وحید صیامی، کارشناس بانکی / فراموشی از جمله مهمترین سازوکارهای ذهنی و مدیریت حافظه در انسان است. از آنجا که تن و روان انسان به دنبال بیشینه ساختن بقا و لذت خود هستند؛ سازوکار فراموشی شدیدا دارای سوگیری است. ما خاطرات خوب و شیرین را برای زمانهای طولانیتری در حافظه خود نگاه میداریم و سریعتر بازیابی میشوند و خاطرات تلخ و بد زود از خاطر ما خارج میشوند و یا در پستو و نهانخانه حافظه جای میگیرند و برای بازیابی آنها باید تلاش زیادی کرد.
تصویری که از آرش نکویی مهر در ذهن من هست، یکسره خاطرههای شیرین، رفاقت همراه با همکاری برای مدت دقیقا بیست سال بود. آنچه در مقدمه متن گفتهام بیشتر از آن رو است که برایم سوال بوده و هست تصویر من در حافظه آرش چگونه بود؟ آرش از جمله کارکنانی بود که من با سعی و خطا روی آنها اندکی مدیریت یاد گرفتم و نیک میدانم که چندین بار اذیت او را سبب شدهام.
لحظه مصاحبه شغلی با آرش را در اردیبهشت ۱۳۸۴ در محل شرکت هایکارت در خیابان خردمند جنوبی را بطور واضح در ذهن دارم. آرش فرزند یکی از معروفترین و خوشنامترین مدیران صنعت بیمه کشور بود. زمانی که برای مصاحبه به هایکارت (سامان پرداخت فعلی) آمد، بسیار جوان بود، ۲۶ ساله با دو سه سال سابقه کار در شرکت پتروپارس نزد وحید حجتی. همو بود که سال بعد اسباب آمدن وحید حجتی را به شرکت سامان پرداخت فراهم ساخت.
آرش به این منظور جذب سامان پرداخت شد که واحد شبکه را در این شرکت راهاندازی کنیم. تا قبل از آمدن آرش، در مدیریت فنی آن شرکت چهار پنج نفری بودیم که همگی همه کار میکردیم.
چند روز بعد، در کنار آرش نشستم و راهاندازی یک روتر سیسکو ۱۷۲۱ آزمون عملی آرش بود که از آن سربلند بیرون آمد و برایم ثابت شد که آنچه در جلسه مصاحبه درباره دانش شبکه خود گفته است، صحیح بود.
مدیریت فنی سامان پرداخت توسعه یافت و شامل سه اداره شد. من که از مدیریت فنی به بخش دیگری در شرکت رفتم، شایستهترین فرد برای مدیریت فنی بیتردید آرش بود که جای مرا گرفت.
در سالهای ابتدایی فعالیت شرکتهای پیاسپی که سامان پرداخت همچون خط تولیدی از نوآوری عمل میکرد، آرش با سختکوشی و لبخندی که همیشه بر لب داشت، هرگونه دغدغه از جهت زیرساخت مورد نیاز برای نوآوریها را برطرف میساخت. او بسیار خلاق با قدرت تصور و تخیل فوقالعاده بود.
چند ماه قبل از خروج من از سامان پرداخت، آرش باید وقتی را برای حل مسئله سربازی خود اختصاص میداد و از مدیریت فنی به واحد پروژههای خاص رفت و در آن بخش بود که با همکاری با وحید حجتی سرویس پرداخت موبایلی (USSD) را با پشتکار و پیگیری مثالزدنی راهاندازی کرده و به میهن هدیه داد.
آرش سختکوش بود، مهندسی خود را در رشته الکترونیک اخذ کرده و همزمان با کار در مقطع فوق لیسانس در رشته تجارت الکترونیکی تحصیل کرد.
در سال ۱۴۰۰ بعد از مدتی دوری از یکدیگر، دوباره به هم نزدیکتر شدیم، تب تولید پادکست فراگیر شده بود و آرش نیز همانند من و هاشم مقسومی سودای تولید پادکست داشت. ما سه نفر با همکاری یکدیگر و در استودیو شنوتو توانستیم پایهگذار یک برنامه پادکست تخصصی در حوزه پرداخت الکترونیکی شویم. نام آن پادکست Payment Channel بود که این نام نیز انتخاب آرش بود.
آن پادکست دوام زیادی نیافت، آرش در همان زمان در بلوبانک مشغول به کار شده بود و نیاز به تمرکز و حجم بسیار زیاد کارهایش دلیلی بر عدم تداوم پادکست شد. ولی همان چند قسمت پادکست ابزاری شد برای ماندگار شدن صدای آرش، که صدایش نیز همچون منش و رفتارش زیبا بود.
روحش شاد