستین مربوط میشود، به فساد مالی تشدیدی متهم شده است. اینها نتایج یک نظام حقوقی تهاجمیتر یا مجهزتر نیستند. بریتانیا این پروندهها را تحت جرم نسبتاً قدیمی کامنلا سوء رفتار در مقام دولتی پیگیری میکند که کارشناسان حقوقی آن را ابزاری کُند توصیف میکنند. چیزی که بریتانیا دارد و آمریکا در حال حاضر فاقد آن است، دادستانهایی هستند که مایل به استفاده از آن باشند.
بنت گرشمن، دادستان سابق که اکنون در دانشگاه پیس نیویورک حقوق تدریس میکند، درباره تفاوت استراتژیهای پیگرد در دو سوی این آبها از او سوال شد. او گفت: «فکر نمیکنم کسی در اینجا تحت پیگرد قرار بگیرد. اگر کسی را تحت پیگرد قرار دهید، ممکن است یک نفر بگوید: ترامپ چطور؟» او اشاره کرد که نام رئیسجمهور «در این اسناد فراگیر است». او افزود که وزارت دادگستری «مستقل نیست. کاملاً سیاسی است.» جوهره انفعال آمریکا در قبال اپستین، در خوانش او، پیچیدگی حقوقی نیست. بلکه اراده سیاسی یا فقدان آن است. گرشمن متذکر شد: «بریتانیا یک نگاه خنثی به این قضیه دارد. اینجا سیاسی شده است.»
در جاهای دیگر هم بارقههایی از پاسخخواهی دیده میشود. مقامات اسرائیلی دو نفر را به استفاده از اطلاعات طبقهبندیشده نظامی برای شرطبندی در پلیمارکت متهم کردهاند. مستربیست، پدیده یوتیوب، یک تدوینگر ویدئوی خود را اخراج کرد، فردی که در کالشی (دیگر بازار بزرگ پیشبینی)، به دلیل انجام معامله حدود ۴۰۰۰ دلاری در بازارهای مرتبط با استریمر تعلیق شده بود. این تدوینگر به نهادهای قانونگذار فدرال برای معامله با اطلاعات نهانی ارجاع شده است. اینکه آیا تحت پیگرد قرار خواهد گرفت یا نه، باید منتظر ماند و دید.
دوران طلایی
روایتی از این ماجرا وجود دارد که اطمینانبخش است. در آن روایت، معاملات مشکوک ۲۳ مارس به طور بیسر و صدا توسط افرادی در دست تحقیق است که هنوز نمیتوانند علناً چیزی بگویند. پرونده تحقیق از کارگزار هگست به بهترین مأموران اجرایی کمیسیون بورس ارجاع میشود. پلتفرمهای بازار پیشبینی، که تازه سر به راه شدهاند، قوانین خودشان را با سختگیری واقعی اجرا میکنند. برای شروع، دیگر خیال شرطبندی بر سر بازگشت دوباره مسیح نیست. اسناد اپستین، کاملاً بدون سانسور، سرانجام راهشان را به دست دادستانهایی پیدا میکنند که آنها را به هر کجا که منتهی شود دنبال میکنند. نهادها دوام میآورند.
این روایت نیازمند ایمان قابل توجهی است به نهادهایی که قانونگذارانشان استعفا میدهند یا به آنها نشان داده میشود، قوانین پیشنهادیشان بیسروصدا پس گرفته میشود، اشتهای تحقیقیشان آشکارا تحت تأثیر نزدیکی سیاسی به همان رفتاری که زیر ذرهبین است شکل گرفته است.
آنچه شواهد در عوض نشان میدهند این است که آمریکا دقیقاً در دوران طلاییای که دولت ترامپ وعدهاش را داده بود به سر نمیبرد. یا شاید هم هست، بسته به اینکه دفتر کارتان چقدر به راهروهای قدرت نزدیک باشد. اینکه انباشت این مزایا قانونگذاران تضعیفشده، نهادهای نظارتی اسیر، رئیسجمهوری که خانوادهاش در کمنظارتترین گوشههای نظام مالی منافع مالی دارد و وزارت دادگستریای که ترجیح دائمیاش برای سانسور به جای پاسخخواهی را نشان داده است شرایطی را ایجاد کرده که برای کسانی که دسترسی و جسارت دارند، واقعاً جدید و خارقالعاده است. زمان بسیار خوبی برای یک مجرم یقهسفید بودن، همانطور که وکیل سابق کمیسیون معاملات آتی گفت؛ به راستی دورانی طلایی است.






